محمد عیسی رحیمی
خواف

بی بی سی فارسی در یک پروژه دو ساله بزرگترین شخصیت ایرانی را که تاثیر بیشتری داشته با کمک شنوندگان خود تهیه نمود که سرانجام پس از دو سال 6 نفر را به عنوان بزرگان ایران زمین برگزید . این 6 نفر زردشت ، کورش ، ابوعلی سینا ، فردوسی ، حافظ و مصدق بودند که از میان این 6 نفر کوروش به عنوان بزرگترین فرد ایران زمین انتخاب شد.

مفسرین درباره اینکه ذوالقرنین کدام شخصیت تاریخی است و سدش در کجاست ، اختلاف نظر دارند . برخي از مفسرين در این باره هفت نظریه را به طور کامل نقل کرده‌اند. در اینجا چهار نظریه مهم تر را به اختصار بیان می کنیم:

جدیدترین نظریه درباره ذوالقرنین آن است که او کوروش هخامنشی ، پادشاه ایران باستان بوده و سد او سد « داریال » واقع در مناطق کوهستانی قفقاز و بین شهرهای « تفلیس » و « ولادی کیوکز » می باشد .

در این جا گفتاری در مورد ذوالقرنین و همچنین تحقیق مولانا ابوالکلام آزاد را که یکی از بزرکترین دانشمندان مسلمان هند است و علمای دیوبند هم وی را شخصیتی برجسته و مورد تایید می دانند مجددا باز پخش می نمایم. 

کورش کبیر ، ذوالقرنین است؟

مفسرین درباره اینکه ذوالقرنین کدام شخصیت تاریخی است و سدش در کجاست ، اختلاف نظر دارند . برخي از مفسرين در این باره هفت نظریه را به طور کامل نقل کرده‌اند. در اینجا چهار نظریه مهم تر را به اختصار بیان می کنیم:

1 - امپراتور چین « شین هوانگ تی »

بعضی مفسرين و مورخین چنین گفته اند که ذوالقرنین ، امپراتور « شین هوانگ تی » بزرگترين پادشاهان چین باستان است و سد او همان دیوار چین می باشد .

اما باید دانست که دیوار چین با اوصاف سد ذوالقرنین مطابقت ندارد ، اولا : سد ذوالقرنین در تنگه ای میان دو کوه ساخته شده است ، در صورتی که دیوار چین حدود سه هزار کیلومتر طول داشته و از کوه و دشت می گذرد ؛

ثانیا : در ساخت سد ذوالقرنین از آهن و مس مذاب استفاده شده است ؛ در حالیکه دیوار چین با سنگ و مصالح معمولی ساخته شده است . بنابراین ، این نظریه قابل قبول نیست .

4- اسکندر مقدونی

نظریه دومی که در اینجا می خواهیم ذکر کنیم این است که ذوالقرنین همان اسکندر مقدونی معروف است که سد او همانند یک مثل بر سر زبان هاست .

این نظریه نیز همچون نظریه اول پذیرفتنی نیست ، بلکه اشکال های بیشتری بر آن وارد است . در کلمات  طباطبایی هنگام نقد این نظریه چنین آمده است :

اوصافی که قرآن برای ذوالقرنین شمرده را ، تاریخ برای اسکندر مسلم نمی داند ، بلکه آنها را انکار می کند ؛ قرآن ذوالقرنین را مردی مؤمن به خدا و روز جزا می شمارد ، در حالی که اسکندر مردی وثنی مذهب و ستاره پرست بوده و قربانی کردنش برای ستاره مشتری معروف است .

نیز قرآن کریم فرموده ذوالقرنین یکی از بندگان صالح خدا بوده که به عدل و رفق مدارا می کرده است ، حال آنکه تاریخ برای اسکندر خلاف این را نوشته است . علاوه بر این ، در هیچ یک از تواریخ نیامده که اسکندر مقدونی سدی به نام سد یاجوج و ماجوج به آن صورتی که قرآن ذکر کرده ساخته باشد .

3 - پادشاهی از یمن

عده ای نیز معتقدند که ذوالقرنین یکی از پادشاهان حمیری است که مرکز حکومتش در یمن بوده است .

اما باید گفت که تاریخ ، ساخت چنین سدی با آن اوصاف و در چنان مکانی را برای هیچ یک از پادشاهان یمن نقل نکرده است . یمنی ها اگر چه در سدسازی ماهر بوده اند ، ولی سدهایشان با مصالح معمولی و به منظور ذخیره آب ساخته می شده است .

4 - کوروش هخامنشی

جدیدترین نظریه درباره ذوالقرنین آن است که او کوروش هخامنشی ، پادشاه ایران باستان بوده و سد او سد « داریال » واقع در مناطق کوهستانی قفقاز و بین شهرهای « تفلیس » و « ولادی کیوکز » می باشد .

سه نظریه اول قابل قبول نبوده ولی نظریه چهارم تا حدودی مورد تایید تاریخ و شواهد موجود می باشد.

تحقيق مولانا ابوالكلام آزاد ( رح )

دانشمند معروف مسلمان « مولانا ابو الکلام آزاد » که خودش مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ کشور هند بوده آن را در کتاب محققانه ای که در همین زمینه نگاشته است به طور مفصل و مستدل بیان کرده است. اين كتاب به فارسي ترجمه شده و به نام « ذوالقرنين يا كورش كبير » انتشار يافته است و بسياري از مفسران و مورخان معاصر نظريه آن را با لحن موافق در كتاب‌هاي خود مشروحاً آورده‌اند.

« مولانا ابو الکلام » این نظریه را از چند جهت بررسی و اثبات کرده است که ما در اینجا چهار بخش اصلی آن را به طور خلاصه می آوریم :

یک : شخصیت ذوالقرنین

طبق نظریه قرآن ، ذوالقرنین مردمی مؤمن به خدا و معاد بوده است ، کوروش نیز طبق نظر تاریخ و کتب عهد عتیق چنین بوده است . ذوالقرنین پادشاهی عادل و رعیت پرور و دارای رافت و احسان بوده ؛ کوروش هم طبق تاریخ ، کتب عهد عتیق و نظر مورخین قدیم مانند « هردوت » و دیگران پادشاهی با مروت ، فتوت ، سخاوت و کرم بوده است ؛ چنان که از تاریخ زندگی او و برخوردش با یاغیان و جبارانی که با او می جنگیدند یا او با ایشان جنگیده است ، معلوم می شود .

ذوالقرنین از طرف خداوند دارای توانایی ها و امکانات فراوانی مانند عقل ، تدبیر ، فضایل اخلاقی ، ثروت و شوکت ظاهری بوده و کوروش نیز همه این ها را داشته است .

دو : یاجوج و ماجوج کیانند ؟

در دو سوره قرآن کریم ، از یاجوج و ماجوج سخن به میان آمده است ؛ یکی آیات مورد بحث و دیگری آیه 96 سوره انبیاء که در بحث آینده به مطالب این آیه می پردازیم .

آنچه تاکنون مشخص شده این است که یاجوج و ماجوج اقوامی مفسد و خونخوار از انسان ها بوده اند که همواره برای ساکنان اطراف محل سکونت خویش مزاحمت و ناامنی ایجاد می کرده اند . اکنون می گوئیم که اکثر مؤلفین و اهل تفسیر ، یاجوج و ماجوج را طوایفی از مغول دانسته اند که در مناطق شمالی آسیا می زیسته اند . البته باید دانست قبول این نکته که یاجوج و ماجوج اقوامی از مغول هستند ، غیر از نظریه ای است که ذوالقرنین را کوروش می داند ؛ یعنی ممکن است کسی قبول نکند که ذوالقرنین کوروش است ؛ ولی در عین حال یاجوج و ماجوج را مغول بداند . به همین جهت ، بسیاری از کسانی که ذوالقرنین را کوروش نمی دانند ، یاجوج و ماجوج را طوایفی از مغول می دانند .

سه : آیا یاجوج و ماجوج دوباره حمله می کنند ؟

قرآن کریم در آیه 96 و 97 سوره انبیاء چنین فرموده است :

« حتی اذا فتحت یاجوج و ماجوج و هم من کل حدب ینسلون و اقترب الوعد الحق »

تا آن زمان که یاجوج و ماجوج گشوده شوند ، آن ها از هر محل مرتفعی به سرعت عبور می کنند و وعده حق ( قیامت ) نزدیک می شود .

این آیه پیش بینی کرده است که در آخرالزمان ، یاجوج و ماجوج دوباره از کوه ها سرازیر شوند و ... اکثر مورخین و اهل تفسیر گفته اند که این پیش بینی قرآن با حمله تاتار در نیمه اول قرن هفتم هجری تحقق یافته است .

مغولان - که همان تاتار هستند - در این هجوم به مناطق غربی آسیا حمله آورده و در خونریزی ، نسل کشی ، ویرانی و غارتگری از هیچ کاری فروگذار نکردند . چین و ترکستان و ایران و عراق و شام و قفقاز را تا آسیای صغیر تاختند و هر شهر و دیاری که در مقابل ایشان مقاومت کرد ، ویران نمودند و اهالی آن را از دم تیغ گذراندند .


آن ها بعد از استیلا بر این مناطق و مدتی حکومت بر آن ها ، به شهرهای خود برگشتند و حمله دوباره ای به اهالی روسیه ، مجار و روم انجام دادند و رومیه را وادار به پرداخت جزیه کردند .

در اینجا یک سؤال مطرح می شود که اگر هجوم دوباره یاجوج و ماجوج همان حمله مغول است ، چطور سد ذوالقرنین جلوی آن ها را نگرفته است ؟ مگر آیه قرآن نفرموده است :

« فما اسطاعوا ان یظهروه و ما استطاعوا له نقبا » پس از آن دیگر آن گروه مفسد قادر نبودند از روی آن عبور کرده یا راه نفوذ و حفره ای در آن ایجاد کنند .

در جواب آن برخي چنين گفته‌اند : با توجه به اینکه یاجوج و ماجوج اقوامی از انسان ها بوده اند و سد ذوالقرنین نیز یک مانع طبیعی محکم و مرتفع بوده است ، این سد تا زمانی مانع یاجوج و ماجوج بوده که تمدن بشری پیشرفت نکرده بوده و انسان ها توان عبور از مکان های مرتفع و دور زدن آنها را نداشتند . آیه قرآن هم منحصرا منظورش این نیست که یاجوج و ماجوج هرگز و الی الابد نمی توانند از آن عبور کنند ، بلکه اگر در مدتی بسیار طولانی - مثلا مدت زندگی یک یا چند نسل - توانایی عبور از آن را نداشته باشند ، باز این استعمال صحیح است .

بنابراین ، تصور اینکه هنوز یاجوج و ماجوج در پشت آن سد قرار گرفته اند ، ممكن است تصور صحیحي نباشد . اگرچه ممکن است ما نظریه تاریخی تطبیق هجوم دوباره اقوام یاجوج و ماجوج را با حمله مغول نپذیریم و بگوئیم هنوز حمله یاجوج و ماجوج که در آیه 96 سوره انبیا « پیش بینی » شده اتفاق نیفتاده است و بگوئیم یاجوج و ماجوج یکی از اقوام فعلی جهان اند ، ولی همان طور که در زمان ذوالقرنین به وسیله سد از حمله و غارتگری آنان جلوگیری شد ، الان نیز خداوند با وسایل دیگری از هجوم آنان جلوگیری کرده است ، ولی در آینده و در زمان مشخص دوباره به غارتگری خواهند پرداخت.

خاتمه

در پایان از خداوند متعال مسالت می کنیم که ما را در فهم و بیان مطالب قرآنی موفق گرداند و چنانچه در جریان تحریر این مطالب کوتاهی ، جهالت و یا گناهی از این حقیر سر زده ، به لطف و کرم خویش ببخشاید .
والحمد لله رب العالمین. (مولانا ابوالکلام آزاد)