معراجی - برهان الدین با عنوان xyz

به نام یزدان پاک

این روزها همانند روزهای انتخابات بحث های داغی حداقل در وبلاگ جناب مولوی جریان دارد جالب است خود ایشان هم مقداری به این تنش و فضای جدل ، دانسته دامن میزنند و ان هم به خاطر تایید تمام نظرها است که گاه در آن نمونه هایی از توهین یا بی ادبی یا تهمت را میتوان مشاهده نمود البته از جناب مولوی که بیشتر به رونق صفحات وبلاگشان میاندیشند نمیتوان دلخور بود به هر حال فضای مجازی ایجاد کرده اند که میتوان در آن هرگونه صحبتی رامطرح کرد.

در این فرصت میخواهم از همه همشهریان خواهش کنم  بیشتر به نوشته  سمت چب وبلاگ جناب مولوی در مورد دروغ توجه کنند . دوسستان محترم هر شنیده ای مستدل نیست و هر سخنی را از جانب مردم خواف استدلال کردن صحیح نیست شاید در جمع خوانندگان این نوشته افرادی از طرفداران  هر سه دکتر عزیز (ابراهیم بای  سجادیان و نگهبان ) باشند که انتقاداتی به دو نفر دیگر داشته باشند.

تعریف نقد

اما بیایید قبل از این کار به معنای انتقاد توجه کنیم : نقد به معنی جدا كردن سره از ناسره و در ادبیات، ظاهر ساختن عیوب یا محاسن كلام و در اصطلاح اجتماعی، بررسی رفتارهای انسانی برای شناسایی نقاط ضعف و قوت افراد یا جامعه با هدف برطرف كردن ضعف‌ها و توسعه قوت‌ها است.

ببینید دوستان همانگونه که ذکر شد در هیج جای تعریف نیامده که با نقد کردن میتوان کسی را تخریب کرد تهمت زد و نسبت ناروا داد. نقد کردن شرایطی دارد و منتقد هم شرایط خاصی نمیشود که هرشخصی به خود اجازه دهد بر اساس هر گفته و شنیده ای جمله ای نقل کند و انتقادی مطرح کند.

لازم است یاداوری کنم در انتقاد معقولات جایگاه بسیار بالاتر و مستدل تری نسبت به منقولات دارد و شخص نقد کننده صرفا با هدف برطرف کردن ضعف ها و توسعه قوت نقدی را مطرح میکند. اما جالب اینجا است که به قول دکتر زیبا کلام ما ایرانیها عادت نداریم برای اثبات گفته هایمان دلیل ارایه کنیم. واین همان نقصی است که سبب میشود انتقاد ما رنگ تهمت و ترور شخصیت بگیرد.

مهمترین ویژگیها و البته اصلی ترین صفات یک منتقد

به نظر من مهمترین ویژگیها و البته اصلی ترین صفات یک منتقد اینهاست:

۱ـ آن چیزی را که محور انتقادش قرار میدهد در خود او نباشد. اگر خود منتقد دروغ می گوید حق ندارد از دروغگویی دیگران انتقاد کند.

۲ ـ در مورد موضوعی که انتقاد می کند اطلاعات همه جانبه داشته باشد.چراکه با آبروی افراد سر و کار دارد و در صورت نقص اطلاعات آب رفته به جوی باز نمی گردد.

۳ـ از روی غرض ورزی و مچ گیری اقدام به انتقاد نکند. همان چیزی که متاسفانه بیشتر نظرات این وبلاگ  سرشار از آنهاست.

۴ـ در صورت دریافت پاسخ مناسب از جانب انتقاد شونده اشتباهاتش را قبول کند. متاسفانه مردم ما همیشه وبدون آنکه پاسخ انتقاد شونده بیچاره را بشنوند قضاوت می کنند.

۵ ـ در ضمن انتقاداتش و بیان مشکلات و معایب از خوبیها و موفقیتها نیز بگوید تا حق پایمال نشود.

۶ـ زمان مناسبی را جهت بیان انتقادش انتخاب کند. مثلا وقتی همه از راهیابی تیم ملی به جام جهانی خوشحال هستند زمان مناسبی برای انتقاد از سیستم دفاعی تیم ملی نیست.

۷ ـ در سخنانش حق هیچ گونه بی احترامی و کاربرد الفاظ غیر محترمانه ندارد.

چگونه می توان فرهنگ انتقاد پذیری را در این جامعه گسترش داد

به نظر شما دوستان چرا ما انتقاد را توهین به خود تلقی می کنیم و کمتر طاقت شنیدن انتقاد را داریم؟ چگونه می توان فرهنگ انتقاد پذیری را در جامعه گسترش داد؟ مسلما با تمرین و ممارست میتوان به این اصل مهم دموکراسی یعنی نقد پذیری دست پیدا کرد.

دوستانی که نسبت به صحبت های دکتر نگهبان درمورد سوریه نقد داشتند به نظر من لایق این گونه ادبیات نبودند به جرات همه خوانندگان رشدو توسعه خواف را اهم امور میدانند و در این مسیر هر اشتباهی را باید گوشزد کنند.

شکایتی که جناب مولوی مطرح کرده بودند هرچند ناقص و عمدتا نامفهوم بود هم نوعی نقد بود من فکر میکنم دکتر نگهبان لازم است به خاطر حفظ وجهه خودشان و حفظ شان نمایندگی منطقه خواف و رشتخوار ورشد و توسعه خواف هم که شده قول اصحاب فضیلت را آویزه گوش قرار داده و از تجربیات دکتر سجادیان و دکتر ابراهیم بای بیشتر استفاده کنند.

دکتر نگهبان  در مصاحبه در مورد سوریه میشد پخته تر عمل کنند و  همچنین مصاحبه در مورد  معدن که نصف بیشتر گفته ها کپی صرف از سایت معدن بود.

امیدوارم فضای ایجاد شده باعث رشد و توسعه شهرستان شود در پایان از جناب محمدی هم به خاطر نوشتار زیبایشان تشکر میکنم

معراجی - برهان الدین با عنوان xyz

 لطفا به عنوان یک پست قرار دهید