وقتی میخواهیم معلمین را از حقوقشان محروم کنیم عاشقشان می خوانیم!
حسن ذاکری
دبیر شیمی، کارشناس ارشد ادبیات فارسی
و شاعر برجسته شهرستان خواف
نخستین مجموعه شعر وی تحت عنوان "چشمک خورشید"
چاپ شده است.
توجه به معلمین از منظر اقتصاد
حسن ذاکری
روزنامه همدلی، 12 اردیبهشت 96
هفته معلم بهانه ای مجدد برای ورود به بحث واکاوی توجه به معلم در ایران است . هیچ عقل سیلمی نیست که نپذیرد اسکلت فولادین بنای فرهنگ و تعالی هر جامعه معلمین آن اجتماع هستند و تقویت این اسکلت کاری منطقی و اصولی است . زلزله های فرهنگی زمانی بی اثرند که مهندسین سیاست گذار نظام اجتماعی به این مهم التفات داشته باشند . اگر خلبان در حین پرواز تمام توجه خود را معطوف هدایت هواپیما نکند چه می شود ؟ اگر کابین خلبان خیلی سرد یا خیلی گرم باشد یا خود وی درگیر افکاری دیگر باشد و هزاران اگر دیگر ، چه می شود ؟ آیا معلم خلبان اجتماع نیست ؟ مسئولین محترم همواره ادعای حرکت به سوی توسعه را دارند اما مگر میشود به جامعه فرهنگی بی توجه بود و چنین ادعایی داشت ؟
چندین سال است که شعاری رنگین را سر می دهند : معلمی عشق است . معلمی هنر است و ... . مگر در کشور های پیشرفته معلمی عشق نیست ؟ مگر در ایران قضاوت هنر نیست ؟ مگر پزشکی عشق و هنر نیست ؟ چرا وقتی میخواهیم معلمین را از حقوقشان محروم کنیم باید عاشقشان بخوانیم ؟ نمی توان بخاطر کاهش هزینه ها در باک اتومبیل نفت ریخت و انتظار حرکت داشت .
اگر تصمیم گیران مملکت به همان اندازه که به توان نظامی و دفاعی توجه دارند به توان علمی وفرهنگی آن هم در عرصه عمل و نه شعار می اندیشیدند امروزایران ما پس از گذشت چهار دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران وضعیت مناسب تری داشت .
تفاوت فاحش دو کره شمالی و جنوبی نتیجه دیدگاه های متفاوت حکّام آنان است. توان علمی،فرهنگی و تکنولوژیک کره جنوبی با کره شمالی قابل قیاس نیست . چرا؟
خمودگی و کندی کاروان توسعه و فرهنگ در ایران اسلامی از کجا ریشه می گیرد ؟ اگر مسئولین دغدغه وطن را داشته باشند نباید مدیران مدارس دست تکدی به سوی اولیا دراز کنند . نباید همکار فرهنگی ما به راه های درامد دیگر بیندیشد . به نظر بنده اقتصاد مقاومتی نباید بر پیکر آموزش و پرورش اثر نماید ولی انگار شانه این وزارت خانه جای مناسبی برای تحمل این بار است .
برخی مسئولین تنگ نظر دلیل کم توجهی به آموزش و پرورش را مصرف کننده بودن این مجموعه می دانند اما اگر دوستان ما سواد فرهنگی و جامعه شناختی دارند باید بفهمند که بیشترین تولید در این وزارت خانه است .چه محصولی ارزشمند تر از تولید جوانان فرهیخته و دانش آموخته ؟
آیا همه کارشناسان ،مهندسین و پزشکان و ... محصولات نظام آموزشی ما نیستند ؟ آیا درامد مملکت از سوی مخابرات و صنعت برق بیشتر است یا آموزش و پرورش ؟ آیا دوستان ما تعریف درآمد را میدانند؟ آیا عاقلانه است که درآمد را صرفا به دست آوردن رالا دانست ؟ چرا فارغ التحصیلان ما آن مهارت های لازم و شور و پویایی مخصوص را ندارند ؟ چرا معلمین انگیزه لازم برای تحول را ندارند ؟ در جامعه ای که تعریف پیشرفت از استاندارد آن دور است و جامعه فرهنگی به خاطر کثرت اعضای آن زیادی به شمار میرود چیزی جز این انتظار می رود ؟
از همین نویسنده:
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)