عبدالحمید رحیمی
کارشناس الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران

مقدمه

امروزه نقش تفکر انتقادی در حوزه تعلیم و تربیت مورد توجه فیلسوفان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. در کشور ما بسیاری نقد یک عقیده ای را به معنای نفی آن عقیده می دانند که مغالطه ای آشکارا نادرست است.

قبل از اینکه وارد بحث شویم لازم است مقایسه ای میان دو شیوه ی آموزش یعنی: عادت دادن و تعلیم وتربیت انجام شود.

استفاده از روش تلقین و عادت در انتقال مطالب به معنای حاکم کردن شیوه مکانیکی است که در آن شخص حالتی منفعلانه به خودمی گیرد. به تعبیر روانشناسان پایه عادت دادن ایجاد واکنشی شرطی در فرد است. این در حالی است که در فرآیند تعلیم و تربیت فعال بودن شرط اساسی محسوب می شود و تفکر و استقلال فکری نقشی اساسی ایفا می کند. 

تفکر و اندیشه ورزی در اسلام و رد تعصب و تقلید کورکورانه

روح تربیت اسلامی نیز اقتضای تفکر و استقلال فکری را در پذیرش یا رد اعتقادات دارد. در تربیت اسلامی سعی بر آن است که متعلم از طریق تفکر و اندیشه ورزی  و به دور از هر گونه تعصب کورکورانه سر تسلیم بر آستان حقیقت فرود آورد. اسلام دین حقیقت گرا است. لغت اسلام یعنی تسلیم شدن و نشان دهنده این است که اولین شرط مسلمان بودن تسلیم واقعیت ها و حقیقت ها بودن است.

هر  نوع عناد و تعصب کورکورانه، جانبداری خود خواهانه از آن نظر که بر خلاف روح حقیقت خواهی و واقعیت گرایی است از نظر اسلام محکوم و مطرود است. تقلید کورکورانه و بدون پشتوانه عقلی و منطقی بارها در قرآن مورد تقبیح واقع شده و کسانی که از روی عناد و لجاجت به شیوه آباء و اجداد خویش رفتار می کنند و اسیر تقلید هستند مورد مذمت واقع شده اند چنان که درسوره بقره آیه 171 چنین بیان می شود:

1- چون به آنها گفته شود که از آنچه خدا فرو فرستاده پیروی کنید می گویند ما از پدران خود پیروی می کنیم آیا از پدرانشان پیروی می کنند اگر چه آنها تعقل نمی کردند و هدایت نشده بوده بودند.

2- یا در سوره زخرف آیه 23 بیان می کندکه : هیچ پیامبری رسالت خویش را به مردم ابلاغ نکرد مگر اینکه با این سخن مواجه شد که ما پدرانمان را بر آیین و عقایدی یافتیم و البته به آنان اقتدا خواهیم کرد.

در بررسی دو آیه بالا آنچه آشکار بیان و تقبیح شده است فقدان نگرشی انتقادی به سنت و عاداتی است که از گذشتگان به مردم منتقل شده و  آنها  بدون تحلیل و نقادی و صرفا از روی تعصب به پذیرش  آن اقدام کرده اند.

اما در شیوه تربیتی اسلام آزادی بحث و انتقاد حتی درباره مسائل مذهبی از ویژگی های منحصر به فرد مکتب اسلام به شمار می آید. مخالفان دین اسلام در حوزه نظر با حفظ آداب مباحثه و مناظره آزاد بودند که هر پرسشی را مطرح کنند و این پرسش ها شامل تشکیک در اصول دین نیز می شد اما با قرار دادن روحیه تسامح و تساهل به پاسخگویی این شبهات می پرداخت بدون اینکه اهانتی به پرسش کننده شود. امروزه در جامعه ما شیوه یادگیری مبتنی بر عادت دادن است.

فضای حاکم بر تعلیم و تربیت در مراکز آموزشی

دانش آموزان و دانشجویان در فرآیند یادگیری نقشی فعالانه ایفا نمی کنند و بسیاری از دانش آموزان با الفبای تفکر انتقادی بیگانه اند و واندکی نیز که خواهان کاربرد این شیوه در فرآیند یادگیری هستند معمولا با برخورد غیر منطقی معلمان و استادان مواجه می شوند.

در بسیاری از مدارس اصول و فروع دین به صورت تعبدی به دانش آموزان انتقال داده می شود در حالی که معلمان و استادان باید با طرح پرسشها و به چالش کشیدن اذهان دانش آموزان و دانشجویان آنان را به بازسازی دوباره ساختار ذهن ترغیب کنند تا اموری که اینان بدون استدلال و صرفا از روی تعبد و تعصب فرا گرفته اند مورد بررسی دوباره واقع شوند مسلما رواج چنین شیوه ای ثمرات مبارکی برای رشد و توسعه ی فرهنگ اسلامی خواهد داشت. والسلام

گردآوری توسط: عبدالحمید رحیمی کارشناس الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران