تجربه های با اهمیت سیاسی در جهان اسلام
خواف
چهار مرکز قدرت سیاسی، اقتصادی و مذهبی در خاورمیانه که مراکز تمدنی، امپراطوریها و بخش عمدهی میراث تاریخی این منطقه را نمایندگی می کنند، عبارتند از ایران، مصر، ترکیه و عربستان.
این چهار کشور حدود هفتاد درصد جمعیت، هفتاد درصد تولید ناخالص ملی و بخش عمدهای از میراث فرهنگی منطقه را در اختیار دارند و دولت های کوچک تر تحت نفوذ قدرت نظامی، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی آنها قرار دارند.
پس از چند دهه حکومتهای ملی و مارکسیستی و قبیلهای (همه آنها استبدادی و اقتدارگرا و بخشی از آنها تحت کنترل نظامیان) که اسلامگرایان را از قدرت به دور نگاه داشته بودند، اکنون اسلامگرایان در هر چهار قطب قدرت حضور متنی و حاشیهای دارند و بازیگرانی فعال و موثر به شمار می آیند.
ویژگیها و دستاوردهای این چهار تجربه که در درون خود نیز تنوعاتی دارند چیست؟
ایران : جمهوری اسلامی
در نتیجهی شبکهی سراسری روحانیت که در دوران پهلوی شکل گرفت ، اسلام خواهان بعد از سقوط حکومت پهلوی قدرت را به دست گرفتند و حکومت جمهوری اسلامی را بنیان گذاشتند.
جمهوری اسلامی خواهان آزادی یکپارچه فلسطین و از مخالفین سرسخت آمریکا و اسرائیل است و از حکومتها و سازمانها مخالف آمریکا و اسرائیل مانند حزب الله در لبنان و حماس در فلسطین و حکومت حاکم بر سوریه حمایت کرده است.
عربستان سعودی: اسلامگرایی سنتگرا
جریان اسلامگرایی سلفی در عربستان سعودی به عنوان ایدئولوژی حکومتی که موتور حمایت از همباوران خود در دنیای اسلام است در دهه های اخیر رو به تقویت بوده است.
دلارهای نفتی هم به نهادهای حکومتی و هم به مخالفان حکومت برای تقویت این جریان در منطقه یاری کرده است. حکومت، همپیمان با غرب است و مخالفان، علیه غرب هستند.
اسلامگرایی سنتگرای عربستان در حوزهی خلیج فارس و پاکستان بیش از نقاط دیگر دنیای اسلام نفوذ دارد.
درآمدهای نفتی کشور آن قدر زیاد بوده است که هم زندگی تجملی حاکمان و فساد آنان، هم بذل و بخشش های حکومت در منطقه و هم کمک به شهروندان را در زندگی جاری تامین کند.
اسلامگرایان سلفی زندگی شهروندان عربستان را بهبود بخشیده است، ولی عدالت و آزادی و دمکراسی نفی شده است.
ترکیه: اسلامگرایی توسعه گرا
اسلامگرایان ترک پس از چهار دهه تلاش در قالبهای حزبی بالاخره توانستند از نردبام دمکراسی در ترکیه بالا بروند.
آنها پس از به قدرت رسیدن علی رغم برخی تسویه حسابها با نظامیان، همپیمان با غرب و عضو ناتو باقی ماندند، تلاش کردند به اتحادیهی اروپا بپیوندند و در عین تلاش برای آزادیهای مذهبی، سکولاریسم را در ترکیه نفی نکردند.
اسلامگرایان ترک بر خلاف همقطاران سعودی خود از درآمد نفتی محروم بودند و نمی توانستند با درآمدهای نفتی اسلام مورد نظر خود را بر جمعیت کشور حاکم کنند.
آنها تلاش کردند درهای کشور را باز کنند و با تجارت آزاد سطح رفاه جمعیت را بالا ببرند و از این جهت با رشد اقتصادی بالا در منطقه موفق عمل کردهاند. لازم به تذکر است که حاملان اسلامگرایی در ترکیه تجار و بازرگانان بوده اند.
مصر: اسلامگرایی جامعه گرا
اسلامگرایان مصر پس از حدود هفت دهه مبارزه و تلاش بالاخره با امواج بیداری بخش عمدهای از قدرت را از آن خود ساختند. آنها هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی راه دیگری را در پیش گرفتند.
در حمله به سفارت آمریکا در قاهره آنان از سفارت این کشور محافظت کردند چون نمی خواهند رابطه با ایالات متحده را از دست بدهند ولی در بحران سوریه در سمت معترضان ایستادند و نه در سمت حکومت که ادعای مخالفت با اسرائیل و آمریکا را دارد.
اسلامگرایان مصر که همانند همقطاران ترک خود از درآمدهای نفتی در عربستان سعودی محروم هستند می دانند که به توریستها و سرمایه گذاران غربی نیاز دارند و نمی توانند با اتکا به منابع طبیعی درهای کشور خود را ببندند.
اسلامگرایان مصر از این جهت بیشتر به مسیر ترکیه می روند چون از درآمدهای نفتی برخوردار نیستند.
اسلامگرایی اخوان در مصر بر خدمات اجتماعی اتکا داشته و برای تداوم این خدمات اجتماعی نمی تواند به دشمنی با دیگران در منطقه دامن بزنند، بلکه باید به توسعهی کشور بیندیشد.
مصر در حال حاضر نه همپیمان و نه دشمن غرب است.
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)