هیچ بهانه ای برای فقیر ماندن وجود ندارد
نویسنده: جمشید نظرپور از عالمان تربت جامفوق لیسانس قرآن و حدیث
ومدرّس مجتمع دینی بستک استان هرمزگان
احتمالا همه ی ما این جملات را شنیده باشیم:
مال
چرک کف دست است… دنیا بی ارزش است او را برای اهلش بگذارید. هرکس قدرت و
ثروت دارد، قیمتی ندارد… مومنین فقیر هفتاد سال پیش از ثروتمندان داخل بهشت
میشوند (حدیث ضعیف)… فقر فخر من است (حدیث موضوع)… این همه مال دنیا برای
چه میخوای؟؟
در این مقاله سعی میشود بطلان این جملات آشکار شود.
نعمت ثروت در قرآن
۱- عذاب با گرسنگیوَضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّـهِ فَأَذَاقَهَا اللَّـهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ [نحل: ۱۱۲]
و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی میکردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها میرسید تا آنکه اهل آن شهر نعمتهای خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت خداوند سراپای آنان را از گرسنگی و بیمناکی پوشاند.
۲- دعا پیامبر الهی برای روزی و ثروت:
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللَّـهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۖ قَالَ وَمَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ [بقره: ۱۲۶]
و چون ابراهیم گفت پروردگارا اینجا را شهرى امن بگردان و از اهلش هرکس را که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد از فرآوردهها روزى ببخش، فرمود و هرکس که کفرورزد، نیز اندکى از روزی بهرهمندش گردانم سپس دچار عذاب دوزخش سازم و چه بد سرانجامى است (۱۲۶)
۳- عبادت پروردگار به خاطر روزی دادن او
فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَـٰذَا الْبَیْتِ * الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ [قریش: ۳و۴]
پس باید صاحب این خانه را بپرستند (۳) همان که ایشان را از گرسنگى [آذوقه و] خوراک داد و از ترس ایمن داشت (۴)
۴- آزمایش و ابتلا با ایجاد گرسنگی:
وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ [بقره: ۱۵۵]
و همواره شما را به نوعى از ترس و گرسنگى و زیان مالى و جانى و کمبود محصول مىآزماییم و صابران را نوید بده (۱۵۵)
توضیح مختصری در مورد این چهار آیه
حضرت ابراهیم بعد از بنای خانه کعبه مهمترین دغدغه ای که دارد این دو نعمت است . امنیت و رزق و روزی لذا در بارگاه الهی دست به دعا برمیدارد و می فرماید:
رَبِّ اجْعَلْ هَـٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ ﴿البقرة: ١٢۶﴾
پروردگارا، این [سرزمین] را شهرى امن گردان، و مردمش را -هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد- از فرآوردهها روزى بخش.دعای ابراهیم از جوامع کلام پیامبری است چرا که وجود امنیت و روزی و ثروت مقدمه ی تمام لوازم یک زندگی سعادتمندانه میباشد و حضرت ابراهیم با این دعایش میخواست که تمام امکانات برای اقامت در این شهر فراهم شود چرا مکه منبع اسلام است .
و همچنین در سوره قریش خداوند به قریش دستور عبادت می دهد فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ و به آنها متذکر می شود که به خاطر دو نعمت امنیت و سیری شکمشان باید به عبادت خدا بپردازند.
همچنین یکی از آزمایشای خداوند به نسبت انسانهای مومن نقص در اموال و ثروت می باشد. و مطمئناً آزمایش و ابتلا هم در چیزهایی رخ می دهد که انسانها به شدت به آن نیاز دارند .
عذاب خداوند به بندگانش نیز گرفتن همین دو نعمت است . فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ (یعنی خداوند سراپای آنان را لباس گرسنگی و بیمناکی پوشاند)
بررسی بیشتر در آیات قرآن و احادیث به نعمت مال و ثروت
خداوند در زمینه های مختلف انسانها را تشویق می کند تا با خرج کردن مالشان زمینه کسب ثواب و درجات مهم را به دست آورند که در زیر به بعضی از موارد اشاره می شود :
۱- جهاد با مال
مهمترین ضرورت در اسلام حفظ دین است و همچنین در اصطلاح اصولیین اولین ضرورت حفظ دین می باشد و جهاد هم برای حفظ دین واجب شده است و مهمترین مسأله در جهاد تامین مال است. زیرا اگر منابع مالی نباشد مطمئنا جهاد صورت نخواهد گرفت و اگر بگیرد با ضعف همراه خواهد بود. البته مفهوم جهاد همه جا به معنای جنگ نیست. جهاد فرهنگی، جهاد سیاسی، جهاد اقتصادی و غیره که البته همه اینها با صرف مال است که به ثمر خواهد نشست.
به آیات و احادیث زیر دقت کنید:
لَّا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّـهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً ﴿النساء: ٩۵﴾
مؤمنان خانهنشین با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مىکنند یکسان نمىباشند. خداوند، کسانى را که با مال و جان خود جهاد مىکنند به درجهاى بر خانهنشینان مزیت بخشیده،
می بینیم که در همین آیه دوبار جهاد با اموال بر جهاد نفس مقدم شده است . و این اشاره به این دارد که اگر چه جهاد با نفس در اولویت است ولی جهاد با مال هم در کنارش بسیار ارزش دارد.
عَنْ أَنَسٍ،أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: «جَاهِدُوا الْمُشْرِکِینَ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ»
یعنی: با مشرکین با مال و جان و زبان خود جهاد کنید
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَالَّذِینَ آوَواوَّنَصَرُوا أُولَـٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ … ﴿الأنفال: ٧٢﴾
کسانى که ایمان آورده و هجرت کردهاند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نمودهاند و کسانى که [مهاجران را] پناه دادهاند و یارى کردهاند، آنان یاران یکدیگرند…
الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّـهِ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿التوبة: ٢٠﴾
کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند.
وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿التوبة: ۴١﴾
بسیج شوید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانید، این براى شما بهتر است.
لَـٰکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُولَـٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿التوبة: ٨٨﴾
ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آوردهاند با مال و جانشان به جهاد برخاستهاند. و اینانند همه خوبیها را دارند و اینان همان رستگارانند.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أُولَـٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿الحجرات: ١۵﴾
در تمامی این آیات مجاهدت با اموال و نفس با هم ذکر شده است و این خود مهمترین دلیلی است بر اینکه اگر مال نباشد تا حدود زیادی جهاد را غیر ممکن می سازد . بر اساس همین مبنا رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : «مَنْ یَحْفِرْ بِئْرَ رُومَةَ فَلَهُا لجَنَّةُ». فَحَفَرَهَا عُثْمَانُ، وَ قَالَ: «مَنْ جَهَّزَ جَیْشَ العُسْرَةِ فَلَهُ الجَنَّةُ» فَجَهَّزَهُ عُثْمَانُ.
کسی چاه رومه را حفر کند بهشت برای اوست. و عثمان آن را حفر کرد و فرمودند کسی که لشکر تبوک را تجهیز کند بهشت برای اوست و عثمان آن را تجهیز کرد.
و در مورد دیگر رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : «مَنْ جَهَّزَ غَازِیًا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَقَدْ غَزَا، وَ مَنْ خَلَفَ غَازِیًا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِخَیْرٍ فَقَدْ غَزَا» هرکس که مجاهدی را در راه خدا، مجهز کند (ساز و برگ نظامی اش را فراهم سازد) همانا جهاد کرده است. و هر کس که خانواده مجاهدی را بنحو شایسته، سرپرستی نماید، او نیز جهاد کرده است».
چقدر پروژه های مهم دینی ، فرهنگی ، اجتماعی و تأمین دانشجویان و دانشمندان و عالمان امروزه در جهان توسط خیرین انجام می گیرد که باید به اینها گفت «بهشت مال شماست» و چقدر پروژههای شروع شده ای که نیاز به تأمین مالی دارد.
مقایسه جالب قرآن دو گروه دارا و تنگ دست را
ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا عَبْدًا مَّمْلُوکًا لَّا یَقْدِرُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ یُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا ۖ هَلْ یَسْتَوُونَ ۚ الْحَمْدُ لِلَّـهِ ۚ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ *
وَضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْکَمُ لَا یَقْدِرُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَهُوَ کَلٌّ عَلَىٰ مَوْلَاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّههُّ لَا یَأْتِ بِخَیْرٍ ۖ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ ۙ وَهُوَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿النحل ۷۵-۷۶﴾
خدا مَثَلى مىزند: بندهاى است زرخرید که هیچ کارى از او برنمىآید. آیا [او] با کسى که به وى از جانب خود روزى نیکو دادهایم، و او از آن در نهان و آشکار انفاق مىکند یکسان است؟ سپاس خداى راست. [نه،] بلکه بیشترشان نمىدانند. (۷۵)
و خدا مَثَلى [دیگر] مىزند: دو مردند که یکى از آنها لال است و هیچ کارى از او برنمىآید و او سربار خداوندگارش مىباشد. هر جا که او را مىفرستد خیرى به همراه نمىآورد. آیا او با کسى که به عدالت فرمان مىدهد و خود بر راه راست است یکسان است؟ (۷۶)
خداوند در این دو آیه توجه ما را به یک مثال مهم معطوف میدارد . یکی اینکه انسان یا باید با علمش به جامعه سود برساند و سودمند باشد و یا با ثروتش که به صورت نهان و آشکار در راه خدا انفاق کند .
و همین موضوع در حدیثی صحیح بسیار جالب بیان شده است . به حدیث زیر توجه فرمائید :
عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: سَمِعْتُ النَّبیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: ” لاَ حَسَدَ إِلَّا فِی اثْنَتَیْنِ: رَجُلٍ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا، فَسَلَّطَهُ عَلَى هَلَکَتِهِ فِی الحَقِّ، وَرَجُلٍ آتَاهُ اللَّهُ حِکْمَةً، فَهُوَ یَقْضِیبِهَا وَ یُعَلِّمُهَا “
از عبدالله بن مسعود – رضی الله عنه – روایت است که نبی اکرم – صلى الله علیه و سلم – فرمود: « حسد جایز نیست مگر در دو مورد. یکی، شخصی که خداوند به او مال وثروت داده و به او همت بخشیده است تا آن را در راه خدا خرج کند. دوم، کسی که خداوند به او علم و معارف شرعی عنایت فرموده و او از علم خود، دیگران را بهره مند می سازد و با عدالت، قضاوت می کند».
۲- انفاق از مالدومین موردی که اهمیت مال و ثروت را بیان می کند مسأله انفاق فی سبیل الله و زکات است .به آیات زیر توجه نمائید.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الْأَرْضِ… (بقره- ۲۶۷)
اى کسانى که ایمان آوردهاید، از چیزهاى پاکیزهاى که به دست آوردهاید، و از آنچه براى شما از زمین برآوردهایم، انفاق کنید…
وَالَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولَـٰئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ﴿رعد-٢٢﴾
و کسانى که براى طلب خشنودى پروردگارشان شکیبایى کردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزیشان دادیم، نهان و آشکارا انفاق کردند، و بدى را با نیکى مىزدایند، ایشان راست فرجامِ خوشِ سراى باقى
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا خَیرًا لِأَنْفُسِکُمْ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۱۶)
پس تا بتوانید خدا ترس و پرهیزکار باشید و (سخن حق) بشنوید و اطاعت کنید و از مال خود براى (ذخیره آخرت) خویش (به فقیران) انفاق کنید. و کسانى که از خوى لئامت و بخل نفس خود محفوظ مانند آنها به حقیقت رستگاران عالمند. (۱۶)
با توجه به همه این آیات و همچنین آیات زکات جای هیچ شک و تردیدی باقی نخواهد ماند که مال و ثروت از نعمتهای مهم خداوند است چرا که با توجه به فضیلت انفاق و زکات این فضائل شامل کسی جزء انسان ثروتمند نخواهد شد. پس تلاش برای پولدار شدن و کسب ثروت به نیت انفاق فی سبیل الله اگر نگوئیم واجب است حداقل کاری بسیار پسندیده و مورد رضایت خداوند است.با آن همه تشویق به انفاق فی سبیل الله، و با آن همه اجر و ثواب آیا باز شک و تردیدی در فضیلت مال و ثروت میماند؟! قطعاً خیر.
و متاسفانه تفاسیر غلطی که بعضیها در طول تاریخ از احادیث پیامبر و یا آیات قرآن داشتند باعث شده است خیلیها به مذمت مال و ثروت بپردازند و احادیث را به نفع این گونه برداشتهای غلط سوق دهند و مسأله قناعت را پیش کشند در حالی که قناعتی که شرع تشویق میکند قناعت در مصرف است نه قناعت در کسب. در کسب ثروت هیچ گونه قناعتی جایز نیست. و انسان مؤمن باید در پی کسب ثروت بیشتر باشد.
۳- تجارت با مال
یکی دیگر از موضوعاتی که اهمیت مال و ثروت را میرساند توجه ویژه قرآن و پیامبر به مسأله تجارت است. به آیات و احادیث زیر دقت فرمائید.
فإذا قضیت الصلاة فانتشروا فی الأرض و ابتغوا من فضل الله و اذکرو الله کثیرا لعلکم تفلحون (۱)
پس آن گاه که نماز پایان یافت (بعد از ظهر جمعه باز در پى کسب و کار خود رفته و) روى زمین منتشر شوید و از مال و ثروت که فضل و کرم خداست (روزى) طلبید.
بعد از ادای نماز جمعه که مهمترین فریضه الهی است خداوند دستور میدهد که «فانتشروا فی الأرض» در زمین پخش شوید «وابتغوا من فضل الله» از فضل و کرم خدا (روزى) طلبید. اما ما مسلمانان کلاً روز جمعه را تعطیل اعلام کردیم.
و قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ: التَّاجِرُ الْأَمِینُ الصَّدُوقُ الْمُسْلِمُ مَعَ الشُّهَدَاءِ یوْمَ الْقِیامَةِ
تاجر راستگوی مسلمان روز قیامت همراه با شهداء محشور میشود.
یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَینَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا.
اى اهل ایمان، مال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتى باشد که از روى رضا و رغبت کرده (و سودى برید)، و یکدیگر را نکشید، که البته خدا به شما بسیار مهربان است. (۲۹)
به این آیه توجه نمائید که خداوند مال را به عنوان قوام زندگی معرفی میکند:
وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا.
و اموالى که خدا قوام زندگى شما را به آن مقرّر داشته به تصرّف سفیهان ندهید و از مالشان نفقه و لباس به آنها دهید و با آنان سخن نیکو و دلپسند گویید. (۵)
۴- تسخیر همه چیز برای انسان
یکی دیگر از مواردی که بر اهمیت مال دلالت می دهد مساله تسخیر است.
کشتیها
وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْأ تَنْهَارَ (۳۲)
و کشتىها را مسخر شما کرد تا به امر او به روى آب دریا روان شود (۳۲)
دریا
وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (۱۴)
و هم او خدایى است که دریا را براى شما مسخر کرد تا از گوشت تر و تازه (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهاى آن (مانند درّ و مرجان) استخراج کرده و تن را بیارایید، و کشتىها را در آن روان بینى که سینه آب را مىشکافند (تا به تجارت و سفر رفته) و تا از مال و ثروت که همان فضل خداست روزى طلبید، و باشد که شکر خدا به جاى آرید. (۱۴)
هر آنچه در زمین و آسمان است در تسخیر انسان است
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِوَیُمْسِکُ السَّمَاءَ أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ﴿الحج: ۶۵﴾آیا ندیدهاى که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید، و کشتیها در دریا به فرمان او روانند، و آسمان را نگاه مىدارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد.
معادن و منابع طبیعی ، ایجاد شده در ظاهر و باطن زمین قابلیت تبدیل شدن به ثروت و دارایی را دارند . منابعی مانند نفت و گاز و معادن فلزات مختلف و گرانبها ، و غیره که خداوند در زمین قرار داده است و زمین را نیز مسخر انسان قرار داده است و وقتی که خداوند چیزی را در تسخیر انسان قرار میدهد یعنی اینکه باید انسان تلاش بکند و آنها را استخراج کند و به ثروت تبدیل کند.
همه ی اینها دلالت بر اهمیت مال و ثروت دلالت می دهد و این وظیفه اصلی مومنین است که در پی استخراج این همه نعمتهای الهی باشند و آنها را در اختیار بندگان قرار دهند.
هیچ بهانه ای برای فقیر ماندن وجود ندارد
و در آخر تاکید می کنیم هیچ بهانه ای برای فقیر ماندن وجود ندارد خداوند می فرماید :هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَیْهِالنُّشُورُ ﴿الملک: ١۵﴾
اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید، پس در فراخناى آن رهسپار شوید و از روزى [خدا] بخورید و رستاخیز به سوى اوست.
باید از ذلولیت زمین استفاده کرده و از روزیهایی که در آن گنجانده شده، خورد.
مال مانند شمشیر
مال مانند شمشیر است اگر در دست انسان مجرم قرار بگیرد با آن بی گناهان را می کشد و در زمین فساد به راه می اندازد و اگر در دست انسان مومن و مجاهد قرار بگیرد با آن از دین و نفس و اهل و وطن خویش دفاع می کند. خداوند هم می فرماید:فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَاتَّقَىٰ * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ * وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ * وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ * وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ [اللیل :۵-۱۱].
اما آنکه [حق خدا را] داد و پروا داشت، (۵) و [پاداش] نیکوتر را تصدیق کرد، (۶) بزودى راه آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت. (۷) و اما آنکه بخل ورزید و خود را بىنیاز دید، (۸) و [پاداش] نیکوتر را به دروغ گرفت،(۹) بزودى راه دشوارى به او خواهیم نمود. (۱۰) و چون هلاک شد، [دیگر] مال او به کارش نمىآید. (۱۱)
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)