دوشنبه 20 آذر1391 ساعت: 13:54     توسط:احمدی

جناب محمدی ، مدتی بنده نظرهای شما را چک کردم ، چون تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد .

اولا: در شما حس ارمانگرایی بشدت انقلابی موج میزند . ارمانها به اسانی به عمل در نمی ایند . ای کاش شما جای اقای نگهبان بودید تا می رفتید گوش وزیر را می گرفتید تا تمام مدارس کشور را نوسازی کند یا شاید هم اگر رئیس جمهور بودید تمام ضعفای روستاهای خواف را اگر کاخ نشین نمی کردید حداقل ویلا می بخشیدید .

برادر من نگهبان هم روستا زاده ای است که فاصله هزار خوشه تا اگر اشتباه نکنم ولی اباد را از بین مزارع و اراضی بایر در تابستان و زمستان پای پیاده می رفته . شما ایشان را به مجلس فرستادید یا خانقاه که برود ریاضت بکشد یا براساس نیازها در حد توان بفکر راهکار باشد ؟ مگر لحظه ای که در رستوران نشسته بود شما در قلبش بودید که دیدید بیاد مردمش هست یا گور بابای مردم ؟؟؟ نمی دانم شما که میگوئید با او ارتباطی نداشته اید پس به شما نگفته مردم را فراموش کرده از کجا می دانید !شاید عالم الغیبید!

ثانیا: درحالی که اکثریت مجلس چیزی فکر میکنند که شما فکر نمی کنید از سیاستهایی تبعییت می کنند که شما شاید بدان معتقد نباشید ، چرا انتظار دارید چیزی بگویند که شاید به نفع منطقه نباشد آنجا دنیای سیاست است نه آرمانگرایی باید از حداقل امکانات حداکثر استفاده را برد ، این روش ایشان است و ایشان نماینده هستند نه شما ، شما حق دارید نظرتان را بگویید ایشان حق دارند قبول نکنند . چرا؟ چون من هم اندازه شما حق دارم و نظر شما را قبول ندارم .

آیا اگر نظر شما اجرا شد و من نه یا بالعکس ، کداممان نیش انتقادمان را به سویش تیز نمی کنیم من یا تو!!! . پس نماینده باید مستقل باشد و شما هم بجای جوش آوردن و تند حرف زدن نظرت را به نرمی بگو و نظاره کن یا اجرا می شود یا نه .

موضوع دیگری که مد نظر من هست بعد روانی نوع ایده پردازی شماست برداشت من اینست در شما نوعی حس خود برتر بینی و عقل کل گرایی موج می زند انگار دیشب آسمان باز شده باشد و محمدی برای هدایت بشریت از ضلالت و تاریکی بر جامعه خواف مبعوث شده باشد .

«نظام اخوندی ما باید متحول شود »، راهکارتان هم عوض نمودن القابی مثل مولوی با آخوند است .!!!!! از این به بعد بگوییم جناب ...  مطهری !! جناب آخوند فرقانی!!! و جناب آخوند طاهری!! اصلا چطور هست بگوییم شیخ یا پیر ؟؟ درویش و قلندر چی ؟ کدامشان شما را آرام میکند و جامعه را نجات می دهد ؟

در علوم اجتماعی ، فشار اجتماعی به عنوان اهرمی باز دارنده و شکل دهند به نظم اجتماعی در بطن هنجارهای عقیدتی و عرفی آن وجود داشته ، دارد و خواهد داشت . در جامعه ما برخی چیزها برای زنان هنوز نهادینه نشده ، یقین داشته باشید چنین موضوعاتی در دل زمان نهادینه خواهد شد .

شما میخواهید یکدفعه جامعه ما دچار خیز فرهنگی شود و همه چیز متحول شود ، هنوز در تهران ما این اتفاق نیفتاده است . اندکی صبر داشته باشید بجای انتقادهای به زعم جلال آل احمد خر مگسانه راهکارهای اجرایی مناسب بیابید .

شما که تا بحال با هیچکدام از نمایندگان از نزدیک صحبت نکرده اید به عقیده من حق ندارید خیلی خودتان را داخل این گود بیاندازید این نشان از غرور و کج اندیشی شما دارد که شهامت ندارید وارد گود شوید و از پشت صخره ای گاهی سنگریزه ای به دریا می اندازید تا ثباتش را بهم بریزید و بگوئید این من بودم که چنان کردم .

برادر من راهکار پیدا کن ببین به چه روشی می توانی به آخوندها نزدیک شوی و تا چه حد می توانی بدون کور کردن چشم ابرو را اصلاح کنی . به نماینده نزدیک شو و با لبخند یا حتی اگر اعصابت آرامت نمی کند با خشم آنچه داری را برادرانه ارائه کن . اگر هم آنها را عددی نمی دانی که خب تو را هزار ، عدد انها صفر . اما فعلا نقش اجتماعی شما به نظر می رسد در برابر این آخوندها و نماینده ای که نمی داند چی نگوید و کجا نرود بسوی صفر میل میکند.

شاید همانگونه که جناب مولوی (ببخشید آخوند ، قلندر) رحیمی می گوید شما از افراد دارای وجهه اجتماعی خوب هم باشید اما همین سخنان خود را اگر در همان جامعه ای که شما را احترام می نهند بیان کنید امنیت وجه اجتماعی شما دچار چالش خواهد شد . و این همان فشار اجتماعی کنترل کننده است . بنابراین بهتر این است با مسالمت بیشتر در جهت جریان شنا کنید و هر جا دستتان رسید خاشاک را بردارید و این آب روان را پاکترش سازید .

من هم مثل شما در پشت نام مستعار سخن گفتم و این خود گویای این مطلب است که من هم می دانم نمی توان با نام خود سخن گفت اما مثل شما خودم را به در دیوار قفس نمی کوبم . به همان جاهایی که شما نمی روید من می روم تحقیر و توهین هم می بینم و می شنوم اما امیدوارم بشود کاری کرد . لبت همیشه خندان باد

 وب سایت   پست الکترونیک                
درد دل ها و گلایه های خانم دکتر انصاری