طارق رمضان: ما مسلمانان در چیزی افراط می کنیم که واقعا خطرناک است، یعنی حفظ ظاهر
دانشجوی رشته علوم سیاسی
طارق رمضان
دكتر طارق رمضان درسال 1962 در شهر ژنو سوئيس از پدر و مادري مصري متولد شد . زبان مادري وي عربي و زبان دومش در خانه انگليسي است . او نوه امام حسنالبناء بنيانگذار جنبش اخوانالمسلمين مصر و فرزند شيخ سعيد رمضان از رهبران برجسته اخوانالمسلمين است .
طارق رمضان مشروعيت فكرياش را از سه منبع ميگيرد : نخست از پدرش سعيد رمضان که در تمام طول زندگياش با جمال عبدالناصر مبارزه کرد . دوم از مرکز ارتباطات جهان اسلام (رابطه العالم الاسلامي) که مرکز آن در جده است ، و سوم از شيخ يوسف قرضاوي که تأًثير ژرفي بر توده عرب و مسلمانان دارد .
طارق کتب و مقالات زيادي را بهرشته تحرير در آورده است که از آن ميان ميتوان به «مسلمان اروپايي بودن» ، «اسلام ، غرب و چالشهاي مدرنيته» ، «جهاد ، خشونت ، جنگ و صلح در اسلام» ، «مسلمانان غربي و آينده اسلام» و «محمد (ص) زندگاني يک پيامبر» را ميتوان نام برد .
مجله تايم در سال 2004 نام طارق را در فهرست 100 شخصيت تأًثيرگذار جهان قرار داد . همچنين در نظرسنجي نشريه معتبر سياست خارجي ده نفر بهعنوان تأثيرگذارترين شخصيتهاي مسلمان جهان در سال 2008 انتخاب شدند که نام طارق رمضان در کنار شيخ يوسف قرضاوي ديده ميشد .
طارق در سيستم آموزشي سوئيس به تحصيل پرداخت و تحصيلات عاليه را در دانشگاه ژنو در رشتههاي فلسفه و ادبيات فرانسه تحصيل و دو مدرک دکتري در رشتههاي فلسفه و مطالعات عربي و اسلامي از اين دانشگاه دريافت کرد . او در دانشگاه الازهر قاهره نيز در رشته پژوهشهاي اسلامي به تحصيل پرداخت .
طارق رمضان چند سالي به تدريس فلسفه در کالج دسوسور ژنو اشتغال داشت و پروفسور مطالعات اسلامي دانشگاه فريبورگ بود .
خود او ميگويد هويت چندگانه دارد : از نظر ديني مسلمان ، از نظر هويتي سوئيسي و در عين حال به خاطر اصالتش مصري است .شيخ سعيد رمضان پدر طارق رمضان مرکز اسلامي ژنو را تأسيس کرد و يکي از بنيانگذاران مرکز ارتباطات جهان اسلام (رابطه العالم الاسلامي) بود . پس از درگذشت وي رياست مرکز ژنو برعهده هاني رمضان (برادر طارق) و رئيس هئيت مديرهاش ايمن رمضان و اعضاي آن، مادر همه اينها وفا رمضان و خواهرشان أروي رمضان و برادران طارق ، بلال و ياسر رمضان هستند ، و پرآوازهترين آنها طبعاً طارق رمضان است که بر صفحه تلويزيون ظاهر ميشود و با نيکولاسارکوزي و هابرماس آلماني مناظره ميکند و وسايل ارتباطي را به خودش مشغول ساخته است .
طارق رمضان نيز يکي از اعضاي هئيتمديره اتحاديه جهاني مسلمانان ميباشد که براي پيشبرد اهداف اسلامي کار ميکند.
اسلام در اروپا و متفکران مسلماناکنون ديگر جهان اسلام به اجبار يا الزام، در برابر پديدهاي جديد به نام اسلام اروپايي قرار گرفته است . پس از حوادث يازدهم سپتامبر جامعه اروپا که در عکسالعملهاي منفي خود نسبت به جهان اسلام و بنيادگرايي آن ، کمتر از ايالات متحده آمريکا رفتار نکرد ، با صدور قوانين محدودکننده و آزاردهنده ، تلاش بسيار نمود تا چهرهاي خاموش و بيخطر از جهان اسلام و جامعه مسلمانان در اروپا حضور داشته باشد ، و در همين رابطه تا آنجا که توانست به قوانين محدودکننده پرداخت ، تا آنجايي که اکنون در اين کشورها رسماً اعلام ميشود که اسلام تنها در غالب فرهنگ اروپايي قابل پذيرش است .
اين قوانين سخت در برابر جامعه اسلامي ، چهرهاي پديد آورده است که روشنفکران و انديشمندان را به واکنش انداخته که آيا بهراستي اين شکل از اسلام مورد پذيرش جامعه اسلامي خواهد بود؟ برخي از مراجع اسلامي با فريادهاي بسيار اعلام نمودند که شکل اسلام اروپايي ، هرگز مورد قبول و باور يک جامعه اسلامي نيست ، اما در مقابل بودند کساني که در برابر اين پديده ناخواسته اما الزامي که دنيا در برابر مسلمانان قرار داده است به فکر چارهجويي افتادند .
مسلمانان ملزم به درک قرائت جديد از اسلام اند
در اين ميان طارق رمضان يکي از مناقشهبرانگيزترين متفکران اسلامي حال حاضر در اروپا است که نامش با نظرية اسلام اروپايي گره خورده است . وي از جمله کساني بود که با طرح نظرات جديد ، تلاش کرده است تا راه چارهاي بيانديشد و مسلمانان را از تسليم محض و از سويي جنگ اجتنابناپذير رهايي بخشد .
او با انتشار کتابها و مقالات مسلمانان را راهنمايي ميکند . وي در کتاب جديد خود به نام «مسلمانان، غرب و آينده اسلام» به طرح اين ديدگاه ميپردازد که مسلمانان ميتوانند بدون داشتن قدرت سياسي و تنفّس در فضاي اسلام سياسي ، باز هم مسلمانان معتقد باقي بمانند .
او مسلمانان را ملزم به درک قرائت جديد از اسلام ميداند ؛ قرائتي که براساس آن سنت پيامبر بايد براساس بافت جامعهاي که در آن زندگي ميکنيم مورد پذيرش قرار گيرد . او معتقد است که مسلمانان بايد درک شخصي خود از اسلام را گسترش داده و همچون مسائل سياسي و مالي در مسائل معنوي نيز مستقل عمل نمايند .
براساس نظرات اين متفکر اسلامي ، مسلماناني که به پذيرش اين قرائت از اسلام تن ميدهند ، به نوبه خود سبب ايجاد تغييرات جديد در زيرشاخههاي مهم جامعه اسلامي ، نظير آموزش ديني ، معنويات ، گفتوگوي ميان اديان و مشارکت سياسي و نزاع براي عدالت اجتماعي و از همه مهمتر بحث نقش زنان خواهند شد .
تکيه بر فربه کردن جنبههاي فردي و اخلاقي و فرهنگي اسلام ميتواند تصوير ارائهشده از مسلمانان در دنيا را اصلاح کرده و روبه شکوفايي و بهبود برد .
رمضان مينويسد که برداشت اينگونه از جهان اسلام ، مسلمانان غرب و اروپا را به شناخت جديد از خود و نقششان در جامعه واميدارد . او که بهشدت از سندروم انزواجويي مسلمانان در جامعههاي غربي رنج ميبرد و آن را مورد انتقاد شديد قرار ميدهد ، از مسلمانان ميخواهد که تئوري توطئه جهان عليه اسلام را از اذهان خود دور کنند و براي تبعيضها و دشمنيها و کينهتوزيهاي جهان غيرمسلمان با جهان اسلام ، چارهاي عقلانيتر و عملي بيانديشند .
طارق رمضان معتقد است که اگر مسلمانان کشورهاي غربي را بهعنوان سرزمينهايي براي دعوت الهي در نظر بگيرند و آن را جايگاه مأموريتهاي الهي بدانند و تلاش کنند تا با ابزاري بهغير از قدرت سياسي به تبليغ و ترويج اسلام و آموزههاي آن بپردازند ، يقيناً آيندهاي درخشان در پيشروي جامعه اسلامي و مسلمانان خواهد بود .
او اسلام را ديني جهانشمول ميداند که ظرفيتهاي نهفته بسياري دارد . او معتقد است که مسلمانان اروپا به جاي انزواطلبي به خلق يک هويت فرهنگي بيانديشند ، هويتي که مسلمانان را اقليتي فعال و مولد ميبيند ، آنها را از فرورفتن در کمينگاه بغض و کينه رها ميکند .
او تلاش فراواني دارد تا ثابت کند که مسلمانان ميتوانند بدون اتکا به قدرت سياسي موجود در جامعه، هويتي مولد و دوستداشتني در جامعه خود داشته باشند . جامعهاي که به صدها دليل تاريخي و اجتماعي بهنوعي اسلامترسي و اسلامگريزي مستبد است .
طارق رمضان جهان اسلام و آموزههاي فردي اين دين را بهاندازهاي قدرتمند ميداند که يقين ميکند تکيه بر فربه کردن جنبههاي فردي و اخلاقي و فرهنگي اسلام ميتواند تصوير ارائهشده از مسلمانان در دنيا را اصلاح کرده و روبه شکوفايي و بهبود برد .
داوري نخستين مانع ديانت رحمت خداوند است
طارق رمضان ميگويد خدا عشق است ؛ ما مسلمانان اغلب احساس ميکنيم که حتماً خودمان را در مقابل چيزي بگذاريم ، مثلاً غرب يا مسيحيت و بدينترتيب در چيزي افراط ميکنيم که واقعاً خطرناک است ، يعني حفظ ظاهر.
ما به مردم معني نماز را ياد نميدهيم ، به آنها اسلوب نماز را ياد ميدهيم . خدا عشق است ، زيبايي و نور است ، و صحبت از اينها بسيار مهمتر از صحبت از داوري خداست . گاهي به بحران روحي دچار ميشويد ، اما اگر رابطهاي عميق با خدا داشته باشيد ، او چيزي را ميبخشد که هيچ انساني نميتواند ببخشد ؛ او بخشايندة هر چيز است .
اين هم در واقع يک جهاد است ، يک مبارزه با داوري خودتان چون اين داوري نخستين مانع ديانت رحمت خداوند است . چون وقتي شروع به داوري خودتان ميکنيد فراموش ميکنيد که او ميتواند مهربانترين باشد و بهسادگي ميتواند آنچه را انسانها انجام ميدهند بپذيرد. اين چيزي است که از دوستان مسيحيام ياد گرفتهام تأکيد بر اينکه «خدا عشق است» چيزي که مسلمانان گاهي فراموش ميکنند .
منبع: آیین، اسفد 88
نشریه داخلی دفتر امور دانشجویی حوزه علمیه دارالعلوم(مکی) زاهدان،
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)