وحدت آری یا خیر ؟
دکتر حجت الله جودکیاز محققین اهل تشیع
خداوند در قرآن به مومنان میفرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا
تَمُوتُنَّ إِلّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ
جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَیْکُمْ إِذْ
کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ
بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ
فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذالِکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُمْ آیاتِهِ
لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُون. ولْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى
الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ
وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا
وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ
عَذابٌ عَظیمٌ.[1]
ای کسانی
که ایمان آوردهاید همگی ریسمان خدا را محکم بگیرید و متفرق نشوید ...
حبل در واقع محوری است که استحکام بقیه چیزها به آن وابسته است.
وحدت نمودن بر همه کسانی که به خداوند ایمان آورده و دارای عقل هستند، واجب است.
در قرآن احکام متعددی وجود دارد که خداوند اجرای آن را از مومنان خواسته است. یکی از این حکمها، در آیات یاد شده بیان گردیده است. لذا اطاعت از آن بر همه کسانی که به خداوند ایمان آورده و دارای عقل هستند، واجب است. موضوع حکم هم مشخص است؛ وحدت همگانی برای اجرای فرامین خداوند و پرهیز از تفرقه و ناسازگاری در اجرای دستورات او.
تفسیر غلط آیه و توجیه نادرست آن
در اینکه همه مسلمانان به عنوان کسانی که به خداوند ایمان آورده اند، مصداق این آیه هستند، شکی نیست. با این وجود برخی از مسلمانان با تفسیر خاصی که از این آیه دارند، عملاً این حکم را تعطیل کرده و از حیز انتفاع انداخته و حتی بر خلاف آن عمل نموده اند. این افراد چه کسانی هستند و چرا چنین میکنند؟
این افراد در میان پیروان همه مذاهب اسلامی اعم
از شیعه و سنی وجود دارند و چون مذهب خود را درست، ناب و اصیل میدانند،
بر این باورند که همه افراد آن مذهب باید با یکدیگر وحدت داشته باشند. زیرا
همه آنها تلقی یکسانی دارند. به همین دلیل ایشان کسانی را که خواستار وحدت
در چارچوب همه مسلمانان هستند، تخطئه کرده و آنان را گمراه خطاب میکنند.
این افراد اگر شیعه هستند، وحدتگرایان را به سنیگری و وهابیمآبی متهم کرده و چنانچه سنی باشند، آنان را مخالفان صحابه و از فریبخوردگان شیعی میدانند![2]
طرفه اینکه شیعیان یاد شده با ادعای دفاع از حقوق ضایع شده امام علی (ع) توسط خلفای سه گانه قبل از او، خواستار وحدت شیعیان برای برقراری ولایت و امامت ایشان هستند!
واقعیت در گفتار و رفتار حضرت علی (ع)
واقعیت اینست امام علی (ع) به دلیل شایستگی
هایی که در خود میدید بر این باور بود که برای خلافت، بر دیگران برتری
دارد، اما هنگامی که آنان خلیفه شدند، امام با ایشان بیعت کرد و مشاور امین
آنان شد. حتی در غائله کشته شدن خلیفه سوم برای نجات جان وی کوشید و در
عین حالی که از او انتقاد میکرد و به او رهنمود هم میداد، تلاش وافری به
خرج داد تا او را از خطر برهاند.
وقتی نیز مردم بعد از مرگ خلیفه سوم برای بیعت
با او جمع شدند، وی از قبول بیعت خودداری کرد و بعد از اصرار فراوان مردم و
با این انگیزه که حقوق مردم را تامین کند، خلافت را پذیرفت. او حتی در
ایام خلافت به ابن عباس گفت که ارزش این کفش کهنه ای که در حال دوخت و
تعمیر آن هستم، چقدر است و ابن عباس گفت: دورش بینداز که ارزشی ندارد و
امام جواب داد که ارزش آن نزد من از خلافت بر این مردم بیشتر است.
در تمامی نهجالبلاغه – اعم از نامه، خطبه و
کلمات قصار – که بیشتر آن متعلق به ایام خلافت و حکومت او میباشد، نه از
حدیث غدیر سخن راند و نه از اینکه خلافت او امانت الهی و منصوص از جانب
خداوند است. بلکه آن را به مثابه عقدی میان خود و مردم دانست که مستوجب
حقوق و تکالیفی نزد طرفین بود. او خود را مصداق اولیالامر میدانست و بر
این باور بود که اگر مشکلی میان او مردم پدید آمد، خدا و و رسولش
فصلالخطاب باشند و در مسئله حکمیت، همین رویه را پیش گرفت[3]. او در دوران
خلافت حتی سخنی از فدک به میان نیاورد و برای باز گرداندن آن اقدامی نکرد.
وقتی امالمومنین عایشه و برخی از اصحاب کبار
جنگ جمل را به راه انداختند، وی با سخنانش یکی را منصرف کرد و بر سر جسد
دیگری گریست و امالمومنین را از معرکه نجات داد و محترمانه همراه با گروهی
از شیر زنان سلحشوری که لباس مردانه بر تن داشتند، به مدینه باز گرداند!
هنگامی که بعضی از اصحاب از بیعت با او خودداری کردند، خود ضامن آنها شد.
قبل از اینکه مالک اشتر به مصر عزیمت کند به او
فرمان داد: ای مالک، در مصر سنت بد مگذار و سنت های نیکی که پیشینیان آن
دیار بر جای نهاده اند، را پاس بدار. نخستین زندان گلی را بنا کرد، اما در
آن، هیچ زندانی عقیدتی وجود نداشت، بلکه غارتگران بیتالمال را در آنجا
محبوس کرد تا اموال به یغما برده مردم را باز پس دهند!
در جنگ صفین وقتی شنید که یارانش به اصحاب معاویه ناسزا میگویند، آنان را از این کار ناپسند بازداشت.
امام علی این نگرش را مدیون کتاب خداوند و
فرامین او بود: وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ
فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذالِکَ زَیَّنّا لِکُلِّ
أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ
بِما کانُوا یَعْمَلُونَ[4].
بین قول و فعل او فاصله نبود و در دعای کمیل از
خدا میخواست تا در همه وقت شبانهروز، یاد تو زندگی ام را آبادان سازد و
پیوسته در خدمت تو باشم و کارهایم نزد شما پذیرفته شود و اعمال و اورادم
یکی شوند و در جهت تو باشند. نیایش های آن حضرت که برخی از آنها در
نهجالبلاغه آمده، واقعا خواندنی و بیانگر روانشناسی اجتماعی او میباشند.
ظلم دوستان افراطی بر امام علی (ع) بدتر از ستم ابن ملجم است
حیرتانگیز اینکه برخی بی توجه به انگیزههای
امام علی (ع) در این اقدامات، برآنند تا حق او بستانند، آن هم نه از کسانی
که پیش از امام علی (ع) خلیفه شدند و امام با آنها بیعت کرد و مشاور ایشان
شد، بلکه از مردم کنونی که هیچ نقشی در آن کارها نداشته اند!
واقعیت اینست ظلمی که این دوستان افراطی بر امام علی (ع) روا میدارند، بدتر از ستمی است که ابن ملجم انجام داد، زیرا ابن ملجم فقط بر جسم او ضربه زد، اما ایشان اندیشه پاک او را هدف قرار داده اند! زنده یاد دکتر علی شریعتی در جمله زیبایی میفرماید: اگر میخواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید.
مذهب گرایی یا وحدت اسلامی ؟
در این مقاله برآنیم تا روشن کنیم آیا باید مذهبگرائی کرده و از وحدت اسلامی خوداری کنیم یا از مذهبگرائی عبور کرده و در چارچوب اسلام وحدت برقرار کنیم. برای رسیدن به حقیقت باید به پرسش های زیر پاسخ داده شود: آیا خداوند دینش را کامل کرد؟ آیا خداوند دینش را کامل کرد و پیامبر (ص) آن را ناقص ابلاغ نمود؟ آیا مذاهب اسلامی و فقهی مکمل اسلام هستند یا مفسر آن؟
آیا خدا دینش را کامل فرستاد؟
از همان صدر اسلام این سئوالات به ذهن مسلمانان خطور کرده بود. امام علی بن ابی طالب در خطبه 18 نهج البلاغه، تحت عنوان فی ذم اختلاف العلماء فی الفتیاء چنین میگوید: "حکمی از احکام درباره قضیه ای به یک از آنان (دانشمندان) عرضه میشود، در نتیجه به نظر خود حکمی صادر میکند؛ سپس همان قضیه را عیناً به حضور دیگری از آنان میبرند، این یک، حکمی میدهد مخالف با حکم شخص اول؛ آنگاه همه قاضیان با آن قضیه در حضور امامی که همگی را به کار قضاوت گماشته، گرد میآیند و آن امام آرای همه آن افراد مخالف با یکدیگر را درست میشمارد و تصویب میکند! در حالی که خدای آنان یکی، پیامبرشان یکی و کتابشان نیز یکی است!
آیا خدای پاک از هر کاستی، بدین اختلاف فرمانشان داده است و آنان به فرمانبرداری ایستاده اند؟ یا از اختلاف نهیشان کرده ولی آن افراد به نافرمانی نشسته اند؟ آیا خدای پاک از هر کاستی، دینی ناقص فرو فرستاده و برای تکمیلش آز آنان یاری جسته است؟ یا اینان شریکان خدایند که هر چه خواهند بگویند و بر خداست که به گفته هایشان رضایت دهد؟ یا باید گفت که خدا دینی کامل فرو فرستاده، ولی پیامبر (ص) در رسانیدن و گزاردنش کوتاهی ورزیده است؟
خدای پاک از هر کاستی میگوید: در بیان حکم هیچ چیزی، در این کتاب کوتاهی نکردیم و ناتمامش نیاوردیم[5] و در این کتاب بیان روشن و رسایی برای هر چیزی است[6]، و یادآوری کرده که برخی از حقایق این کتاب برخی دیگر را تصدیق میکند و این که در آن هیچ اختلافی نیست؛ چه خدای پاک از هر کاستی گفته است: "اگر از جانب غیر خدا بود، بی شک در آن اختلاف های بیشماری مییافتند"[7]. هان آگاه باشید که قرآن را ظاهری است آراسته و بس شگرف، و باطنش دریایی پهناور و ژرف است، شگفتی هایش به نیستی نرود، و نکات بیمانندش به پایان نرسد، و جز به وسیله قرآن، پرده های اختلافانگیزی که بر روی حقایق فرو افتاده است، بر کنار نشود".[8]
علت اختلافات رجوع نکردن علما به قرآن است
در قرآن خداوند فرموده دینش را کامل فرستاده و
این آیه دلالت بر آن دارد که محمد (ص) کتاب خداوند را به طور کامل بر امتش
عرضه داشته است[9].
مذاهب، مفسر اسلامند و تفسیرشان می تواند صواب و یا خطا باشد
اکنون باید به سئوال سوم پرداخت، آیا مذاهب اسلامی و فقهی مکمل اسلام هستند یا مفسر آن؟ وقتی به این نتیجه رسیدیم که دین کامل است، جواب سئوال کاملا روشن میشود. یعنی اینکه مذاهب مکمل اسلام نیستند، بلکه مفسر اسلام هستند و این تفسیر میتواند صواب و یا خطا باشد. میزان درست و نادرست بودن آنها بسته به این است که تا چه میزان با اسلام و کتاب خدا همسو هستند. طبیعی است دستورات مذاهب و علمای دینی وقتی قابل قبول و استناد هستند که با کتاب خدا مخالفت و مغایرت نداشته باشند، در غیر این صورت باید آنها را به کناری نهاد.
وحدت مورد نظر قرآن در چارچوب دین است و مذاهب باید به آن گردن نهند.
نتیجه اینکه وحدت مورد نظر قرآن در چارچوب دین است. یعنی مذاهب باید به آن گردن نهند. اگر علمای مذاهب این دستور را نادیده گرفتند و یا علیه آن سخن راندند، باید سخن علما را نادیده گرفت و به آن وقعی ننهاد. زیرا همه پیروان مذاهب اسلامی قبل از آنکه شیعه یا سنی باشند، مسلمان و گوش به فرمان خداوند هستند و از علما هم انتظار دارند با توجه به تحلیل امام علی بن ابی طالب (ع)، در چارچوب کتاب خدا اقدام کنند و از اجرای دستورات آن خودداری نکنند تا به انحراف نیفتند و امت را هم دچار مشکل نسازند. امام علی (ع) برای همه مسلمانان، بویژه شیعیان اسوه است، لذا باید همانند او رفتار کرد.
عالِم غیب و شهادت فقط خداوند است
خداوند در قرآن فرموده است: إِنَّمَا
الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا
اللهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ[10]. همه مسلمانان چون به خداوند ایمان
آورده اند، برادر یکدیگر محسوب میشوند و لذا همه باید میان این برادران
به اصلاح برخیزند. با توجه به اینکه عالِم غیب و شهادت فقط خداوند است، لذا
کسی حق ندارد نیت خوانی کرده و دیگری را به بد دینی متهم کند.
اگر کسی دست به چنین اقدامی زد و با توجه به تفسیر دین، دیگری را متهم به بی دینی کرد، باید در عقل و صداقت او شک کرد و برای سخنان تفرقه آمیز او – بر اساس آیه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا – ارزشی قایل نشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[1]- قرآن کریم، سوره ال عمران، آیات 102 تا 105.
[2]- ر ک به: سبحانی، رهبری امت، صص 12-14 و نیز کتاب: یا دعاة التقریب..!
[3]- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذالِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً. قرآن کریم، سوره نساء، آیه 59.
[4]- قرآن کریم، سوره انعام، آیه 108.
[5]- ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ . قرآن کریم، سوره انعام، آیه 38.
[6]- وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِینَ. قرآن کریم، سوره نحل، آیه 89.
[7]- افَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً. قرآن کریم، سوره نساء، آیه 82.
[8]- نهج البلاغه، گردآوری سید رضی، ترجمه سید محمد مهدی جعفری، موسسه نشر و تحقیقات ذکر، 1386، تهران، صص 33-34.
[9]- حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلّا ما ذَکَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذالِکُم فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحیمٌ. قرآن کریم، سوره مائده، آیه 3. برخی از مفسران شیعه بی توجه به محتوای این آیه، فقط الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً را به حدیث غدیر پیوند دادهاند!
[10]- قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 10.
منبع: هفته نامه بعثت آذرماه 91 و همچنین سایت خبر آنلاین
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)