تعظیم شعائر الهی
نوشته‌ی امام شاه ولی الله محدث دهلوی
مترجم مولانا سید محمد یوسف حسین‌پور


 «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» [الحج: ۳۲]؛

کسانی که شعائر الله را تعظیم می نمایند ، قلوبشان برخوردار از تقوای الهی است.

مبنای شرایع بر تعظیم شعایر الله است

هدف ما از شعایر، اموری محسوس هستند که خداوند آن‌ها را وسیله‌ی پرستش خود قرار داده است، و آن‌ها چنان ویژگی‌ای نسبت به خداوند دارند که به‌جا آوری تعظیم آن‌ها، به‌جا آوری تعظیم خدا به حساب می‌آید و کوتاهی در حق آن‌ها کوتاهی در حق خدا محسوب می‌گردد و این در دل‌ها چنان جای گرفته است که بدون پاره کردن دل‌ها بیرون نخواهد رفت.

شعایر به روش طبیعی، شعایر قرار گرفته اند؛ زیرا نفوس انسانی به عادات و خصلت‌هایی اطمینان می‌یابند که از مشهورات مسلم بین آن‌ها باشند که بتوان جزو بدیهیات اولی شمرده شوند و شک و تردید، در آن‌ها راهی نداشته باشد؛

خداوند هیچ چیزی را بر بندگان به این خاطر فرض قرار نداده است که نفعی به او برگردد. او پاک و منزه است از این، و بلند مرتبه است. بلکه بدین خاطر آن را فرض کرده است که نفعش به خود آن‌ها برمی‌گردد و به گونه‌ای قرار گرفته‌اند که بدون به جا ‌آوری تعظیم نهایی به کمالی نرسند؛

بزرگترین شعایر چهار تا هستند: قرآن، کعبه، نبی صلی الله علیه وسلم و نماز.

1- قرآن از شعایر الله است

اما قرآن؛ در میان مردم رایج است که پادشاهان برای رعایا نامه می‌نویسند و تعظیم این نامه‌ها به منزله‌ی تعظیم خود پادشاه به حساب می‌آید، و همچنین صحیفه‌های انبیاء علیهم السلام و تصنیفات دیگران نیز در میان مردم رواج دارند؛ لذا برگزیدن و پذیرفتن دین و آیین انبیاء و بزرگواران، در تعظیم صحیفه‌ها و کتب آن‌ها و تلاوت‌شان بجا آورده می‌شود و تسلیم شدن در برابر علوم و تلقی آن‌ها در طول زمان بدون کتاب و خواندن و روایت آن‌ها مانند محال بوده است؛ لذا مردم خواستار آن بودند که رحمت خداوندی به صورت کتابی نازل شده از جانب رب العالمین ظاهر گردد و تعظیمش لازم قرار گیرد.

از جمله موارد تعظیمش:

یکی این است که به هنگام تلاوت قرآن، باید به آن گوش داد و خاموش ماند؛
دیگری این که باید برای به جا آوری دستورات آن مبادرت ورزید؛ مانند ادای سجده‌ی تلاوت، و خواندن تسبیح در جایی که امر به تسبیح شده باشد؛
و یکی دیگر این که بدون وضو نباید به آن دست زد.

2- کعبه از شعایر الله است

اما کعبه؛ مردم در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام علاقه داشتند که عبادتگاه و کنیسه‌هایی به نام روحانیت خورشید و ستاره‌های دیگر بسازند و توجه به سوی مجرّد غیر محسوس، بدون ساختمانی که به نام او ساخته شود و وارد شدن در آن و علاقه پیدا کردن به آن، امر محالی بود که عقول آن‌ها آن را در بدو امر انکار می‌کرد؛

لذا اهل آن زمان خواهان آن بودند که رحمت خداوند به صورت ساختمانی که آن را طواف نمایند و به وسیله‌ی آن به سوی خدا تقرب بجویند، ظاهر گردد. لذا دعوت گردیدند که به بیت الله رجوع نموده و تعظیم آن را به جا بیاورند. سپس مردم در طول قرن‌ها بر این نشأت یافتند که تعظیم این خانه، به جای تعظیم خداوند محسوب می‌شود و کوتاهی در حق آن به منزله‌ی کوتاهی در حق خداست. بنابراین، حج آن لازم گردید و مأموریت یافتند که تعظیم آن را به جا آورند. از آن جمله:

یکی این که نباید بدون وضو آن را طواف کنند؛
دیگری این که در هنگام نماز به آن استقبال کنند؛
و استقبال و استدبار آن به هنگام قضای حاجت مکروه قرار گیرد.

3- نبی صلی الله علیه وسلم از شعایر الله است

اما نبی صلی الله علیه وسلم؛ به رسول نام‌گذاری نشد مگر به خاطر شباهتش با فرستادگانِ پادشاهان به سوی ملت خود که آن‌ها را از امر و نهی پادشاه با خبر کنند؛ پس اطاعت فرستادگان به خاطر اطاعت و تعظیم فرستنده، بر مردم واجب گردید. پس از جملة تعظیم نبی صلی الله علیه وسلم اینست که:
اطاعت او لازم باشد؛
و بر او درود خوانده شود؛
و او با صدای بلند صدا زده نشود.

4- نماز از شعایر الله است

اما نماز؛ هدف از به جا آوری آن این است که شباهت به وضع بردگانی باشد که در جلوی پادشاه با ادب بایستند و عرایض و گزارش‌های خود را به پیش او تقدیم دارند و از او حرف‌شنویی و خضوع داشته باشند.

بنابراین، واجب است که در بارگاه خداوندی پیش از دعا، مدح و ثنای او به جا آورده شود و انسان خود را موظف کند که شکل و هیأتی به خود گیرد که به دربار پادشاهان ملاحظه می‌شود؛ از قبیل به اطراف نگاه نکردن و با ادب نشستن. و همین است مقصود قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم که فرموده است: «إِنَّ أَحَدَکُمْ إِذَا کَانَ فِى الصَّلاَةِ فَإِنَّ اللَّهَ قِبَلَ وَجْهِهِ»؛ «هرگاه یکی از شما نماز می‌خواند، خداوند در جلویش قرارد.

منبع: سایت حوزه علمیه خادم القرآن سنگان