دین اسلام با دومنبع کتاب وسنت صحیح ثابت وبا اجتهاد واجماع پویا وجوابگوست
محمد عیسی رحیمیخواف
چگونه دین اسلام با نصوص محدود (کتاب و سنت) میتواند برای ابدیت در مقابل متغیرات جوابگو باشد؟
راه حل اسلام برای برون رفت از این وضعیت «اجتهاد» میباشد. اجتهاد در عرف علما بر “به کار گیری همهی توان برای وصول به احکام از طریق استنباط از ادلهی شرعی” اطلاق میگردد.
مجتهدین باید اضافه بر ویژگیهای اخلاقی و تقوا از جهت علمی به قرآن، سنت، لغت، مقاصد شریعت و فقه واقع، آشنا باشند. اجتهاد بیانگر اعتبار عقل، ضامن استمرار و جاودانگی دین و عامل توافق بین نص و مصلحت میباشد.
دین اسلام دارای دو بخش کلی است
اسلام ثبات و تغییر را با هم آشتی داده است و در عین حال که دارای مسائل ثابتی است پویا و انعطاف پذیر است و خود را با شرایط وفق دهد و پاسخ گوی نیازهای پیش رو و جدید مسلمانان است.
1-قرآن و سنت صریح و صحیح
بخشی که ثابت است و اجتهاد در آن نقشی ندارد و جز در مواردی که جنبهی تطبیق و اجرا دارد اجتهاد به آن تعلق نمیگیرد. این امر در شرایط زمانی و مکانی مختلف تغییر نمیکند. بنابر این احکام مرتبط با آن به صورت قطعی نازل شده است. دو اصل قرآن و سنت صحیح و صریح منابع و متکفل این بخش به حساب می آیند. بخش ثوابت دین که در اعتقاد، اخلاق و احکام و عبادات وجود دارد مانع از تمییع، سستی و از هم گسیختگی دین میگردد.
2- اجماع و اجتهاد
2- بخش دوم بخش متغیر دین که اجتهاد و اجماع به آن تعلق میگیرد. متغیرات اموری هستند که با شرایط مختلف تغییر میکنند. چنین اموری حکم شرعی به صورت قطعی در مورد آنها نازل نشده است. چنین اموری به مجتهدین سپرده شده تا با رعایت ضوابط لازم به استخراج حکم مناسب آن بپردازند. اجماع امت اسلامی در یک مسئله و اجتهاد و قیاس مجتهدین دو منبع ارزشمند و جوابگوی این بخش دین می باشد.
مقصد شریعت اسلام حفظ ضروریات پنجگانه (دین، نفس، عقل، مال و نسل) است
در بحث اسلام شناسی توجه به مقاصد شریعت بسیار اهمیت دارد. زیرا فهم مقاصد شریعت یک رکن از ارکان اجتهاد میباشد. منظور از مقاصد شریعت این است که همهی تشریعات و قوانین دین برای تحقق مقاصد و اهدافی مقرر شدهاند و تحقق این اهداف و مقاصد مورد توجه شارع است.
حفظ ضروریات پنجگانه (دین، نفس، عقل، مال و نسل)، عدالت، شوری، جلب مصالح و درء مفاسد و همچنین مقاصد عالیهی توحید، تزکیه و عمران، عالی ترین مقاصدی است که قرآن همیشه بر آن تأکید دارد و مراعات آن ها در همهی شرایط ضروری است. بنابراین مجتهدین نمیتوانند احکامی را به عنوان حکم شرعی استنباط کنند که در تضاد با این مقاصد واقع گردد.
با توجه به آنچه گذشت، واضح میگردد که حکم همهی جزئیات زندگی (اقتصاد، سیاست و… ) بصورت «نص» (منظور لفظ آیات و احادیث) نازل نگشته است و ادعای جوابگو بودن دین اسلام در همهی مسائل زندگی، بدین معنی نیست که اسلام برای همهی جزئیات زندگی حکم صریح بصورت نص داشته باشد.نصوص کتاب و سنت، وظیفهی تبیین جهانبینی صحیح و ارائهی راهنماییهایی در زمینهی روش رسیدن به آن و همچنین بیان حکم صریح در بخش ثوابت دین و ارائهی ضوابط و مقاصد کلی، که مسلمانان باید آنها را رعایت کنند برعهده دارد.
بنابر این از طریق اجتهاد، مجتهدین باید با فهم واقع (اموری که میخواهند در مورد آن نظر دهند) و فهم دین (نصوص مرتبط و مقاصد و ضوابط)، حکم مناسب را بیان نماید.
اجتهاد به معنی به کار گیری عقل میباشد. اگر فرایند اجتهاد را درست بررسی کنیم نقش عقل مشخص میشود. تفاوت بینش دینی و غیردینی در این است که در بینش دینی عقل بوسیلهی چارچوبهای شرعی محدود و ضابطه مند میگردد اما در بینش غیر دینی عقل مسئولیت سنگین وضع قوانین را منهای وحی باید تجربه کند.
اجتهاد در جهان معاصر
مطلب آخر اینکه اجتهاد ولو اینکه در شروع یک امر فردی میباشد و هرکس که شرایط اجتهاد را داشته باشد میتواند اجتهاد نماید اما در مواردی که قرار است، اجتهاد تبدیل به قرارداد و قانون اجتماعی گردد و دیگران نیز قرار است به آن ملزم گردند، در چنین مواردی اجتهاد فردی اعتبار لازم را ندارد و لازم است از طریق اجتهاد جمعی (جمع متخصصان علوم شرعی) احکام شرعی در زمانها و مکانهای مختلف صادر گردد.در این اختصار قصد ما اثبات اجتهاد جمعی و حجیت آن نیست، ولی با تاکید بر این اصل، باید بدانیم که احکام ثانویه (متغیرات) باید توسط جمع مجتهدین با رعایت مقاصد کلی شریعت صادر گردد و از این طریق خود را به اجماع که یک دلیل قطعی و متفق علیه است نزدیک نماید، در غیر اینصورت تعدد احکام (که در موارد کلی جامعه به یک حکم نیاز دارد) کار را بر مخاطبین مشکل میسازد.
متاسفانه اگر چه هنوز دوره انحطاط مسلمانان خاتمه نیافته و اجتهاد جایگاه قرون اولیه و طلایی خود را در جهان اسلام باز نکرده ولی اجتهادات افراد انگشت شماری مانند علامه محمدیوسف قرضاوی عالم بزرگ جهان عرب و مولانا محمد تقی عثمانی از علمای بزرگ پاکستان ار محبوبیت خوبی در جهان اسلام برخوردارند و خوشبختانه در سازمان کنفرانس اسلامی هم شاخه ای به نام مجمع فقه اسلامی تاسیس شده و مهمترین مسائل نو و جدید توسط جمعی از مجتهدین اسلامی مورد بحث بررسی و سپس اتخاذ تصمیم واحد قرار می گیرد. مفتی محمد تقی عثمانی هم که استاد و مراد برخی از علمای خواف است در این مجمع حضور دارد.
در ادامه توجه به این امر مهم است که همان طور که هم اکنون در مجمع فقه اسلامی و برخی دیگر نهادهای مناطق اسلامی جریان دارد ، افراد و جمع مجتهدین در اموری که از دایرهی تخصص آنها خارج است باید از اهل فن - متخصص آن رشته - کمک گرفته و بعد از اینکه نسبت به آن شناخت کامل حاصل کردند با رعایت مسائلی که در مورد اجتهاد گفتیم به صورت جمعی تصمیم بگیرند.
خلاصه این که دین اسلام پتانسیل لازم برای به روز شدن از طریق اجتهاد فردی و جمعی را دارد و همکاری عقل (خرد جمعی اهل تخصص) و وحی (نصوص دینی) این امر را میسر میسازد.
دین اسلام در قرون اولیه با وجود متغیرت فراوان، توانسته است سعادت و خوشبختی را برای مردم به ارمغان آورد. از نظر عقلی، چنین برنامه ای بار دیگر نیز میتواند در شرایط مختلف خود را با شرایط جدید وفق دهد.
بنابراین این دین هم در عمل و هم در بخش نظری ثابت نموده است که میتواند بین ابدیت و تغییر سازگاری ایجاد نماید.
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)