یکشنبه 29 بهمن1391 ساعت: 1:51     توسط:شمس

مدیریت افکار ، اعمال قدرت ، کسب موقعیت

وقتی دیدم با این پست دو جناح تشکیل شد که در برابر هم گارد بگیرند . به یاد گروه سوم افتادم و آن کسانی هستند که هستند و دیگران بر گرده همانها سوار شده برای کسب منافع خود بر یکدیگر می تازند .

آن گروه خیل کثیری هستند که تنها امید وارند حقوق آنها ضایع نشود و آنها نیستند جز کسانی که در لوای واژه زیبا و بی ادعای« مردم » تعریف می شوند . مردم کسانی هستند که به زندگی خود مشغولند اما امیدوارند، آنها که همیشه در تریبونها با واژه مظلوم «خدمت» هدف نمائی و سخن فرسائی می کنند ، گذشتگان را زیر سوال می برند ، وضع کنونی را نامطلوب و گاه سخت و عقب نگه داشته شده می دانند و آینده را به الحان مختلف با الوان چشم نواز ، رنگ می زنند ، بیایند و با اتکاء به رأی آنها کاری بکنند .

اما آنها همیشه می آیند ، کارهایی هم می کنند و باز هم این مردم هستند که می مانند و دردهای درمان نشده ، گره های باز نشده .

در این بحث کلید واژه های اصلی عبارتند از : نشریه ، مردم و نماینده

من هم فعلا با همین سه کلمه دیدگاه خودم را بیان می کنم اگر بخواهم کلید واژ ه های قانون ، مذهب ، سرمایه ، روحانی را هم به آن بیفزایم بحث بسی طولانی تر از آنچه خواهد شد که الان عباراتش در ذهنم صف کشیده اند .

امیدوارم خداوند کریم کمکم کند عباراتم را به نحوی تایپ کنم تا به عزیزی بر نخورد . البته من این مطالب را به نیت خدمت نمی نویسم و از آن واژه مظلوم عذر خواهم . برای مردم هم نمی نویسم اما اگر شادشان کند خدای را شاکرم

چرا نشریه ؟

من نگاه تخصصی به این واژه ندارم نگاهم عامیانه است . در این نگاه عده ای از انسانها حرفهای خود را در موضوع مطلوب خود می نویسند و آن را در قالب کتاب ، مجله ، روزنامه ، گاهنامه و .... منتشر می کنند تا به سمع و نظر دیگران برسد . گاه نیت صرفا ثواب و اجر اخروی است گاه اشاعه دیدگاه ، ایدئولوژی یا مکتبی خاص و گاه تحلیل ، تبیین و نهایتا تبدیل یا تغییر ساختارهای سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و...

بهر حال آنکه چیزی را منتشر می کند هدفی را در بین جامعه هدف یا مخاطب دنبال می کند . این هدف می تواند خیلی متعالی باشد یا خیلی ضعیف . (گاهی هم افرادی مثل مولوی رحیمی می خواهند خودی نشان بدهند و آخوند متفاوتی باشند )

اما در خواف چه خبر است ؟ نشریه آوای رود را جناب آقای رادمنش راه اندازی کردند و مدتی هم فعالیت خوبی داشتند . ایشان زمانی مدعی کاندیداتوری مجلس شدند و بهر حال نتیجه ای (در بهترین حالت، ورود به مجلس ) نداد و ... کاری نداریم .

بعد از آن نشریه فصیح قد علم کرد . این نشریه با مدیریت مهندس سجادیان می خواهد فعالیت فرهنگی خود را در استان خراسان انجام دهد . شاید این نشریه می خواهد استان خراسان را به توسعه برساند . شاید می خواهد بر اساس برنامه ریزی از پائین به بالا نیازهای مردم را در ابعاد اقتصادی آجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، بهداشتی ، آموزشی و هر آنچه که فکرش را بکنید بشناسد و به گوش مسئولین برساند تا آنها بتوانند بهتر و دقیقتر برنامه ریزی و بودجه بندی کنند و اموال بیت المال را در همانجائی بکار گیرند که گره مردم است . تا دردی بزداید از چهره خراسان وگردی بروبد از سیمای چاه زولیان .

آوای رود

در واقع نشریات از بهترین راهها برای مدیریت افکار هستند . نشریات مختلف در سطوح متفاوت بدنبال جذب مخاطب و در ادامه بدست گرفتن افکار انها و مدیریت آنند تا به وقت لازم بتوانند بهترین نتیجه را در راستای آمال خود کسب کنند . حال ببینیم نشریات محلی ما چه کردند ؟ آوای رود مدتی فعالیت کرد و اکنون خاموش است . آیا نمی توان این خاموشی را در این دید که مدیریت آن دیگر نیازی به مدیریت افکار ندارد ؟ در واقع هدفی را دنبال نمی کند که اشتیاقی برای ادامه گفتمان با مردم را داشته باشد . شاید هم مشکلات دیگری مانع از ادامه فعالیت آن شده است و تعبیر من صحیح نباشد .

نشریه نوپای فصیح

اما نشریه شاید بتوان گفت نوپای فصیح چه ؟ ایا واقعا در راستای اهداف استانی قدم بر می دارد و اگر چنین است تا کنون در چند شهر توزیع شده است ؟ اقبال مردم به آن چگونه بوده و مخاطبین آن چه طیفی هستند ؟

آنچه ما دیده ایم این نبوده . حتی گاه شاهد توزیع رایگان آن بوده ایم و این توزیع رایگان نیز برخی اوقات بسیار سطحی نگرانه انجام شده و نشریه ای که دارای مجوز رسمی است ................
.....................

اینها هم مهم نیست . مهم اینست که اهداف را درست بشناسیم و اگر قرار است مدیریت افکارمان را به دیگران بسپاریم حداقل عمق جریانات را بشناسیم و آگاهانه با لحاظ کردن منافع ، حتی منافع مادی مان گام برداریم . چرا که گاه نشریات به دنبال آن هستند که با مدیریت افکار مردم بتوانند به اعمال قدرت در تصمیم گیریها و مناسبات اجتماعی بپردازند و به واسطه آن کسب موقعیت کنند.

این موقعیت برای آنها مجددا چرخه را تکمیل خواهد کرد و چناچه این روند مکررا بوقوع پیوندد می تواند از مسیر مردمی آن در مسیر اختصاصی قرار گیرد و در نتیجه به منافع عده ای خاص بیانجامد. بر ناعدالتی دامن زده ، تثبیت موقعیتها را به فرصتی برای تمرکز قدرت و انباشت سرمایه در عده ای خاص تبدیل کند و نتیجه آن چیزی نخواهد بود جز آنکه مردم دوباره خواهند ماند با مشکلاتشان ، با دردهایی که همچنان سوهان عمرشان می شود .

اینجا تمام بحث بر سر این بود که چرا نشریه فصیح در ارتباط با نماینده چنین کرد و چنان نکرد. برداشت من اینست که اگر انتظار داشته باشیم نشریه ای بیاید و اهداف یا هدف غایی خود را رها سازد و یا بر خلاف آن حرکت کند ، بسیار نامعقول انتظار داشته ایم .

افکار و اهداف مهندس سجادیان

در واقع این نشریه باید افکار و اهداف مهندس سجادیان را به پیش ببرد و می توان برداشت کرد که مهندس سجادیان بهر حال رقیب انتخاباتی دکتر نگهبان بوده اند . اگر نشریه فصیح در خدمت مهندس سجادیان نباشد و به دکتر نگهبان خدمت کند جای سوال است ، نه اینکه به دکتر نگهبان نپردازد ، یا ایشان را نقد نکند، اگر اخبارشان را به نحوی که مدیریت افکار را به نفع آرمانهای مدیریت خود رقم زند تعریف و تفسیر نکند جای سوال است

نشریه فصیح در هنگام انتخابات کاملا به عنوان تریبون تبلیغاتی مهندس سجادیان طراحی شده بود و اصولا تا کنون به نظر می رسد نقشی جز این نداشته و شاید در آینده هم نداشته باشد.

بهر حال مهندس سجادیان بار دیگر به عرصه کاندیداتوری مجلس بر خواهند گشت و این نشریه وظیفه دارد تا آن زمان با احتیاط هر چه بیشتر در مدیریت افکار برای بازسازی و تقویت موقعیت ایشان در اذهان مردم بکوشد و از تمامی ابزارهای ممکن استفاده کند .

پر واضح است که در جامعه کوچکی مثل خواف که دارای افکار تقریبا همدست بویژه در مسیر انتخابات است ، فصیح هرگز نخواهد توانست نقدهای تند بر دکتر نگهبان بنویسد و شاید تا واپسین روزهای مجلس فعلی نیز چنین عملی انجام ندهد چرا که کوچکترین حرکت تندی تفسیر به انتقام جویی و تخریب اهداف اجتماعی آنها خواهد شد.

از سویی اگر هم بخواهد در تعریف و تمجید از عملکرد نماینده فعلی عمل نماید در حقیقت گل به دروازه خود زده است و همانطور که اشاره شده بود بدون دریافت هزینه برای رقیب از جیب خود تبلیغات کرده است . پس باید واقع بین بود و عملکرد فصیح در قبال دکتر نگهبان را آنگونه که از یک نشریه بیطرف اتتظار می رود ، انتظار نداشت .

تا نمایندگی مجلس هست مردم مردم احتیاج به نماینده دارند

این سخن که نشریه فصیح باید افکار مردم را تا انتخابات بعدی به نفع مهندس سجادیان مدیریت کند نیز نباید دور از ذهن باشد یا واکنش دست اندرکاران آن را بدنبال داشته باشد و آن را قضاوت نادرستی بدانند چرا که هنوز مهندس سجادیان در این موضوع که آیا نمایندگی را برای همیشه کنار گذاشته اند یا ممکن است باز هم برای کسب این موقعیت پا به میدان بگذارند ، اظهار نظر نکرده اند .

بهر حال تا نمایندگی مجلس هست مردم نیاز به نماینده دارند و کسانی برای رسیدن به این موقعیت تلاش خواهند کرد . تمامی نمایندگان نیز بر حسب افکار ، اندیشه ها و باورها و عقایدشان دست به اقداماتی می زنند و نماینده ای نبوده که واقعا هیچ کاری نکرده باشد اما مردم همیشه دردهای خود را دارند و در پی یافتن کسانی هستند تا بتواند با اعمال مدیریت خود و استفاده از راهکارهای قانونی تسکین آلام آنها را فراهم نمایند .

بهر حال مهندس سجادیان اگر چه 8 سال نماینده بود اما عملکردشان به نحوی بود که نتوانست در کسب رای اعتماد از تصمیم گیرندگان سرنوشت انتخابات موفق باشد و دکتر نگهبان نیز باید از این موضوع درس بگیرد . کسیکه در عرصه های انتخاباتی خواف یکبار پنچر شد بهتر است از حرکت بر روی چرخهای پنچر شده پرهیز کند چرا که تجربه نشان داده است مردم چرخهای با برندهای تازه را بر میگزینند .

به امید روزی که نماینده ای داشته باشیم که اگر از قشر متوسط جامعه است و به مجلس می رود آنچنان از موقعیت برای مردم استفاده کند که همان فرد از قشر متوسط برگردد . چنین فردی شاید ماشین ساده ای داشته باشد و خانه اش خیلی گرانقیمت نشود ، شاید صاحب ثروت هنگفت نباشد اما در نزد خداوند محبوب است و بر قلب مردمش صاحب .