ثمرالدین قاتل دو درجه دار آمریکایی ، قهرمان یا تروریست

ثمرالدین، پلیس افغان که دو درجه دار آمریکایی را کشت
فیروز رحیمی
بیبیسی
روز چهارم آوریل سال ۲۰۱۱ یک پلیس مرزی افغانستان به نام ثمرالدین دو سرباز آمریکایی را در ولایت شمالی فاریاب کشت.
این حملهها را گاهی 'حمله خودی' هم مینامند.
کشته شدن بیش از ۶۰ سرباز ناتو به این شکل، این روش را یکی از تهدیدهای خطرناک برای نیروهای ناتو در سالهای اخیر مبدل کرده است.
ثمرالدین سه روز تحت تعقیب بود. نیروهای بینالمللی کمک به امنیت در افغانستان (آیساف) می گویند: "در جریان عملیات دستگیری ثمرالدین، او هدف قرار گرفت و در موقع فرار از خانهای که در آن پنهان شده بود، کشته شد."
ناتو بعدا اسامی قربانیان ثمرالدین را منتشر کرد: گروهبان اسکات بروگریس ۳۲ ساله و گروهبان میچل لامیرتز ۲۶ ساله.
آن دو سرباز، به مدت دو ماه به ولایت فاریاب افغانستان رفته بودند. در هنگام حمله، آنها برای تامین امنیت نشست نیروهای آمریکایی و مقامات افغان در یک پاسگاه پلیس در مرکز ولایت فاریاب حضور داشتند.
دوسال بعد، خانواده ثمرالدین برای اولین بار در مورد اینکه چه اتفاق افتاد و دلایل احتمالی که سبب این قتل شد، با بیبیسی حرف زدند.
جریان حادثه

برادر و پسر عموی ثمرالدین
قمر، برادر ثمرالدین، روز حادثه را دقیق به یاد دارد. او شنیده بود که در پاسگاه محلی مرزی تیراندازی رخ داده است.
قمر میگوید: "من نگران بودم و به ثمرالدین تلفن زدم که چگونگی حادثه را بدانم، بعد از اولین زنگ گوشی را برداشت. من پرسیدم: تو میدانی که چه کسی به آمریکاییها در پاسگاه شما شلیک کرده است؟ او از من پرسید که کجا هستم. به او گفتم که در مرکز شهر هستم. او به من گفت که از شهر خارج شوم و توضیح داد که کسی که به آمریکاییها شلیک کرده خود او است. من شوکه شدم و باورم نشد که او این حرف را می زند."
این برای مهاجمان خودی غیر معمول است که بتوانند فرار کنند و اثری از آنچه انجام داده اند به جا بگذارند. ولی ثمرالدین توانست فرار کند و به خانه باز گردد و جریان را برای خانواده بازگو نماید.
غلام، پسر عموی او به یاد می گوید: وقتی این خبر را شنید، با عجله به خانه عموی خود رفت. او می گوید وقتی برگشت ثمرالدین را بسیار احساساتی و دستپاچه یافت.
"وقتی من به او نزدیک شدم او شروع کرد به گریه کردن. من پیشانی او را بوسیدم و از او خواستم که گریه نکند."
غلام گفت: "من به او گفتم- تو آنها را به خاطر دینت کشتی، افتخار کن بر این."
غلام همچنین میگوید:" آن (این حمله) در روزهایی بود که آنها (آمریکاییها) قرآن را آتش زده بودند. ما در آن روزها عصبی بودیم."
سوزاندن قرآن در آمریکا
در روزهایی که ثمرالدین دو سرباز آمریکایی را کشت، بعد از انتشار خبر سوزانده شدن یک نسخه از قرآن در کلیسایی در آمریکا، اعتراضهای جدی ضد آمریکایی در سراسر افغانستان جریان داشت.
تظاهرات به خشونت کشیده شد. بخصوص در شهر شمالی مزار شریف که جمعیت خشمگین به دفتر سازمان ملل یورش بردند و هفت کارمند خارجی را به قتل رساندند.
اعضای خانواده ثمرالدین میگویند که او از این حادثه متاثر شده بود.
نور محمد، برادر ثمرالدین میگوید که او در تظاهرات شرکت کرده بود و چندین بار به مسجد رفته بود و ملا امام مسجد نیز به یاد میآورد که او در صف اول میایستاد.
نور محمد میگوید:" ملا گفت وقتی که او (ثمرالدین) درباره سوختاندن قران شنید، نتوانست جلو گریه خود را بگیرد. سپس روز دوشنبه او دو آمریکایی را به قتل رساند. همه میدانند که ثمرالدین شهید شده است. او زندگی خود را به خاطر دین خود و قرآن از دست داد."
مردم محل این مسجد را به نام ثمرالدین نامگذاری کرده اند
اعضای خانواده ثمرالدین میگویند که او قبل از اینکه در مسجد پنهان شود، شب را در خانه ماند. از آنجا با دوست قابل اعتماد خود تماس گرفت که پناهگاهی را در یک خانه شخصی برایش فراهم کند. آنجا بود که نیروهای ناتو او را پیدا کردند.
قبر ثمرالدین زیارتگاه مردم شده است
شمار زیادی از مردم محل با خانواده ثمرالدین همنظرند و او را یک قهرمان میدانند. خانوادهاش میگوید که در مراسم خاکسپاری او هزاران نفر شرکت کرده بودند.
نصرالدین، عموی ثمرالدین می گوید:" تمام بستر رودخانه پر از مردمی بود که به مراسم خاکسپاری آمده بودند. باور نکردنی بود."
آرامگاه ثمرالدین در قبرستان محلی با پارچه سرخ تاریک آراسته شده است. حاشیه قبر او با نوشتههای مذهبی، تصاویر و اشعار که اشاراتی به ثمرالدین میکنند، مزین شده است. این محل به زیارتگاه تبدیل شده است.
مسجد ثمرالدین
عموی او میگوید که مسجد محل به نام برادر زادهاش
نامگذاری شده است. " ما یک تابلو با نام ثمرالدین بر آن نصب کردیم. این
مردم محل بودند که خواستند تا مسجد به نام او نامگذاری شود."
اما شمار دیگری نگرانند که چگونه مردی که دو سرباز متحد آنها را کشته است یک شبه به قهرمان مبدل شد و شهید لقب گرفت.
دوران کودکی
در خانه ثمرالدین، بازدید کنندگان با عکسهایی از او استقبال میشوند و یک نوشته او را به عنوان یک قهرمان ستایش میکند.
برادر او یک بسته از پوسترهای ثمرالدین را به بازدیدکنندگان نشان می دهد و نیز متنی را که در آن، او به عنوان یک قهرمان توصیف شده است.
ثمرالدین تا ده سالگی در فاریاب بزرگ شد و بعدا با خانواده اش به پاکستان مهاجرت کرد. پس از سقوط طالبان دوباره به فاریاب بازگشت. غلام گفت:" او شوخ و شیطان بود. نه به این معنی که به کسی صدمه زده باشد. فوتبال را دوست داشت. از مکتب بیزار بود. به مادرش نزدیک بود. عادت داشت با دوستانش در آویزد."
پسر عموی ثمرالدین میگوید: او سربازی را دوست داشت، میخواست پلیس شود و یا به ارتش بپیوندد. "ما از او خواستیم که ازدواج کن ولی او سر باز زد. ۱۹ سال داشت که رفت و سرباز ارتش شد."
پرسش بی پاسخ
در شماری از حملات خودی، ادعا شده که نفوذ طالبان یا مشاجره میان سربازان افغان و خارجی، عامل چنین حملاتی بوده است. اما داستان ثمرالدین نشان از یک مساله پیچیده دیگری دارد.
آنا باتخین، خبرنگار آمریکایی، که در مورد این حادثه تحقیق کرده، با همکاران ثمرالدین، در پاسگاه پلیس مرزی دیدار کرده است. خانم باتخین از واکنش همکاران ثمرالدین به قتل دو سرباز متعجب شده است.
باتخین گفت:"من به دیدار فرمانده او رفتم و در دفترش نشستیم و چای نوشیدیم. تمام کسانی که در دفتر بودند، همگی لباس نظامی به تن داشتند و ثمرالدین را 'غازی' (مجاهد) خطاب میکردند. آنان میگفتند که این یک موضوع متداول است. همین باور ماست. حتی اعضای برحال / فعلی نیروهای امنیتی افغان او را یک قهرمان میدانند."
خطر چنین باوری برای نیروهای خارجی مستقر در افغانستان به مراتب بیشتر از نفوذ گروههای شورشی در میان نیروهای امنیتی افغانستان است.
خانم باتخین میگوید:" یافتههای من نشان میدهد که گاهی افراد یک جانبه و تنها عمل میکنند، به دلیل نفرت درونی که علیه نیروهای ناتو پیدا کردهاند. نفرتی که از یک عمل یا برخورد نیروهای ناتو ایجاد شده است. بنابر این اینجا صحبت از خشونت مردمی است تا شورشگری سازمان یافته."
مادر ثمرالدین می گوید:" من به او گفتم که اگر تو شغل خود را ترک نکنی، من به پاسگاه پلیس مرزی رفته و خود را میکشم. اما او ۲۲ ماه خدمت کرد. من او را با مشکلات بزرگ کردم. اما در آخر او را از دست دادم."
برای مادرش، اقدام ثمرالدین باور نکردنی بود.
نیروهای افغان و بینالمللی هنوز تلاش دارند عوامل اصلی اینگونه حملات را درک کرده و از آن جلوگیری کنند. ولی این هنوز روشن نیست که عملکرد ثمرالدین به عنوان یک نمونه، آیا میتوانست قابل پیشبینی یا جلوگیری باشد، یا نه.
این حمله نوعی تردید را در میان نیروهای خارجی ایجاد کرده است. این تردید در مراسم بزرگداشت کشته شدگان آمریکایی که در مرکز نظامی آمریکا در آلمان برگزار شده بود، انعکاس یافت.
ژنرال جان اوگرادی، یکی از فرماندهان این سربازان از بهت و ناباوری در میان دوستان و همکاران خود حرف زد.
ژنرال اوگرادی گفت:" پاسخ اینکه چرا و چگونه این اتفاق افتاد هنوز روشن نیست و شاید برای همیشه ناروشن بماند و من مطمئن نیستم که بتوان پاسخ قانع کنندهای برای آن یافت."

نظر یکی ازشما(بشیراحمد)