مقام معظم رهبری در کنار مولانا اسحاق مدنی و مولانا نذیر احمد سلامی

1- مولانا نذیراحمد سلامی، 2- مولانا اسحاق مدنی، 3- مقام معظم رهبری، 4- آیت ... تسخیری، 5- ...
آيتالله خامنهاي رهبر انقلاب اسلامي سخنان مهمي در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی فرمودند که فرازهایی از آن را با هم می خوانیم:
بسمالله الرحمن الرحيمو الحمـدلله ربالعـالمين و الصـلاة و السـلام علي سيــدنا محمّــد المصطـفي و آلـه الاطيبيـن وصحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الي يوم الدين
به شما ميهمانان عزيز خوشآمد ميگويم و از خداوند عزيز و رحيم ميخواهم كه به اين تلاش جمعي بركت دهد و آن را گام مؤثري در جهت بهروزي مسلمانان سازد. انه سميع مجيب.
آنچه امروز در برابر چشم ما است و هيچ انسان مطلع و هوشمندي نميتواند آن را انكار كند آن است كه اكنون اسلام، از حاشيه معادلات اجتماعي و سياسي جهان خارج شده و در مركز عناصر تعيينكننده حوادث عالم، جايگاهي برجسته و نمايان يافته است، و نگاه تازهئي را در عرصه زندگي و سياست و حكومت و تحولات اجتماعي عرضه ميكند.
اين نخستين اثري است كه حوادث سياسي و انقلابي در شمال آفريقا و منطقه عربي، در مقياس جهاني بر جاي گذاشته است، و خود مبشّر حقايق بزرگتري است كه در آينده اتفاق خواهد افتاد.
اكنون در اين جلسه مهم كه جمعي از علماء امت از كشورها و مذاهب گوناگون اسلامي در آن حضور يافته اند، شايسته ميدانم به بيان چند نكته لازم در باب مسائل بيداري اسلامي بپردازم:
اولين مطلب آن است كه نخستين امواج بيداري در كشورهاي اين منطقه كه همزمان با آغاز ورود پيشقراولهاي استعمار آغاز شد، غالباً به وسيله علماي دين و مصلحان ديني پديد آمد. نام رهبران و شخصيتهاي برجسته چون سيدجمالالدين، و محمد عبده، و ميرزاي شيرازي و آخوند خراساني و محمود الحسن و محمدعلي و شيخ فضلالله و حاج آقا نورالهح و ابوالاعلي مودودي و دهها روحاني معروف بزرگ و مجاهد و متنفّذ از كشورهاي ايران و مصر و هند و عراق در صفحات تاريخ براي هميشه ثبت و ضبط است.
در دوران معاصر هم نام درخشان امام خميني عظيم چون ستاره پرفروغي بر تارك انقلاب اسلامي ايران ميدرخشد. در اين ميان صدها عالم معروف و هزاران عالم غير معروف نيز، امروز و ديروز، نقش آفرين حوادث اصلاحي بزرگ و كوچك در كشورهاي گوناگون بودهاند. فهرست مصلحان ديني از قشرهاي غيرروحاني همچون حسن البناء و اقبال لاهوري نيز بلند و اعجاب انگيز است.
دومين نكته لزوم ترسيم هدف بلندمدت براي بيداري اسلامي در كشورهاي مسلمان است؛ نقطه متعالي و والائي كه بيداري ملتها را بايد سمت و سو دهد و آنان را به آن نقطه برساند. با شناسائي اين نقطه است كه ميتوان نقشه راه را ترسيم كرد و هدفهاي مياني و نزديك را در آن مشخص نمود.
اين هدف نهائي، نميتواند چيزي كمتر از "ايجاد تمدن درخشان اسلامي" باشد. آرايش ظاهري اين تمدن را در حكومت مردمي، در قوانين برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخگوئي به نيازهاي نو به نوِ بشر، در پرهيز از تحجر و ارتجاع و نيز بدعت و التقاط، در ايجاد رفاه و ثروت عمومي، در استقرار عدالت، در خلاص شدن از اقتصاد مبتني بر ويژه خواري و ربا و تكاثر، در گسترش اخلاق انساني، در دفاع از مظلومان عالم، و در تلاش و كار و ابتكار، ميتوان و بايد مشاهده كرد. نگاه اجتهادي و عالمانه به عرصههاي گوناگون، از علوم انساني تا نظام تعليم و تربيت رسمي، و از اقتصاد و بانكداري تا توليد فني و فناوري، و از رسانههاي مدرن تا هنر و سينما، و تا روابط بينالملل و غيره و غيره، همه از لوازم اين تمدن سازي است.
مطلب سوم آن است كه در نهضتهاي بيداري اسلامي بايد تجربه تلخ و دهشتناك تبعيت از غرب در سياست و اخلاق و رفتار و سبك زندگي، مورد توجه دائم باشد.اين سخن را نبايد به معني دشمني با غرب دانست. ما با هيچ گروهي از انسانها بخاطر تمايز جغرافيائي دشمني نداريم. ما از علي عليهالسلام آموختهايم كه در باره انسانها فرمود: إما اخ لك فيالدين او نظير لك فيالخلق.
نكته چهارم آن است كه امروز يكي از خطرناكترين چيزهائي كه نهضت بيداري اسلامي را تهديد ميكند، اختلاف افكني و تبديل اين نهضتها به معارضههاي خونين فرقه ئي و مذهبي و قومي و ملّي است.
ميهمانان عزيز! برادران و خواهران
كيد دشمن را هرگز از نظر دور مداريد. غفلت ما براي دشمنان ما فرصت آفرين است.درس علي عليه السلام به ما اين است كه: من نام لم يُنَم عنه.. تجربه ما در جمهوري اسلامي در اين زمينه نيز عبرتآموز است. با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، دولتهاي مستكبر غربي و امريكا كه مدتهاي مديد پيش از آن، طاغوتهاي ايراني را در مشت خود گرفته و سرنوشت سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشورمان را رقم ميزدند و نيروي پرقدرت ايمان اسلامي در درون جامعه را دست كم گرفته و از توان بسيج و هدايت اسلام و قرآن بيخبر مانده بودند، ناگهان به غفلت خود پي بردند و دستگاههاي حاكميتي و سرويسهاي اطلاعاتي و اتاقهاي فرمان آنان به كار افتادند تا شكست فاحش خود را جبران كنند.
چيزي كه مكر آنان را نقش بر آب كرده است در اصل دو عامل اساسي است: ايستادگي بر سر اصول اسلامي و حضور مردم در صحنه.
اين دو عامل در همه جا كليد فتح و فرج است. عامل اوّل به وسيله ايمان صادقانه به وعده الهي و عامل دوم به بركت تلاش مخلصانه و تبيين صادقانه تضمين ميشود. ملتي كه صدق و صميميت پيشوايان را باور كند صحنه را از حضور پر بركت خود رونق ميبخشد؛ و هر جا كه ملت با عزم راسخ در صحنه بماند هيچ قدرتي توان شكست دادن آن را نخواهد داشت. اين تجربه موفقي براي همه ملتهائي است كه با حضور خود بيداري اسلامي را رقم زدند.
از خداوند متعال هدايت و دستگيري و كمك و رحمتش را براي شما و همه ملتهاي مسلمان مسألت ميكنم.والسلام عليكم و رحمةالله
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)