زهرا خوشامن ، زنان خواف و نمایی از مشکلات و مسائل آنان
زهرا خوشامنزهرا خوش آمن فرزند روحانی بزرگوار جناب آخوند ملا حبیب الله خوش آمن، برجسته ترین زن ادیب و شاعری که خواف چندین هزار ساله به یاد دارد و تا به حال به خود دیده و شناخته است.
خانم خوشامن از دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و بزرگانی چون زنده یاد قیصر امین پور از اساتید وی بوده اند.
در شهریور 1354 در شهرستان خواف به دنیا آمد. در همان کودکی ادبیات فارسی و عربی را نزد پدر بزرگوارش آموخت و از نو جوانی به سرودن شعر پرداخت و تشویق های بی پایان پدر در باروری ذوق او مؤثر بود.
او تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در رشته علوم تجربی در همین شهرستان خواف ادامه داد. در سال 1372 برای تحصیل در رشته ادبیات فارسی به دانشگاه تهران رفت و پس از اخذ مدرک لیسانس و پذیرفته شدن در آزمون فوق لیسانس همان رشته، جزء پیشگامان المپیاد دانشجویی کشور قرار گرفت و با دفاع از پایان نامه خود تحت عنوان « شخصیت پردازی در داستان های کوتاه صادق چوبک » موفق به دریافت درجه کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران شد.
خانم خوشامن هم اکنون به تدریس در دبیرستان ها، پیش دانشگاهی و دانشگاه پیام نور خواف اشتغال دارد. اولین مجموعه شعر وی به نام « حدیث باد » در سال 1384 توسط نشر هونام منتشر شد. او همچنین در دیگر زمینه ها از جمله ادبیات داستانی پژوهش هایی انجام داده و چند داستان کوتاه نیز آمادۀ چاپ دارد.
آثار و نمونۀ شعرخانم خوش آمن
مجموعۀ شعر «حدیث باد»: این مجموعه دارای اشعاری است که صداقت و روح لطیف را در آن می توان حس نمود. از خشونت کویر و زخم باد و کم لطفی آسمان و درد و رنج فرزندان خطۀ خواف سخن می گوید.
در این سرزمینِ باد، در این کویرِ خشک، باران نمی بارد و تشنگی فرزندان آن را بادهای 120روزه تابستان شدت می بخشد. حدیث باد را از زبان خود شاعر بشنویم:
حدیث باد
این باد بی امان
این سان که می وزد
برگی به روی شاخه نخواهد گذاشت سبز
شاخی به یک درخت نخواهد گذاشت باز
......
نقش مهر
کودکم را شادمان آراستم
سر خوش و خندان زجا بر خواستم
دست کوچک را نهادم در کفم
و زغم دل کاستم
لحظه ای کاین دست کوچک در کف است
لحظه ی شیرین و دلخواه من است
دیده ام
از چراغ دیدگانش روشن است
.......
منبع: تاریخ ادبیات خواف نوشته مدیر وب
گفتار زیر که به تازگی به قلم زهرا خوشامن در ماهنامه فصیح خواف چاپ و منتشر شده، ضمن این که ما را با نظرات این استاد فرزانه آشنا می کند، غم و رنج و خواسته های زنان خوافی را به خوبی ترسیم می نماید.
زنان خواف و نمایی از مشکلات و مسائل آن
زهرا خوشامن
سخن درباره زنان فراوان است، به ویژه زنان شهرستان خواف که همواره در خلوت درون خود، بی هیچ چشم داشتی به زندگی ادامه داده اند و هر روز به بهتر شدن آن اندیشیده اند و تاکنون سخن چندانی درباره آن ها گفته نشده است و اگر بخواهیم سخنی بگوییم، این موضوع را به خاطر بکر بودن و دست نخوردگی از زوایای مختلف می توان بررسی کرد.
در چندین سال پیش زندگی زنان خواف با آن چه امروز هست بسیار تفاوت داشت و حتی می توان گفت در آن سال ها، رنج ها و شادی ها، آرمان ها و لحظات خرد و بزرگ زندگی کاملا از جنس دیگری بود و حتی آن چه دیده ایم با امروز قابل مقایسه نیست.
این موجود ظریف و شکننده تاب و توانی بیش از حد تصور داشت؛ تحمل جفای مردان آن زمان که طبق الگویی که در نظر داشتند هر روز با خشونت بیشتری با زنان برخورد می کردند.
تحمل سختی ها و دم نیاوردن، تلاش در کنار مرد، فعالیت های مردانه، سنگین و خارج از تحمل. زنانی را می دیدیم که با حمل بار سنگینی از علف بر روی سر هر روز مسیر درازی را می پیمودند و بر چهره شان نشانی از نارضایتی دیده نمی شد. زنانی بودند که در ساخت مسکن که در آن زمان با گل و خشت انجام می شد نقش عمده ای داشتند.
این سختی ها و مشکلات، امروز نیز از بین نرفته است. کار و تلاش بی وقفه، حتی تا آخر عمر جزء جدایی ناپذیر زندگی زنان خوافی است. صبر و از یاد بردن آرزوهای دیرین، تحمل مشکلات اقتصادی و در بعضی موارد ساختن با هیچ نداری همسرانشان، عزت نفس، وفا و تعهد به اساس خانواده از خصوصیات بارز آنان است.
اینجا تلاش لقمه نان است. اوضاع اقتصادی این شهر محروم و مرزی بر همه عیان است و نیازی به تفسیر نیست. بیشترین لطمه را در این میان، زنان و کودکان می بینند.
گاه مرد خانه کار دائم ندارد که از این موارد بسیار دیده می شود و آن وقت زن خانه مجبور است با کارهای سخت، اما کم درآمد امرار معاش کند چرا که از دست مرد دیگر کاری ساخته نیست.
از جمله این کارها، قالی بافی است. کار سخت و بسیار کم درآمد. زن ها مبلغ بسیار بالایی –به نسبت توان مالی شان- برای مصالح قالی هزینه می کنند و پس از اتمام، آن را به بهایی اندک می فروشند. کار هر قالی اگر پشت سر هم با تلاش بی وقفه نیز به کار بپردازند، یک ماه طول خواهد کشید و می توان تخمین زد که سود عاید شده از این فعالیت سخت و دقیق چقدر است.
با این همه در چهره این زنان، آثار نارضایتی نمی بینیم. آن ها این صبر و تحمل فراوان را از گذشتگان به ارث برده اند. جانشان در میان بادها روییده است. زنانی هستند که سرپرستی ندارند و باز اولین مشکلاتی که رخ می نمایند، همان مسایل اقتصادی و امرار معاش است.
در این شهرستان امکان کار یک زن بی سرپرست صفر است. از سازمان های حمایت کننده مثل بهزیستی و کمیته امداد هم چندان یاری نمی رسد. مبلغی که پس از چند ماه به خانواده های بی سرپرست داده می شود در حدی است که تنها می توان برای گرفتن نان خالی هزینه کرد و این زن ها با داشتن فرزندانی که در حال تحصیلند و هزینه های فراوان زندگی، چاره ای جز افسرده و عصبی شدن ندارند.
این گونه است که در زندگی این مادران، از بین رفتن جسم با متلاشی شدن روح همراه می شود و طبیعی است که با این حال چگونه فرزندانی برای نسل آینده جامعه به وجود خواهند آمد. انسان هایی افسرده و بدون اعتماد به نفس که اگر بزرگترین موفقیت ها را نیز کسب نمایند فکر می کنند از دیگران کمترند.
امروزه مادران در جهت ساختن زندگی خوب برای فرزندان و همسرانشان تلاش می کنند و این به عینه با فدا کردن خواست ها و احساسات خود آن ها به دست می آید. آن ها به دنبال این هستند که آن چه خود باخته اند در وجود فرزندانشان به دست آورند. از جمله نتایج این خواست ها، تلاش برای ادامه تحصیل دختران است که مادران آینده جامعه خواهند بود.
به این شکل، مادرانی که با تحمل شرایط سخت همه چیز خود را از دست داده اند به دنبال پرورش فرزندی هستند که دارای همه چیز از جمله علم، کمالات و هنرهای مختلف باشد. مادران جوان امروز، با جهش بلندتری برای رسیدن به سطح استاندارد و حتی بالاتر می کوشند. تلاش برای رشد خانواده، تلاش برای آشنا کردن فرزند با مطالعه و هنر و علوم و زبان های مختلف، تلاش برای افزودن اطلاعات عمومی خود و دانستن روش های علمی تربیت فرزند و طریقه روانشناسانه تر برخورد کردن با کودک از جمله کوشش های آنان است.
اما برای رسیدن به این اهداف چه می توان کرد؟ وقتی زنان راه و روش های امروزی و علمی را از یکدیگر می پرسند و مخلوطی از تجارب یکدیگر را همراه با نظریات ضد و نقیض روانشناسی که از رسانه گرفته اند به کار می گیرند، جای خالی کتاب های به روز، خود را نشان می دهد.
البته این سخنان هم هست که فرهنگ مطالعه در شهرستان در سطح پایین است. اما ما انتظار نداریم که خانم ها برای بهتر زیستن به مطالعات تخصصی بپردازند. آن چه آن ها احتیاج دارند کتاب هایی در مورد امور روزمره زندگی است. کتاب هایی که به آن ها اطلاعاتی بدهد که چگونه باید دوره بارداری را بگذرانند، چگونه تغذیه کنند تا فرزندی با وزن، قد و هوش مناسب داشته باشند. وقتی کودکشان بیمار شد چگونه رفتار کنند، بهداشت اولیه نوزاد را چگونه رعایت کنند.
آن ها احتیاج دارند منبعی داشته باشند که به آن ها روش درست تغذیه کودک را یاد بدهد و به آن ها بیاموزد چگونه با کودکانشان بازی های آموزشی انجام دهند و چگونه به آنان اطلاعات بدهند. در موقعیت های مختلف با کودکان چگونه رفتار کنند تا فرزندانی مودب، آرام و دارای روانی سالم داشته باشند. در مراحل حساس سن فرزندشان در دوران بلوغ چگونه به آن ها یاری دهند و همراهشان باشند، چه کنند که فاصله فکری عمیق دو نسل کمتر شود و مادران بتوانند برای فرزندانشان دوستان بهتری به شمار آیند.
در این شهرستان در مرحله اول احتیاج به تقویت و پرورش روح زنان است، نیاز به ایجاد مراکز تفریحی مختلف که بتوانند به جای نشستن در کوچه ها و گپ زدن های بی حاصل و رد و بدل کردن اطلاعات نادرست قرار گیرد.
به دلیل محدودیت تفریحات و سرگرمی ها، استعداد زنان خواف تنها در تامین و حل و فصل امور منزل مصرف می شود و آن چه از تخیل و جنبه هنرمندانه و هنر شناختی در وجودشان هست نابارور و نارس باقی می ماند. به علاوه به خاطر سال ها تحمل رنج و سختی در قشر زنان و آن چه از گذشتگان به ارث برده اند که خویشتن را فدای فرزند و همسر کنند. احتیاج است که فرهنگ تفریح در زنان جا بیفتد و بدانند که هر چه روح مادر زنده تر باشد تربیت فرزند نیز بهتر خواهد بود. همچنین باید متوجه شوند که جواب تمام سوال های خود را در کتاب های مختلف خواهند یافت و به جای آن که از دوست و آشنا پاسخ آن را بخواهند بهتر است به کتاب رجوع کنند.
در ادامه سخن اینکه باید در نسل جدید از همان سنین کودکی حس خود باوری را ایجاد کرد. تاکید بر این مساله به این دلیل است که اعتماد به نفس پایه گذار شخصیت خوب انسان ها و دلیل اصلی تعادل روانی است که رشد و پرورش آن در نوجوانان و جوانان اهمیت دارد و شادی ها و خنده های بی ریای آنان سازنده آینده ای پر خروش و فرزندانی شاد و سرزنده است.
کشتن این جرقه ها به معنای ایجاد جامعه ای افسرده و بدون اعتماد به نفس خواهد بود. این دو بیماری، آفت های عظیمی هستند که انگیزه ها را در نطفه خفه می کند و اجازه نخواهند داد هرگز کار بزرگی به وقوع پیوندد و انسان بزرگی به وجود آید.ای مظهر بهار
در باغ خشک روح و روانم ترانه بار
با خود نسیم و آب و گل و ارغوان بیار
بر ما چنان ببار
که ما نیز گُل کنیم
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)