بی شک برجستگی و ممتاز بودن خواهر بزرگوار سر کار خانم خوشامن، فقط به ادیب و شاعر بودنشان نیست و البته این جانب گمان می کنم در تاریخ چندهزار ساله این مرزو بوم زنان برجسته زیادی داشته ایم که در کتاب های مختلف نیز بدان اشاره شده است و چه بسا اثرات و یادگارهای بزرگی هم از خود به جای گذارده اند.

چه خوب است مردان خواف با زنان اندیشمند خوافی همدلانه اندیشه کنند و برای تقلیل مرارت ها و از دوش برداشتن بار سنگین زنان خوافی تلاش مضاعفی نمایند.

در همین مورد قالی بافی به چشم خود دیدم که دختران روستایی قالیچه ای پشمی با رنگ و طرح زیبا را که نود هزار تومان صرف خرید مواد اولیه اش کرده بودند و برایش سه ماه زحمت کشیده بودند به علت ناچاری و از سر درد یکصد و سی هزار تومان فروختند تا لوازم التحریر و ... اول سال تحصیلی شان را تهیه کنند. و این ماجرا اشک از چشمانم سرازیر کرد و مدت ها ست در این اندیشه و تلاشم که از رنج زنان سرزمینم چگونه بکاهم ؟

کاش لا اقل با کار فرهنگی و آگاهی بخشی می شد برای زنان سرپرست خانوار کاری کرد و آن ها را نیز در فعالیت های اجتماعی شریک کرد. آن هم نه با حق الزحمه های ناعادلانه ای که دور از انسانیت است- در این روزگار که همان حداقل حقوق کارگری که قانون هم تعیین کرده است زیر خط که زیر حجم سنگینی از فقر است.

پیشنهادهایی که سرکار خانم خوشامن داده اند می تواند قسمتی از برنامه راهبردی و سیاست مسئولان سیاست گذار و اجرایی منطقه در امور زنان باشد و ساخت مراکزی برای پرورش اندیشه و خردورزی زنان و اطلاع رسانی در این خصوص می تواند یکی از این برنامه ها باشد.

البته دست روی دست گذاشتن تا آن که فرجی شود و گشایشی از آسمان ها برسد حتی در تعالیم پیامبران هم بدین گونه نبوده است. از همین رو پیشنهادم به بانوان خوافی و نیز مردان روشن ضمیر خواف این است که اقدام به تاسیس یک سازمان مردم نهاد (ان جی او) مثلا تحت عنوانی چون «خانه زنان خواف» نمایند و در آن برنامه های متنوع فرهنگی و اجتماعی بگنجانند و سطح مشارکت فعال بانوان را در تمامی مسائل، بیش از پیش بالا ببرند.

به نظرم فضای رخوت و افسردگی کنونی که ناشی از مشکلات معیشتی و ... در آغاز امر است در سراسر کشور فراگیر است و در خواف نیز این مورد بیش تر به چشم می خورد. از این رو این نگرانی وجود دارد که این فضای غمباری که افراد تحصیلکرده و روشنفکر را هم در بر گرفته است راه را برای برداشتن گام هایی هر چند کوچک برای تزریق خون به پیکره نحیف اجتماع سد کند و به شکلی فرسایشی جامعه را دچار اضمحلال نماید.