احمدی: در اسلام حاکمیت نیست ، مدیریت است بر مبنای شورا.
جناب علی آقا
حکومت الله ؟
می توانی حاکمیت الله را تعریف کنی ؟
آیا الله مثل حاکمان ما حکومت می کند ؟ تاج و تخت هم دارد ؟ ارتش و زندان چطور ؟
می توانی نمونه هایی از حکومت الله را بیان کنی ؟ متعجب شدم از فرمایشات شما. الله حاکم نیست . رب است . سلیمان پادشاه و حاکم نبود رسول بود و محمد هم رسول بود .اما جانشینانش ، جانشینان رسول بودند.
نوع اداره جامعه با مدیریت رسولان و جانشینان صالح آنها حکومت به آن معنا که پادشاهان و سلاطین میکنند متفاوت است . محمد را کسی به حکومت منصوب نکرد یک آیه قرآن وجود ندارد که گفته باشد ما تورا بر مردم پادشاه یا حاکم قرار دادیم بلکه همیشه حرف از رسالت زده شده : ولکن رسول الله و خاتم نبیین . قد خلت من قبله الرسل . و ما ارسلناک الا مبشرا و نذیرا . اگر حاکمیت و سلطنت باید از جانب الله تعیین شود امروز که وحی نیست چطور حاکم را الله تعیین می کند ؟
در اسلام حاکمیت نیست ، مدیریت است بر مبنای شورا. اگر قرار بر این باشد که خداوند حکومت را تحمیل کند محمد را در مکه حاکم می کرد اما اینطور نشد چون آن مردم بر صداقت پیامبر و مدیریت جامعه بر مبنای اندیشه و مکتب ایشان اجماع نکردند و خداوند هم خانه هایشان را دچار زلزله و آتش و توفان نکرد تا قهرا بر آنها حاکم بگمارد.
بسیار متحیر شدم وقتی دیدم کمر آیات را شکستید و گفتید اغلب مردم نمی فهمند !!!. کجا خداوند بطور مطلق چنین چیزی فرموده . چنین مواردی همیشه نسبی بیان شده و در برابر خرد ورزان و اندیشه وران است . گفته میشود آنها که خرد ورزی را درک نمی کنند ، اغلب نادانند نه اینکه اغلب جامعه نادان باشد یعنی از 200 نفر اگر 50 نفر حقیقت را نمی پذیرند اغلب این 50 نفر نادانند و البته باز نادانی به معنای ضریب هوشی پائین نیست .
شما می توانید موافق قرآن و سنت بگوئید امروز چه کسی باید حاکم باشد ؟ اگر بغیر از منبع وحی بخواهید تعیین کننده ای برای حاکمیت بیابید . حکومت الله نخواهد بود . شما دوراه دارید یا بگوئید فلان فرد ولی خداست و او تعیین کننده حاکم است که در این صورت "شما " فردی را بنابر مدارکی مثلا از قرآن و سنت ولی تشخیص داده اید و آن ولی نیز بر مبنای قرآن و سنت می تواند حاکم تعیین کند که در اینصورت "شما" جزیی از مردمید و ولی هم جزیی از مردم است و می شود" تعیین حاکم توسط مردم" . ویا اینکه جمعی که از نظر "شما" صالح و فقیه در قرآن و سنت اند باید به تعیین حاکم بپردازند که باز هم شما و مجمع صلحا مردمید و شق دیگری از حکومت مردم بر مردم است.
اما صورت سوم که امروز رایج است اینکه عموم مردم حسب برداشتی که از قرآن و سنت دارند از بین مدعیان حاکمیت یا مدیریت، فردی را به حاکمیت برگزینند که باز هم همان شد که ضیا الحق می گوید . و در تمام این حالات "انتخاب" شکل گرفته است و انتخابات مشروعیت می یابد .
برادر عزیز کسی با قرآن و سنت سر عناد ندارد اما آنها که به نام قرآن و سنت خودشان را حاکم و مجری شرع می دانند و بدون قضاوت قاضی گویندگان لااله الا الله و محمد رسول الله را به شرک و کفر محکوم کرده به قتل میرسانند به واقع با قرآن و سنت سر ستیز دارند . انما المومنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم در زمان اختلاف نظر است و نه وحدت نظر .
اما چه بد است که برخی در زمان بروز اختلاف نظر، بجای فاصلحوا بین اخویکم فاقتلوهم را پیش می گیرند. من سواد حوزوی ندارم و امیدوارم شما صاحب نظران در جهت اصلاح ذات بین تلاش کنید .
در برابر نام الله (جل شانه ) و نام محمد (صل الله علیه وسلم ) ننوشتم که شان او باید در دل به جلال برسد و محمد در زندگی مان به سلام و گرنه از الفاظ کاری بر نیاید . همواره مسرور و مومن باشید قلبهایتان سرشار از محبت، اندیشه ها منور به عشق ورزی و ایمان پروری .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از رحیمی مدیر وب
این که آقای احمدی گفته من درس حوزوی نخواندم تواضع و بزرگی ایشان را میرساند ولی بنده (رحیمی) که خودم فارغ التحصیل حوزه علمیه هستم و سروکارم با مسائل اسلامی است برای روشن شدن بیشتر مسئله عرض می کنم: در دمکراسی یا مردم سالاری تمام مسئولین و قوانین کشور بر اساس نظر مردم و نمایندگان مردم تعیین میشود ولی در اسلام، قوانین بر اساس قرآن و سنت و اجماع و قیاس (عقلی که با روحیه قوانین اسلام هماهنگی داشته باشد) تعیین میشود.
بر اساس فوق تا جایی که بین امت اختلاف نیست قوانین اسلام یکی است و همان نظر قرآن و سنت است و مردم یا نمایندگان مردم نمی توانند نظر دیگری را برای جامعه به عنوان قانون تعیین نمایند ولی در مسائل اختلافی و همچنین در تعیین مسئولین خود اشکالی ندارد که با مشوره یکدیگر و با استفاده از اجماع و قیاس که برای چنین مواردی در اسلام پیش بینی شده، مسئله اختلافی را حل و یا مسئولین خود را تعیین نمایند و این اگر چه دمکراسی و مردم سالاری به سبک غربی نیست ولی از هر حکومت دیگری از جمله پادشاهی که بر اساس نظر یک فرد است بهتر و به اسلام نزدیک تر است.
بهتر است از خودمان بپرسیم که آیا حکم خدا و شرع را یک نفر بهتر میتواند از قرآن و سنت بفهمند و برای امت بیان و تفسیر نماید و یا تعداد زیادی از نخبگان و آگاهان امت بهتر می توانند این کار را انجام دهند.؟ آیا یک نفر مثل شاه قوانین اسلام را به نفع خود و خانواده خود تفسیر نخواهد کرد؟
نمایندگان مردم در حکومت اسلامی حق ندارند علیه قوانینی که امت اسلامی در آن ها وحدت نظر دارند مانند مقدار زیادی از قوانین ارث و یا ازدواج و طلاق حکمی خلاف رای تمام امت صادر نمایند ولی می تواند در مواردی که احیانا در آن موارد در قرآن و سنت حکمی پیدا نکردند و یا امت به خاطر برداشت های متفاوت مجتهدین اختلاف نظر پیدا کرده اند از طریق همین اجماع و یا قیاس (عقل) برای جامعه قوانینی تعیین نمایند، همانطور که این کار را حضرات امام ابوحنیفه و امام شافعی و امام مالک و امام احمد حنبل و امام جعفر صادق کردند.
فرق این کار در این است که نظر جمع و گروهی که نمایندگان مردم هستند و میتوانند از کارشناسان اسلامی هم باشند در آن ها بیان و تفسیر میشود و این کار اگر چه دمکراسی نیست ولی بسیار به دمکراسی و مردم سالاری نزدیک است.
خواست فطری انسان و دستور قرآن به هم نزدیک است
و از طرفی قرآن می گوید که دین اسلام دین فطرت است یعنی دین اسلام با خواست واقعی بشر همخوانی دارد و اصولا آمده تا انسان ها را به راهی هدایت نماید که سرشت واقعی و خواسته اصلی انسان و در راستای منافع اصلی انسان است و می تواند دنیا و آخرت انسان را به بهترین صورت تامین نماید.
بنا براین اگر عوامل خارجی بر انسان فشار وارد نکند انسان خواسته ی فطری و اصلی خود را چه از نظر اخلاقی و چه از نظر عملی مطرح می کند و خواسته فطری انسان خواست اصلی خدا و قرآن است و خلاصه این خواسته ی انسان و خدا با هم هماهنگی دارد و خواست فطری انسان چیزی ورای خواست قرآن نیست و این را شما می توانید از کلیه دستورات قرآن استنباط نمایید. از عالمی شنیده ام که علامه ابن تیمیه در کتابی ویژه گفته و مورد بررسی قرار داده است که تمام دستورات اسلام با عقل سلیم هماهنگی دارد.
در مردم سالاری واقعی مردم دستورات اسلام را انتخاب می کنند
نکته دیگر این است که در جامعه اسلامی اگر فضای کاملا آزادی فراهم باشد مردم مسلمان دستورات قران را انتخاب می کنند چنانچه در پاکستان، ترکیه و کشورهای آزادشده عرب و یا فلسطین اشغالی اغلب با انتخابات آزاد مردم به اسلام گرایان رای داده اند.
این اختصاص به مسلمانان ندارد و ممکن است مسیحیان به افکار و دستورات حضرت مسیح و یهودیان به دستورات دین یهود رای دهند، بنا بر این ما نباید زیاد از مردم سالاری وحشت داشته باشیم چون در مردم سالاری اکثر مردم مسلمان کشور مسلمان علیه دستورات اسلام رای نخواهند داد. همین الآن هم اگر در یک کشور اسلامی در باره گوشت خوک، شراب، زنا، لواط، نظرخواهی شود مطمئن باشید اکثریت قاطع مسلمانان به حرمت این موارد رای میدهند.
ما چرا از مردم سالاری در هراس باشیم
ما که برتری احکام اسلام را قبول داریم چه هراسی از مردم سالاری داریم. دین اسلام، باورهای توحیدی اسلام، دستورهای اخلاق اسلامی و دستورات عملی اسلام با هر وسیله ای که سنجیده شود، علمی تر، عقلی تر و اخلاقی تر است و بر تمام دستورات و دین های دیگر برتری دارد و اسلام به فرمایش اقبال لاهوری امتحان خود را داده است. در مردم سالاری هم که خدا به مردم عقل و درک داده و مردم بر اساس فکر و عقل خود انتخاب میکنند پس چرا ما باید هراس داشته باشیم.
بگذاریم که دشمنان ما از دمکراسی هراس داشته باشند و مردم را در الجزایر و مصر به خاک و خون بکشند. همچنین بگذاریم که ترکیه که احیای امپراتوری عثمانی را در سر میپروراند خواب را از چشم اروپائیان و مغاربه بگیرد. ما چرا از مردم سالاری در هراس باشیم.
خلفای راشدین را مردم تعیین نموده اند
ادامه دارد ...
تا فرصت بعدی
همانطور که آقای احمدی گفته در اسلام مدیریت و انتخاب مسئولین بر اساس شورا و انتخابات باید باشد
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)