محمد عیسی رحیمیبا استفاده از کتاب صهیب مصطفی طه از کشور عراق ترجمه:سمیه اسکندری فر از خواف خراسان،

 

مقدمه

به طور کلی تاریخ اسلام به سه دوره مهم تقسیم می شود:

 

1- دوران طلایی اسلام که از بعثت نبی اکرم شروع می شود تا هجوم ویرانگر مغول و سقوط بغداد مرکز جهان اسلام به دامن مغولان ادامه مییابد.

2- دوران انحطاط مسلمانان که از سقوط بغداد به دست مغول شروع و تا آغاز قرن نوزدهم میلادی (حمله ناپلئون بناپارت در سال 1798 میلادی به مصر) ادامه  داشت.

3- دوره نهضت دوباره و احیای مجدد اسلام که از 200 سال قبل شروع و تا امروز ادامه دارد.

چهره‌ی مسخ شده‌ی زن که در عصرهای انحطاط و عقب ماندگی (دوران بعد از تسلط مغول بر سرزمین های اسلامی) شکل گرفته بود، به دوره‌های معاصر منتقل شد. خطرناک‌تر این که چنین شکلی به عنوان یک میراث دینی انتقال یافت نه به عنوان آداب و رسوم و اجتهادات بشری که قابل رد و بررسی است. لذا زن مسلمان خود را در برابر مشکلات تخلف، عقب ماندگی و بی‌اعتنایی یافت.

در تاریخ اسلامی اتفاق افتاده است که جامعه در برابر عقب رفتن تمدن قرار بگیرد، اما جامعه‌ی اسلامی به سلامت از آن بحران‌ها بیرون آمده و راه و چاره‌های اسلامی‌ای را برای حل چنین مشکلاتی ارائه نموده است. تمام راه حل‌ها در طول تاریخ، اسلامی بوده است و در آن زمان راه حل‌های دیگری در کنار الگوها و راه حل‌های اسلامی وجود نداشته است.

«اما این اوضاع و احوال بعد از تهاجم استعمار غربی نوین به قلب عالم اسلامی تغییر یافت، همان تهاجمی که با حمله‌ی ناپلئون بناپارت به مصر در سال 1798م آغاز شد. پس در برابر ضربات این حمله که از حقیقت عقب ماندگی تمدن ما در مقایسه با پیشرفت‌های اروپا پرده برداشت، فراخوان‌های اسلامی برای تغییر و تجدیدی که راه و چاره‌ای برای مشکلات موجود و فکر اسلامی ارایه کند، بالا گرفت و برای اوّلین بار در تاریخ رویارویی میان غرب و اسلام، این تهاجم استعماری نوین موفق شد اندیشه‌ی مرجعیت غربی را که رویکردی موضوعی، سکولاریسمی و مادی است و الگوی غربی را در پیشرفت و تغییر و راه حل‌هایی را که تمدن غربی برای مواجهه با مشکلات به دولت‌ها و ملت‌هایش تقدیم نمود در اندیشه‌ی اسلامی بیاندازد و به این ترتیب نوعی دوگانگی در راه حل‌ها و مرجعیت‌های پروژه‌هایی که برای پیشرفت امت ارائه می‌گردید، به وجود آمد.

دیگر مثل همیشه راه حل‌های اسلامی الگو و مرجع نبود، بلکه مرجعیت موضوعی، راه حل‌های غربی، الگوی سکولاریسمی و نظریه‌های مادی، الگوی اسلامی را در ارائه‌ی پیشنهادات برای حل مشکلات جهان اسلام در تنگنا قرار می‌داد.»

از آن جا که زن در دنیای اسلام از جهل، عقب ماندگی، بی‌اعتنایی و زندانی شدن در چهار دیواری خانه رنج می‌برد و این‌ها مجموعه‌ای از رسوم و تقالید دوره‌ی عقب ماندگی بود که زن آن را به ارث برده بود، به این دلیل مسأله‌ی زن و مشکلاتش نیز جزو آن دسته از مشکلات به شمار آمد که با دوگانگی راه حل‌ها و مرجعیت این راه حل‌ها روبه‌رو شد.

از این رهگذر می‌توان سه رویکرد را که برای حل مسأله‌ی زن پدید آمده بود، دنبال نمود که هر کدام دیدگاه خاصی نسبت به زن دارند، این رویکردها عبارتند از:

1ـ گرایش غرب زدگی.

2ـ گرایش تقلید و تعصب.

3ـ گرایش میانه رو (گرایش تجددگرایی اسلامی).

هر یک از این گرایش‌ها نیاز به شرح و تفصیل دارد. گرایش غرب زدگی روشنتر از آن است که نیاز به توضیح زیاد داشته باشد و بیشتر غرب رفتگان از این گرایش حمایت می کنند و زن مسلمان را به تقلید کورکورانه تمام مظاهر غرب و برداشتن حجاب اسلامی دعوت می نماید.

گرایش دوم نیاز بیشتری به توضیح دارد که در ادامه بیان می شود و سرانجام گرایش میانه رو و گرایش تجددگرایی اسلامی است که اگر فرصت باشد در مطلبی جداگانه ارائه خواهد شد لهذا در اینجا گرایش تقلید و تعصب را که نتیجه از آثار دوران عقب افتادگی و نتیجه عکس العمل غیر منطقی به گرایش غربی است بیان می شود و علل به وجود آمدن این گرایش توضیح داده می شود.

گرایش تقلید و تعصب و عوامل آن

این گرایش با دیدگاه دوران عقب ماندگی به زن می‌نگرد. بنابراین مانع خروج زن از خانه شده و او را از حق تعلیم، کار و مشارکت در زندگی محروم می‌سازد.

این گرایش در عده‌ای از مسلمانان عوام که خود را پایبند آداب، رسوم و فرهنگ می‌دانند و در برخی از جماعت‌های اسلامی نیز به چشم می‌خورد. هم‌چنین این رویکرد در بعضی از فتواهای تندروانه در مورد زن، مثل محرومیت وی از حق رأی  یا کاندیدا شدن و عورت بودن صدای زن یا ممانعت از رانندگی اتومبیل دیده می‌شود.

محقق بر این باور است که بروز چنین رویکردی به دلایلی چند بر می‌گردد، از آن جمله:

1- میراث تاریخی دوران عقب ماندگی و نبود فهم صحیحی از اسلام:

جامعه چنین شکلی را به اسم دین از دوران عقب ماندگی به ارث برده و شاید بعضی از مردم به دلیل فهم نادرست از اسلام چنین اوضاع و احوالی را مناسب زن دانسته‌اند.

شیخ «محمد غزالی» می‌گوید: «مسأله‌ی زن به اندازه‌ای که در پرتوی مسایل روانی قابل معالجه است؛ در پرتو نصوص قابل علاج نیست، زیرا عده‌ای از مردم مبتلا به سوء ظن، غیرت بیش از اندازه و تصدیق خرافات هستند. عده‌ای نیز پیر و سالخورده‌اند و عوارض ضعف جنسی دارند که از رفتن زن به مسجد یا مدرسه بر افروخته می‌شوند و هر قول درستی را به خاطر آن چه در ذهنشان نقش بسته است، دور می‌اندازند.»

به راستی که نبود فهم صحیح از اسلام و ضعف ایمان به ثبات و پایداری چنین مفاهیمی کمک کرده است و به این جهت مسلمانان، بسیاری از تعالیم اسلام را ضایع نموده‌اند. پس عجیب نیست که بسیاری از راهنمایی‌های دین حنیف را در ارتباط با مسأله‌ی زن نیز ضایع کرده باشند.

«زمانی که ایمان مردان مؤمن سست شد، بر زنان ستم روا داشتند و آنان را ضعیف و ناتوان انگاشتند. این امر از آن جا آشکار می‌شود که احکام قرآن در مورد زن به صورت حد و مرزهایی در برابر مردان وضع شده که آن‌ها را از ستم و تجاوز نسبت به زن نهی می‌نماید و تعداد کمی از این احکام حد و مرزهایی را برای زن در نظر گرفته است، به این آیات توجه کنید:

«فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ» [البقرة: 232].

(آنان را از ازدواج با همسران سابق‏ خود، چنان‌چه به خوبى با يكديگر تراضى نمايند، جلوگيرى مكنيد.)

«لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا» [النساء: 19].
(براى شما حلال نيست كه زنان را به اكراه ارث بريد.)

«وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا» [البقرة: 231].

(آنان را براى آزار و زيان رساندن [به ايشان‏] نگاه مداريد.)

«وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ» [البقرة: 229].

(و براى شما روا نيست كه از آنچه به آنان داده‏ايد، چيزى باز ستانيد.)
«وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ» [الطلاق: 6].

(و به آن‌ها آسيب و زيان‏ مرسانيد تا عرصه را بر آنان تنگ كنيد.)

همه یا بخش عمده‌ی آیات ایلاء، طلاق و عده برای محدود کردن آداب و رسومی نازل شده است که ظلم و ستم به زن محسوب می‌شد و او را به طرز ظالمانه‌ای معلق می‌ساخت...»

2ـ ایستادگی در برابر جنبش‌های غرب زده و رد وضعیت اباحی‌گری زن:

موضعگیری سخت گیرانه‌ای که گرایش خشک و متعصب در مورد زن اتخاذ می‌کند؛ واکنشی است به رویکرد غرب زدگان.

گرایش غرب‌زدگی می‌خواهد به شیوه‌ی غربی به آزادی زن مسلمان دست یابد. در دنیای اسلام الگوهای غربی بروز کرد، آن جا که آزادی بیش از اندازه، خودآرایی و بی‌حجابی را به دنبال داشت که منجر به آلودگی و فساد شگرف خصوصاً در شهرها گشت و عکس العمل نسبت به آن؛ زیاده روی در فشار بر زن و دور ساختن وی از اجتماع بود.

«راشد الغنوشی» در این‌باره می‌گوید: «... شاید ترویج آلودگی در شهرها، فقها را بر آن داشت که برای درمان این معضل به جای تعمق و دقت در تربیت و پاکسازی اجتماعی عمومی، به زیاده روی و اسراف در رفتار سخت گیرانه روی آوردند...»

چنین واکنشی ـ از دیدگاه محقق ـ اشتباه است، زیرا نباید اشتباه را با اشتباه درمان کرد. ذوبان و آزادی با سخت‌گیری و فشار معالجه نمی‌شود «سختگیری هرگز در تحقق فضیلت کارساز نبوده است، بلکه فضلت در صورتی که از روی آگاهی، قصد و نیت حسنه نباشد؛ مفهومی ندارد و تبدیل به نفاق می‌شود.»

3ـ فهم نادرست بعضی از نصوص و زیاده روی در اصل سد ذرائع:

از جمله اسبابی که منجر به بروز گرایش خشک شد؛ فهم غلط و نادرست برخی از نصوص بود. نصوص زیادی در میان مسلمانان منتشر است و دهان به دهان منتقل می‌شود که یا ضعیف است  و یا غیر از مواضع مناسب مورد استفاده و استشهاد قرار می‌گیرد.

از آن جا که بیان تک‌تک آن دلایل و نصوص و رد آن‌ها از حوصله‌ی بحث خارج است، محقق فقط به یک متن اشاره می‌کند که گروهی، از آن به عنوان دلیلی برای محبوس کردن زن در خانه استفاده می‌کنند و عده‌ای از علما که معتقد به عورت بودن تمام زن هستند به طوری که نباید کسی را ببیند و او کسی را ببیند، به آن استناد می‌کنند.

آن‌ها حکمی را که مختص همسران رسول اکرم  است بر سایر زنان مسلمان تعمیم می‌بخشند، آن جا که خداوند متعال می‌فرماید:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا» [الأحزاب: 53].

(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، داخل اتاق‌هاى پيامبر مشويد، مگر آن‌كه براى [خوردنِ‏] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‏] بى‏آن‌كه در انتظار پخته‏شدن آن باشيد، ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‏آن‌كه سرگرم سخنى گرديد. اين [رفتارِ] شما پيامبر را مى‏رنجاند و [لى‏] از شما شرم مى‏دارد، و حال آن‌كه خدا از حق [گويى‏] شرم نمى‏كند، و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد اين براى دل‌هاى شما و دل‌هاى آنان پاكيزه‏تر است، و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد، و مطلقاً [نبايد] زنانش را پس از [مرگ‏] او به نكاح خود درآوريد، چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى‏] بزرگ است‏.)

الف/ پر واضح است که حجاب و پوشش اسلامی بر تمام زنان مسلمان فرض می‌باشد، اما قرار گرفتن پشت پرده و حجاب در هنگام گفت گوی مردان با ایشان مختص به زنان رسول اکرم(ص) می‌باشد که سیاق و روند آیه بر آن دلالت دارد «و کاملاً مشخص است که متن آیه فقط همسران پیامبر را در بر می‌گیرد و این آیه احکامی را در ارتباط با قرار گرفتن زنان پیامبر در خانه‌ی رسول خدا (ص) و صحبت با زنان آن حضرت و عدم ازدواج با آن‌ها بعد از وفات پیامبر بیان می‌دارد.»

طبری در لابه‌لای سخنانش در مورد شأن نزول این آیه بیان می‌دارد که این تقاضای سرورمان عمر(رض) بود. می‌گوید: «عمر بن خطاب گفت: گفتم ای رسول خدا، افراد خوب و بد به نزد همسرانت می‌آیند، اگر می‌شود به آنان امر کن تا حجاب اختیار کنند. گفت: پس آیه‌ی حجاب نازل شد.»

«زمخشری» در تفسیر این آیه می‌گوید: «... ضمیر در فعل «سَأَلْتُمُوهُنَّ» به همسران پیامبر خدا باز می‌گردد که نام آنان ذکر نگردیده، چون آیه خود گویای این امر است.»

ب/ نظر جمهور علما بر این است که صورت و دو دست عورت به حساب نمی‌آیند. ابن «قدامه» این مسأله را به تفصیل در «المغنی» بیان کرده است. او می‌گوید: «... در مذهب اختلافی در این که زن مجاز به کشف صورتش در هنگام اقامه‌ی نماز است، نیست. جان سخن این که او نمی‌تواند به غیر از صورت و دست‌های خود را برهنه سازد... و علما در این‌باره با هم اختلاف دارند و اکثریت آن‌ها در این که زن می‌تواند بدون پوشش صورت نماز بخواند، اتفاق نظر دارند... و مالک اوزاعی و شافعی بر این باورند که تمام بدن زن به جز صورت و دو دستش عورت می‌باشد، چرا که ابن عباس در مورد این فرموده خداوند سبحان «وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» [النور: 31] (و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پيداست.) می‌گوید: صورت و دو دست.»

ج/ قرار گرفتن زن در ورای حجاب و عدم مشارکت وی در فعالیت‌های اجتماعی با راهنمایی‌ها و راه و روش رسول خدا و یارانش مغایرت دارد. حضور گسترده‌ی زنان در سایه‌ی فعالیت‌های زندگی از برگزاری نماز در مسجد گرفته تا مشارکت در میدان‌های جنگ به چشم می‌خورد. پیامبر اکرم (ص) به دیدار زنان در خانه‌هایشان می‌رفت و با ایشان صحبت می‌کرد و آنان نیز با ایشان و یارانش گفت‌وگو می‌کردند و به طور کلی حضور چشمگیری در جامعه داشتند...

تنها موضوعی که باقی است بحث و بررسی استدلال طرفداران این گرایش به قاعده‌ی سد ذریعه می‌باشد. آن‌ها با توصل به این قاعده و سخت گیری در مسایل زن و زیاده روی در فشار بر وی به جهت این که اخلاق مردم فاسد شده و جامعه، دیگر مثل زمان صدر اسلام نیست می‌پردازند... چنین برداشتی؛ آنان را به تشدد و سخت گیری در احکام شرعی مربوط به زن سوق داده است.

این ـ به نظر محقق ـ شیوه‌ای غلط و اشتباه است، چرا که فساد جامعه نباید با سخت گیری در احکام شرعی معالجه و مداوا شود، بلکه باید احکام را به حال خود نگه داشت و سعی در تزکیه و پیشرفت جامعه داشته باشیم تا به آن احکام برسد...

از آن جا که «روابط میان دو جنس با عزلت، کناره گیری و افزایش فشار درست نمی‌شود و نمی توان به طور کلی مانع از خروج زن شویم، ...  پس مهم‌ترین نقش را تربیت به عهده دارد و بعد از آن کافی است که در فکر و قلب مردم، حضور الهی زنده‌ای ایجاد کنیم و چنین جوامعی را به گونه‌ای نظم و ترتیب بخشیم که این نظارت درونی کارش را به درستی انجام دهد.»

«جامعه‌ی ما هر طور که باشد، منهج و روش دین آن است که فساد و تباهی‌اش را اصلاح کنیم، نه آن که عقب نشینی کرده و تسلیمش شویم و نظام‌های زندگی اسلامی را بسته به شرایط و مفاسد اجتماعی تغییر دهیم!»

«راشدالغنوشی» می‌گوید: «... در آمریکا در بعضی از کنفرانس‌های اسلامی ظاهر سازی‌هایی را دیدم. در آن جا کنفرانسی برای مردان و کنفرانسی برای زنان منعقد می‌گردد، در حالی که همان زنان در جامعه‌ی غربی زندگی می‌کنند و به مراکز خرید می‌روند و از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کنند و در دانشگاه‌ها درس می‌خوانند، فقط اختلاط را میان چه افرادی ممنوع می‌سازد؟ در میان افرادی که احتمال فتنه خیلی ضعیف‌تر از هر مکان دیگر است.»
و چه بسیارند چنین نمونه‌هایی در همه جا!