محمدجواد زنگنه شهرکی
کاندیدای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی
18 دیماه 1394

خواف که در ناحیه خشک و بیابانی واقع شده و زمانی شامل مناطق وسیع تربت حیدریه تا بادغیسات هرات و بیابانهای بین قهستان و فراه افغانستان و سیستان بوده است، امروزه به شهرستانی با مساحتی بسیار کوچکتر از گذشته تبدیل شده و بجز حفظ همان اقلیم گرم و خشک، وزش بادهای تابستانه و افتخار و استعداد مردمانش، چیز دیگری از گذشته خود ندارد، هرچند آمار جمعیت آن افزایش یافته و بهره برداری از معادن سنگ آهن آن، مقرون به صرفه و بخشی از شاهراه های قدیم آن به راه آهن بدل گشته باشد. اما همچنان در اندوه شکوه و جلال گذشته خود فرو رفته است. گذشته ای که اگر صفحات تاریخ را تورق کنی پر است از نامهایی همچون حافظ ابروها، شیخ زین الدین ها ، مجدها، بونصرها و بو سهل ها و ... که هرکدامشان به تنهایی برای شناخت عظمت و شکوه شهرت علمی و فرهنگی خواف کافی و نشانگر استعداد مردمان و اقلیم خواف در رشد و نمو علم، فرهنگ و عرفان است.

پیشینیان ما با شناخت شرایط اقلیمی خواف، نسخه شفا بخشی برای روزگار خود نوشته بودند که بدان جایگاه رفیع رسیدند و بدیهی است اگر ما امروزه آن نسخه شفا بخش را در هدف نویسی، سیاست گذاری و برنامه ریزیهای خود لحاظ نماییم بدون تردید بیشتر از پیش و با سرعتی فزونتر از آن به همان عصر طلایی برمیگردیم به ویژه که امکانات و خدمات تکنولوژیکی امروزی هم یاریمان می کند.

در قدیم از وزش بادهای گرم تابستانه در منطقه خواف که امکان رشد و نمو هر کشت مطلوبی در خاک حاصلخیز آن منطقه را سلب می کرد، برای چرخش آسیبادها استفاده میکردند و امروزه از این امکان برای چرخش توربینهای تولید کننده انرژی، استفاده میشود که امری پسندیده و در خور تقدیر و بیانگر همان نگاه به عصر طلایی و بازمهندسی آن توفیقات است.

بسط و گسترش علم و فرهنگ و عرفان اقدام دیگریست که پیشینیان ما به وسیله آن شهرت جهانی یافته اند و ضمن ایجاد بناها و اماکن مورد نیاز که آثار آن هنوز باقیست، به تربیت شاگردان و تالیف معلوماتی همت گمارده اند که برای علم و فرهنگ مایه مباحات است اما متاسفانه ما برای باز مهندسی این استعداد بالقوه، گامی درخور برنداشته ایم. امکانی که شواهد میدانی فعلی و پیشینه تاریخی آن جای هیچ شک و تردیدی باقی نمیگذارد که مردمان این منطقه استعداد بالقوه ای در این موضوع دارند.

اگر قریب به هزار سال پیش علی بن حسن باخرزی در دمیه القصر و عصره اهل العصر میگوید: زوزن به آسیابی ماند که بر مدار دانش بچرخد و امروزه تعداد زیادی از فرزندان منطقه رتبه های برتر کنکور را کسب میکنند و تحصیلات عالیه دارند، همه و همه موید این استعداد و ارتباط است.

پس ضرورت دارد با اذعان به کمبودهای ذاتی و اقلیمی منطقه و آگاهی از داشته ها و استعدادهای خود، در هدف نویسی، سیاست گذاری و برنامه ریزی های خود مطلع باشیم که:

یکم/ اقلیم گرم و خشک منطقه و به تبع آن پایین بودن نزولات جوی و استفاده های بی رویه و نا بجا از سفره های زیرزمینی، کمبود آب را به مرز بحران نزدیک کرده، لذا با مصرف بهینه و مهمتر از آن مدیریت مصرف، شیب رسیدن به مرز بحران را کند کنیم و هرطرحی که بر استفاده ازآب متکی باشد باید با وسواس شدیدی مورد مداقه قرارگیرد چرا که زیانهای ناشی از آن غیر قابل جبران خواهد بود. هرچند طرحهای انتقال آب از سایر حوزه های آبی قابل ارایه و دفاع است ولی از توانمندی درونی به امید امکانی عاریتی نباید غافل شد ، چه ایندو مکمل هم خواهند بود.

دوم/ نعمت خدادادی معادن سنگ در منطقه فرصتیست که اگر به آن نگاه بلند مدت و توسعه محور نداشته باشیم ضمن شرمندگی در حضور نسل آینده، هم مشکلات زیست محیطی منطقه را به حداکثر رسانده ایم و هم به سبب گذراندن چند صباحی، از بروز خلاقیتها، افزونگی دانش و گسترش سایر مشاغل و هنرها غافل شده ایم.

سوم/ استعداد بالقوه مردمان ما به صورت موروثی در زمینه علم و فرهنگ است ، از این نعمت خدادادی غافل نشویم، با برنامه ریزی آنرا گسترش داده و مولد نماییم.

لذا اینجانب معتقدم برای اینکه به عصر طلایی خود در هزاران سال قبل برسیم ، باید ضمن فراهم کردن امکانات و خدمات رفاهی اعم از جاده، راه آهن، مراکز بهداشتی، رفاهی و مهمتر از همه اشتغال پایدار برای زندگی بی دغدغه مردم که از الزامات و بدیهیات است ، به منظور رسیدن به این مهم، هدف گذاری و برنامه ریزی نمود.

این اقدام میتواند با اختصاص درصدی از سهم منطقه از درآمدهای معادن که خوشبختانه به مدد تلاش نماینده محترم و مسولین ذیربط محقق شده و نیز سهیم شدن در بودجه های علمی و فرهنگی کشور، با ایجاد مرکز تحقیقاتی و مطالعاتی به ویژه در علوم انسانی و اسلامی، هم به اشتغال پایدار در این حوزه رسید و هم در نهضت تولید علم سهیم شد. و با آموزش نیروهای تحصیلکرده و مستعد و بهره بردن از امکانات و ارتباطات الکترونیکی در زمره کانونهای معتبر در کشور و حتی دنیا درامد. این اقدام همچنین به سبب آنکه جمع وسیعی از جوانان تحصیلکرده را در کنار هم و مرتبط با متخصصین کشوری و جهانی گرد هم میاورد و رقابت افراد را از سطح محلی و منطقه ای به ملی و بین المللی میکشاند و همچنین تلاش هر فرد بدون اتصال به رانت یا نزدیکی به قدرت سنجیده میشود، یقینا اختلافات قومی و قبیله ای و محلی و احیانا مذهبی را کاهش میدهد.

در این هدف با احیا میراث گذشته، ضمن بازگشت به شهرت درخور، روح سربلندی و افتخار بر پایه علم و فرهنگ در آثاری همچون مدرسه غیاثیه خرگرد و مسجد ملک زوزن دمیده میشود و نظاره این بناها توسط خیل مشتاق گردشگران فرهنگی از اقصی نقاط جهان معنی دار شده و از بازدید صرف بنایی آجری فاصله میگیرد.