صادق زیبا کلام : تا بوده نوروز ، نوروز بوده و اسلام هم اسلام
صادق زیبا کلام
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔹برخي از پرسشها بهگونهای هستند كه به نظر ميرسد مطرح نشوند بهتر است تا اينكه كسي مَتّه به خشخاش بگذارد و درصدد يافتن پاسخ آنها برآيد. «اسلامي بودن نوروز» هم به نظر ميرسد ازایندست پرسشها باشد. بيشتر توجه ما به سمت قالب و پوشش ظاهري آن رفته و ترجيح ميدهيم خيلي به عمقِ نسبت آن با اسلام وارد نشويم.
🔹امروزه پاسخ بسياري از ايرانيان به اين پرسش روشن است: نوروز خيلي ربطي به اسلام ندارد. اين گروه از ايرانيان سعي ميكنند با بزرگداشت هرچه بيشتر نوروز و اهميت دادن به آن، شكاف يا درستتر گفته باشيم، دوگانگي اسلام و نوروز را به نمايش بگذارند. اين دسته از ايرانيان نوعاً هم خيلي انس و الفتي با اسلام ندارند و با تأکید گذاشتن بر روي نوروز، بزرگ كردن هرچه بيشتر آن و افزودن عناصر و خصيصههاي غيرديني به آن، ميخواهند مخالفت خود با اسلام را نشان دهند. در سالهاي نخست انقلاب اینگونه نبود؛ اما هرقدر كه اصرار و تأکید مسئولان بر روي اسلاميت افزايش يافت، شماري از ايرانيان متقابلاً به سمت ايرانيت و فرهنگ و تمدن ايران قبل از اسلام رفتند. ازجمله بزرگ شدن نوروز و اهميت دادن به آن در حقيقت واكنش سياسي و اجتماعي ايرانياني شد كه تأکید پررنگ و سنگين بر روي اسلام را بهنوعی مغاير با ايرانيت ميديدند.
🔹براي بسياري از ايرانيان، رفتن به سمت نوروز و فرهنگ و تمدن ايران قبل از اسلام در حقيقت با انگيزههاي سياسي بود و بهنوعی ميخواستند مخالفت خود را با موضعگيريها و رفتارهاي سياسي حاكميت بعد از انقلاب نشان دهند. هيچ مقام حكومتي نميتوانست توجه به فرهنگ و تمدن ايران باستان (ايران قبل از اسلام)، عيد نوروز، چهارشنبهسوري و سيزدهبدر را بهعنوان ضديت با نظام بگيرد. بنابراين بسياري از مخالفان با تمسك به آن تمدن و جلوههاي عملي آن ازجمله مهمترين آنکه نوروز باشد، در حقيقت مخالفت سياسي خود را بروز ميدادند، بدون آنكه نگراني و ترسي از واكنش حكومت داشته باشند. البته برخي از مسئولان هم با بيتوجهي و احياناً موضعگيريهاي نهچندان دوستانه نسبت به ايران قبل از اسلام و نوروز، آب به آسياب مخالفان ميريختند و باعث ميشدند كه آنان با تعصب و تأکید خيلي بيشتري به سمت نوروز و بزرگداشت آن بروند. البته اين وضعيت، يا درستتر گفته باشيم رويارويي، بيشتر در دهه نخست انقلاب كه عنصر ايدئولوژيكِ اسلامخواهي طبعاً پررنگتر بود، وجود داشت.
🔹بهتدریج مسئولان متوجه شدند كه نه اصراري داشته باشند تا ايران قبل از اسلام را در برابر اسلام قرار دهند و نه اصراري داشته باشند كه نوروز را جشن و مناسبتي مربوط به ايران قبل از اسلام بدانند. کموبیش از اوايل دهه دوم انقلاب وضعيت نوروز و ايران قبل از اسلام در برابر اسلام كنار گذاشته شد اما اين كنارگذاري بيشتر از ناحيه حاكميت بود. آن دسته از ايرانيان كه نوروز و ايران قبل از اسلام برايشان ابزاري شده بود براي نشان دادن مخالفت و نارضايتيشان از رفتارهاي سياسي مسئولان، همچنان به نوروز و ايران قبل از اسلام چسبيدند. بعضاً بهعنوان واکنشی در برابر این دسته از ایرانیان و بعضاً از سر اعتقاد، برخی از مسئولین از آنطرف پشتبام افتادند و با اصرار و تلاش خستگیناپذیری، ظرف سالهای اخیر سعی کردهاند که برعکس سالهای اوایل انقلاب نوروز را بچسبانند به اسلام. اگر از كالبدشكافي «نوروز و اسلام» و قبض و بسطهاي سياسي اين دو، بعد از انقلاب صرفنظر نماييم از بعد يا منظر تاريخي در خصوص «اسلام و نوروز» چه ميتوان گفت؟
🔹آنچه خيلي كلي ميتوان گفت اين است كه تا بوده نوروز، نوروز بوده و اسلام هم اسلام. نه اين دو را ايرانيان رقيب يكديگر ميپنداشتند، نه ارجحيت و تعصبي نسبت به يكي در مقابل ديگري داشتند و نه اصراري داشتند (همچنان كه مسئولان امروزي دارند) كه نوروز را با هزار مصيبت به اسلام بچسبانند. (همچنان كه مسئولان امروزي ميكنند).
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)