فرهنگ اخلاص و تقوا
دو نفر دیندار با اخلاص، یکی در چین و دیگری در آمریکا، زبان یکدیگر را بهتر میفهمند، تا دو برادر که از دین بی بهرهاند.
ریشه بسیاری از سوءتفاهم ها، بسیاری از اختلافاتها، بی اخلاصی است، چون فرهنگ اخلاص نباشد، غریزهها و شهوتها در رابطه بین بشر و بشر ، حکمفرما می شوند ، غریزه ها و شهوات همواره از سودجویی و خودپرستی پیروی میکنند.
تخصص در رشتهای از رشتههای معارف دینی یا بشری کافی نیست که کسی دیندار شود، دین و اخلاص ثمره و نتیجه علم و دانش است، نه خود آن. علم و و دانش ممکن است در وجود کسی نابارور بماند، مانند ( درخت نر ). با دانشان بیاخلاص در دنیا کم نبوده اند. و از آن جمله اند همه روحانیون بی اعتنا به حق، همه سیاست مداران بی اعتنا به انسانیت؛ همه دانشوران دیو سیرت.
در همین زندگی روزمره به کسانی برمی خوریم که روحانی زبردست، طبیبی برجسته، ادیبی عالی قدر ، یا مهندسی نام آوراند، اما در نگاه آنان برق آدمیت نیست. در خلق و شیوه زندگی و سلوک آنان نشانهای از اخلاص دیده نمی شود. اینان دین و دانش را به کار میبندند ، با همان روحیه که نعل بند از فن نعل بندی خود استفاده می کند.
برعکس، هستند کسانی که سواد خواندن و نوشتن ندارد، یا خیلی کم دارند، روح آنان مایهای از اخلاص در خود نهفته، یعنی به حد تشخیص نیک از بد، صواب از خطا رسیده. در وجود اینان، همان درسهای زندگی با آموزش مکتب خانه، یا نصیحت پدر، تبدیل به اخلاص شده است.
ممکن است دین و دانش بتواند بی کمک اخلاص بشر را به پیشرفت های شگفت مادی نایل کند، ممکن است یک دانشمند بیدین نیز از جهتی سودمند واقع شوند، ولی سرانجام چه؟ چنین دانشی برای جامعه پیشرفت می آورد اما حل مشکل نمی آورد. دین و دانش، ابرها هستند و اخلاص، باران. اگر ابر به بارش نیفتد، وجودش ثمربخش نخواهد شد.
آیا جامعهی دیندار بدان معناست که همه افراد آن از نعمت سواد برخوردار باشند؟
نه، دین و سواد همان گونه که اشاره شد، مواد خام اخلاص است، نه خود آن، ولو همه مردم یک کشور به دین و سواد دست یابند، تا زمانی که راهی در وجود آنان به سوی اخلاص گشوده نشده، تغییر حادث در وضع و روحیه آنان، جزیی و ظاهری خواهد بود، تاثیری در ماهیت زندگی آنان نخواهد داشت. حتی گاهی ممکن است اثر سوء بنهد. هرگونه دین و سواد دوای درد نیست باید همواره از دین و سواد ثمره و نتیجهای انتظار داشت .
تجلی دین و اخلاص در وجود مان آن گونه است که بینش را وسیع تر می کند انسان را نسبت به انسانیت خود آگاه تر می سازد، بینش و لطافت طبع و تساهل را میپروراند، مقامات او را در برابر خودپرستی و تعصب و بدگویی می افزاید، خلاصه که شخص انسان تر می شود. روح کاغذ پرستی و مدرک طلبی بزرگترین ضربه را، در سراسر جهان به دین زده است.
در عوض ِآنکه به شخصیت شخص توجه شود، به کاغذی توجه می شود که شخص در دست دارد. مثل آستین بهلول، این کاغذ است که بر صدر می نشیند حقوق می گیرد ، مرجعیت دارد، نه خود انسان.
یکی دیگر از دشمن های بزرگ دین ،«کوره سوادی» و «تحصیل ناقص» دوره عالی است. غالبا افراد بی اخلاص، در میان کسانی یافت می شوند که معلومات ناقص فرا گرفتهاند. همه مطالعه آنان محدود به چند جزوه حوزه علمیه و دانشکده بوده و توانستهاند ورقهای برای خود دست و پا کنند. اینان چون خود را باسواد می پندارند ، پر شده اند از ادعا و تظاهر و نام خویشتن را « دیندار یا روشنفکر » می گذارند. باسواد نشدهاند، در حالی که صفا و سادگی بی سوادی را هم از دست دادهاند ، معجون ترشیدهای شدهاند که نه سرکه ، سرکه است نه شراب، شراب .
فرهنگ اخلاص هم فردی است، هم ملی هم جهانی. بعد از عقب ماندگی و فقر، بزرگ ترین مسئله دنیای امروز، همین مسئله است. صلح و سعادت آینده جهان به همان اندازه که به اقتصاد وابسته است، به اخلاص نیز متکی است. وقتی همه عوامل موجود ، زور، تهدید، پول و سیاست، از حل مسائل جهان عاجز ماند، اخلاص باید پای به میان نهد، اگر گرهها گشودنی بود، سرانجام به دست آن گشوده خواهد شد، اگر گشودنی نبود، دلیل بر آن است که دین شکست خورده، رمق خود را از دست داده و دخالت دینداران با اخلاص در اداره امور جهان تا به حد هراس انگیزی کاهش یافته است .
محمدعیسی رحیمی
با استفاده از مطلبی در باره فرهنگ از محمدعلی اسلامی ندوشن
کانال
مولوی رحیمی شهرستان خواف👇👇
🆔 t.me/rahimikhaf
.
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)