تحقیقی پیرامون غزوه بنی قریظه و کشتار بی سابقه در آن
جمعه 31 تیر1390 ساعت: 0:54 توسط : ناشناسبا سلام. می خواستم نظر وبلاگ محترم شما را در مورد اعدامهایی که به دست
پیامبر صورت گرفته (علی الخصوص اعدام ششصد تا نهصد نفر از یهود بنی قریظه
در یک روز به دستور پیامبر) بدانم.
با توجه به این که این مطلب در منابع سنی (تاریخ طبری ، یعقوبی ، سیره رسول الله ابن هشام و ...) و تواریخ بعدی شیعی (منتهی الامال شیخ عباس قمی تا فروغ ابدیت آیت الله سبحانی) مورد تأیید است و در قرآن نیز (سوره احزاب) آیه ای به آن واقعه اشاره دارد چه نظری درباره ی این عمل غیرانسانی دارید؟ با تشکر.
پاسخ
محمد عیسی رحیمی
خواف
جهت پاسخ به این برادر یا خواهر گرامی، تحقیقی پیرامون این مطلب از منابع مختلف به خصوص
از نوشته های ولید نجیب عرفات، استاد دانشگاه لانکستر و سید برکات احمد و دانشنامه آزاد ویکیپیدیا، تهیه و در دسترس
علاقهمندان قرار می دهم. به نظر شخصی بنده این تحقیق می تواند نزدیکتر به
حقیقت باشد و امید است مفید واقع شود. البته این موضوع احتیاج به تحقیق بیشتری دارد. (محمد عیسی رحیمی)
بیان مختصری از واقعه
یهود بنی قریظه گروهی بودند که در مدینه منوره با پیامبر و مسلمین هم پیمان شده بودند تا از مدینه در مقابل دشمنان دفاع کنند.
اما وقتی قریش و هم پیمانانشان برای نابودی
اسلام به مدینه حمله کردند و یک ماه مدینه را در محاصره خود گرفتند و سختی
بر مسلمانان به حدی رسید که نفس هایشان به حلقومشان رسید و زبانشان به چنین
سخنانی گویاشد که: «متی نصرالله» یعنی: یاری خدا کجاست و کی می آید؟ در
چنین اوضاعی یهود بنی قریظه هم با پیامبر و مسلمین نقض عهد کردند و از داخل
مدینه با کفار همراه شدند و معلوم است چه فشاری بر اسلام و مسلمانان وارد
شده باشد.
این حرکت در تهدید اسلام خطری بزرگ بود. لذا پیامبر پس از شکست قریش و هم پیمانانشان یهودیان بنی قریظه را محاصره کرد همانگونه که بنی نضیر را محاصره کرده بود. بنی قریظه با طولانی شدن محاصره تسلیم شدند و به حکم سعد بن معاذ که از قبیله اوس و هم پیمان بنی قریظه بود، تن دادند. سعد حکم کرد که مردان بالغ کشته و زنان و اطفال آنان به اسارت درآیندَ . بنابراین گودالهایی در بازار مدینه حفر شد و مردان بنی قریظه دسته دسته احضار و گردن زده شدند. شمار کشته شدگان را از چهارصد تا نهصد نفر گفته اند .
مقدار مورد اتفاق
در وقوع غزوه بنی قریظه و کشته شدن جنگجویان و سرانشان و افرادی که مانند حیی بن اخطب که نام آن ها در تاریخ آمده تا این حد مورد اتفاق و در قرآن به آن اشاره شده و در صحیح بخاری هم آمده است. اما برخی از جزئیات آن مانند تعداد کشته شدگان و مثلاً کشه شدن افرادی که احیانا بی گناه بودند و در جنگ علیه مسلمین شرکت نداشتند، مورد اختلاف و در نزد برخی مانند امام مالک و ابن حجر عسقلانی از قدما و ولید عرفات ، استاد دانشگاه لانکستر، و سید برکات احمد مشکوک است. به نظر اینجانب (رحیمی) اگر این جزئیات و این تعداد عظیم واقعیت می داشت باید این خبر به صورت متواتر نقل می شد.
نظر ولید عرفات
ولید عرفات می گوید: با دقت در این داستان، اشکالاتی برآن امکان پذیر خواهد بود و می توان گفت استدلال بر اینکه ششصد یا هشتصد یا نهصد نفر از بنی قریظه اعدام شده اند صحیح نیست و این گزارش به منابع اسلامی افزوده شده است چنانچه اصل و نمونه آن در فرهنگ یهود وجود دارد و می توان این گفته ها را در تاریخ قدیم یهود جستجو کرد.
عرفات ادامه می دهد: در اینجا ابتدا منابع عربی و روایات یهودی را نقد و بررسی می کنیم . آنگاه به نمونه اصلی آن در تاریخ یهود اشاره خواهیم کرد.اختلاف در تعداد کشتگان
گروه نخست، اکثریت
ولید عرفات می گوید: ابن اسحاق قدیمیترین منبعی است که با جزئیات به شرح ماجرای بنی قریظه پرداختهاست و تاریخنگاران بعدی عموماً از او به عنوان منبع استفاده کردهاند. ابن اسحاق می نویسد: که بنی قریظه با قریش و متحدانش در برجستهترین تلاش آنها جهت نابودی مسلمانان همراه شدند. زمانی که این تلاش شکست خورد، محمد بنی قریظه را محاصره کرد. بنی قریظه نهایتاً تسلیم شدند و سعد بن معاذ، از سران قبیله اوس، حکم داد که مردان بالغ بنی قریظه کشته و زنان و کودکان به بردگی گرفته شوند. متعاقب آن خندقهایی در بازار مدینه کنده شده و سر مردان بنی قریظه از تنشان جدا شد. تخمین میزان کشتهها در منابع مختلف بین ۴۰۰ تا ۹۰۰ میباشد (ابن اسحاق آن را بین ۶۰۰ تا ۹۰۰ مینویسد).
از نظر تاریخی، مورخین مسلمانان عموماً به نقل قول از ابن اسحاق
پرداخته، و پس از حذف جزئیات آن بصورت خلاصه آن را در کنار وقایع دیگر
گزارش میکردند.
گروه دوم، اقلیت
در این میان، اما گروه اقلیتی با دیدگاه مخالف وجود داشتهاند. مورخ
مسلمان ابن حجر عسقلانی داستان بنی قریظه و داستانهای مشابه را از اساس رد
میکند و معتقد است که دلیل اینکه مالک ابن انس از همعصران ابن اسحاق و
بنیان گذار فقه مالکی، ابن اسحاق را «دروغگو» و «دجَال» میخواند، روش سیره
نویسی و نقل اینگونه داستانها از طرف او بود.[۱] در قرن ۱۴ هجری شمسی هم
ولید نجیب عرفات، استاد دانشگاه لانکستر، و سید برکات احمد جزئیات این
داستان را رد کردهاند.
استدلال های مخالفان (گروه اقلیت)
1- انتقادات به سیره ابن اسحاق
به گفته ولید عرفات، مورخان و سیره نویسان استانداردهایی که محدثان در
ارتباط با احادیث نبوی و امور فقهی رعایت میکردند، را رعایت نمیکردند و
برخوردی بسیار سهل گیرانه تر داشتند. محدثان اصرار داشتند که تمام راویان
ثقه باشند و از فرد پیش از خود بدون واسطه روایت کرده باشند. مالک ابن انس
از همعصران ابن اسحاق و بنیان گذار فقه مالکی، با مقایسه معیارهایی که خود
رعایت میکند با روش ابن اسحاق، او را «دروغگو» و «دجَال» و «کسی که
روایاتش را از یهودیان میگیرد» تعبیر میکند. ابن حجر عسقلانی میگوید که
مشکل مالک ابن انس با ابن اسحاق بخاطر گنجاندن داستانهای عجیبی مانند
داستان بنی قریظه در سیره اش بود.[۱]
ولید عرفات استدلالهایی میآورد تا نشان دهد که ابن اسحاق داستانش را از نوادگان یهودی بنی قریظه اخذ کردهاست و سپس با مقایسه جزئیات داستان بنی قریظه با داستان ماسادا (از داستانهای قدیمی در تاریخ یهود) نتیجه میگیرد که بازماندگان یهودی داستان ماسادا را با داستان بنی قریظه آمیختهاند.[۱]
بگفته سید برکات احمد، با اینکه افرادی مانند مالک و هشام بن عروه ابن
اسحاق را قابل اعتماد نمیدانستند، اما بسیاری از هم عصران ابن اسحاق به او
احترام بسیار میگذاردند. مثلاً از امام شافعی نقل است که گفته هر کس که
میخواهد مغازی را عمیقاً مطالعه کند، باید با ابن اسحاق مشورت کند. احمد
ابن حنبل هم او را قابل اعتماد میدانست.[۹] سید برکات احمد معتقد است که
ابن اسحاق صادق و راستگو بودهاست، اما دیدگاههای او در مورد ارتباط
پیامبر با یهودیان شدیداً تحت تأثیر واکنش او به نحوه زندگی یهودیان در
دوران عباسی شده بود.
بگفته احمد «هر مورخی تا حد زیادی بخشی از زمان خود است. او نمیتواند
خود را از فضای عقایدی که در آن نفس میکشد جدا کند» و نگاه خودش از وضعیت
معاصر را به دورانهای قبل تصویر میکند.[۸] برکات احمد معتقد است که ابن
اسحاق استانداردها و احتیاطهای لازم را در این بخش از سیره اش رعایت
نکردهاست.[۱۰] بگفته سید برکات احمد، روال کاری ابن اسحاق این است که
الگویی از اسناد معتبر را در سیره اش فراهم کند، اما زمانی که به ماجرای
بنی قریظه میرسد، این الگو بنظر به هم میریزد چون برای اکثر وقایع اصلی
سندی ذکر نشدهاست.
نام چندین گزارشگر معتبر مانند الزهری و قتاده به چشم میخورد ولی زمانی که دقیق نگاه کنیم میبینیم که آنها جزئیات را نقل کردهاند و نه وقایع اصلی را. احمد سپس به نقل قول از رابسون میپردازد که میگوید: «ابن اسحاق در روش جمع آوری اطلاعاتش کاملاً روشن عمل کردهاست: او ادعا نمیکند که آنچه میگوید کاملاً معتبر است، و تلاش هم نمیکند که سلسله اسناد هر نقل قولی را به محمد برساند. بنابراین ما میتوانیم متمایل به این باشیم که تنها جاهایی از سیره او را بپذیریم که مستقیماً به نقل قول از افراد معتبر کرده و هنگامی که سلسله اسناد متصل به هم فراهم میکند.»[۱۱]
2- در قرآنبگفته ولید عرفات تنها منبع موثق و همعصر واقعه قرآن است که در آیه ۲۶
سوره احزاب بسیار کوتاه به حادثه اشاره میکند: «[خدا] آن کسانی که از که
اهل کتاب به ایشان (یعنی به قریش) کمک کردند را از قلعه هایشان بیرون کرد، و
ترس در دلهایشان بیفکند، عدهای از ایشان را کشتید، و جمعی دیگر را اسیر
کردید.» در این آیه هیچ اشارهای به تعداد کشتگان در این واقعه وجود ندارد.
در حالی که اگر این تعداد افراد به آن شکل کشته میشدند، حتماً میبایست
اشارهای واضح تر در قرآن به آن میشد، و سپس نتیجهای از آن گرفته میشد.
به گفته ولید، اشاره قرآن فقط به کسانی است که در جنگ شرکت داشتهاند، ( مقاتلین که در روایت بخاری هم آمده تَقْتُلُ مُقَاتِلَتَهُمْ وَتَسْبِي ذَرَارِيَّهُمْ) و تنها در صورتی که رهبران گناهکار قبیله اعدام شده باشند، می توانیم انتظار اشارهای خیلی مختصر از این حادثه در قرآن را داشته باشیم.[۱]
3- در منابع یهودیسید برکات احمد در تأیید نظریه اش منبی بر اینکه تنها رهبران قبیله
قریظه کشته شدهاند، به این نکته اشاره میکند که هیچ منبع یهودی ای این
واقعه را ثبت نکردهاست و این روایت فقط در منابع مسلمانان یافت میشود.
بسیار غیرمحتمل است که در قرن دوم و سوم پس از اسلام - هنگامی که ابن اسحاق
و ابن سعد مشغول جمع کردن منابعشان بودند - خاخامهای مطلع گائونی و
رهبران یهودی در بابل نتوانند روایت یهودی از وقایعی که تأثیر شگرفی بر
زندگی یهودیان حجاز در زمان محمد داشت را کسب کنند، خصوصاً اینکه در بین
یهودیان معمول است که داستانهای بدبختیهای خود را ثبت میکنند.
بگفته برکات بنظر میآید که اولین بار در سال ۱۸۳۳ میلادی این داستان وارد ادبیات تاریخنویسی یهودیان شده باشد.[۱۳]
4- عدالت اسلامیبر اساس قانون مجازات در اسلامی، تنها افرادی که مسئول فتنه بودند
میبایست مجازات شوند. کشتن تعداد زیادی از افراد کاملاً با فهم اسلامی از
عدالت و اصول اصلی ای که در قرآن مطرح شده تناقض دارد، خصوصاً آیه 18 سوره
فاطر که می گوید هیچ کسی بار گناه دیگری را برنمی دارد. در واقع بصورت
تاریخی نگاه فقها بر پایه همین آیه قران بودهاست.
عرفات همچنین مثالی از یکی از احکام فقهی از فقهای همدوره ابن اسحاق میآورد، و استدلال میکند که این فقیه نمیتوانسته داستان بنی قریظه را باور بدارد. ابوعبید القاسم بن سلام (متوفای ۲۲۴ هجری)، از نخستین نویسندگان در باب فقه و سنن، در کتاب «الاموال» – که اثری فقهی و نه تاریخی است – نوشته زمانی که عبدالله بن علی، حاکم شام، به گروهی از اهل کتاب سخت گرفت و دستور داد به محل دیگری کوچ کنند، «امام اوزاعی» که معاصر «ابن اسحاق» بود زبان به اعتراض گشود که آشوب از سوی همه آن افراد نبودهاست تا همه مجازات شوند، و حکم الهی آن است که گروه زیادی به خطای چند نفر مجازات نمیشوند.
عرفات استدلال میکند که اگر از دید «اوزاعی»، آنچه «ابن اسحاق» در سیره اش نوشته، واقعی بود، هرگز به حاکم شام اعتراض نمیکرد و به رفتار منتسب به رسول خدا در برابر بنی قُریْظه اقتدا میکرد.
آقای عرفات و برکات دلایل دیگری نیز ذکر کرده اند که جهت اختصار از ذک آنها خود داری شد.
نتیجه و خلاصه
ولید عرفات در خاتمه می گوید:به هر حال منبع واقعی داستان نادرست کشتار بنی قریظه، فرزندان یهود مدینه اند که ابن اسحاق از ایشان اخذ کرده و مورد اعتراض شدید (برخی) علما و مورخان قرارگرفته و مالک او را دجال دانسته است.
بنابرین مصادر قصه بسیار مشکوک و جزئیات آن با روح اسلام و احکام قرآن
ناسازگار است به گونه ای که نمی توان آن را تصدیق کرد. چون راویان مورد
اعتماد بر آن خرده گرفته اند و قرآن هم آن را تایید نمی کند. به نظر می رسد
اساسا تأیید آن ناممکن باشد. نه راویان موثقی آن را نقل کرده اند و نه
ادله آن را تأیید می کند و این نشان از آن دارد که این داستان واقعا مشکوک
است.
داستان مشابه ماسادا در تاریخ قدیمی یهود
از سوی دیگر باید توجه داشت که این، داستانی مشابه و نمونه ای در تاریخ قدیمی یهود دارد که می توان این گزارش را نسخه ای از همان نقل کهن دانست. در آن حادثه گفته می شود انقلابیون یهود علیه رومیان قیام کردند، اما پس از تخریب معبد آنان در سال 73 میلادی و فرار متعصبان (الغیوریین = Zealots) و افراطی های (السکاری = Masada) آنان به قلعه صخره در ماسادا (masada ) ماجرا به قتل عام ایشان پس از محاصره شان انجامید .
آنگاه برخی از آنان از واقعه جان سالم به در بردند و به جنوب گریختند و بنا به یک نظریه همان ها به یثرب آمدند و در آنجا ساکن شدند و آنان که ماندند گزارش آن را به نسل های بعدی منتقل کردند.
کسی که در واقعه ماسادا حضور داشته و آن را ثبت کرده است فلافیوس جوسیفوس(flavius josephus است که سمتی در روم داشته اما یهودی بودن خود را پنهان می کرده است.
جزئیات این واقعه شباهت زیادی به داستان بنی قریظه و مقاومت آنان در جنگ دارد. مثلاً اسکندر، هشتصد یهودی را دستگیر و در مقابل زن و فرزندشان کشت. چنانکه عده فراوان دیگری از یهودیان، در ماجراهای دیگر کشته شدند.
آنچه جلب توجه می کند تشابه شمار کشتگان در ماسادا است که کشته شدگان را 960 نفر گفته اند که 600 نفرشان انقلابیون یهود بودند.
تشابه دیگر اینکه وقتی از محاصره به تنگ آمدند، بزرگ آنان الیعازر مانند آنچه کعب بن اسد در میان بنی قریظه پیشنهاد کرد، از دوستان خود خواست که زنان و کودکان خود را بکشند تا بدون دغدغه آنان، به سختی مبارزه کنند یا حتی پیشنهاد شد به کشتن همدیگر دست زنند.
تشابه میان این دو گزارش آن هم در جزئیات، جلب توجه می کند. مشابهت تنها در خودکشی دسته جمعی نیست بلکه در اعداد و ارقام نیز تقریبا برابر است. برجستگی نام اشخاص و تشابه نام هایی هم که در آن داستان ها آمده محل توجه است.
به نظر می رسد اصل داستان بنی قریظه از این واقعه گرفته شده و فرزندان یهود که به یثرب آمدند، آن را حفظ کرده و آن را با داستان بنی قریظه آمیخته اند . بسا کسی که تاریخ قدیم و جدید یهود در این واقعه را به هم آمیخته، همان کسی است که ابن اسحاق از او نقل کرده و مورخان مسلمان بدون توجه و بررسی آن را آورده اند.منبع: http://www.historylib.com/Main/Default.aspx
تاریخ انتشار: سه شنبه 9 فروردین84
واکنش دیگران به نظرات ولید عرفات و احمد برکات
استدلالهای عرفات و احمد با واکنشهای متفاوتی روبرو شدهاست.
1- در پاسخ به استدلالهای عرفات، کیستر از اسرائیل، استاد دانشگاه عبری اورشلیم، مقالهای نوشته و استدلال کرده که این واقعه حتماً باید اتفاق افتاده باشد. کیستر مینویسد: که ماجرای این داستان تقریباً در تمامی منابع قدیمی (که برخی با ابن اسحاق همزمان بودند) و در تفاسیر قرآن آمدهاست. این موضوع غنی بودن نقل کنندگان این داستان را میرساند. اشارات فقیهانی مانند شیبانی، شافعی، ابوعبید، و الماوردی نشان میدهد که فقهای قدیمی کاملاً با سیره و مغازی (و از جمله داستان بنی قریظه) آشنا بودند و از آنها استفاده جستند.
2- ویلیام مونتگمری وات میگوید که استدلالهای عرفات را «کاملاً قانع کننده» نیافتهاست.
3- هارولد کازیمو درباره کتاب احمد میگوید: «دکتر احمد با دقت تمامی منابع اسلامی قدیمی و نوشتههای یهودی ای که در ارتباط با آن دوران هستند را در نظر گرفتهاست. دیدگاه او تحریک کنندهاست و نیاز به بررسی بیشتر دارد. تلاشهای اینچنینی میتواند به گفتگوی بین مسلمانان و یهودیان کمک کند. اگر چه من کاملاً با شواهد ارائه شده قانع نشدم، اما هنگام مطالعه کتاب زمانهایی بود که در ذهن من نسبت به روایت سنتی شک ایجاد شد. و البته، این همان چیزی بود که او[دکتر احمد] قصدش را داشت.»
4- خالد یحیی بلانکنشپ میگوید که استاد یهودی او ژره باچارچ از دانشگاه تمپل پس از خواندن کتاب احمد قانع شده که کشتار اتفاق نیفتادهاست، اما خود او میگوید که اگر چه استدلالهای عرفات در رد داستان یا محدود کردن تعداد کشتهها آنگونه که احمد استدلال میکند، برایش تحریک کنندهاست، اما تمایلی نسبت به برخورد بسیار خشن با متون سنتی ندارد زیرا اگر این گزارشها را زیر سؤال ببریم، آنوقت این سؤال مطرح میشود که چه چیزهای دیگری را نیز باید زیر سؤال ببریم. بلانکنشپ همچنین میگوید که کیستر استدلالهایی آورده که واقعه باید اتفاق افتاده باشد. و اگرچه کیستر اسرائیلی است، ولی بخاطر عمق تحقیقات او و بی طرفی اش نسبت به منابع اسلامی نباید سبک شمرده شود.
5- گوردون دانیل نیوبی، استاد مطالعات تطبیقی اسلام و یهودیت میگوید که حداقل از زمان ویلیام مویر در غرب کشتار بنی قریظه بعنوان عملی وحشیانه نگریسته می شده و بخاطر همین موضوع عرفات و احمد به بازبینی این داستان پرداختهاند. نیوبی میگوید که استدلالهای کیستر کاملاً قانع کنندهاست و حتی اگر برخی نویسندگان چاشنی قضیه را زیاد کرده باشند، کشتار باید اتفاق افتاده باشد زیرا تنش فزایندهای که بین محمد و یهودیان وجود داشت ناگزیر میبایست به مقابله نظامی بیانجامد. البته واضح است که محمد سیاست کاملاً ضدیهودی نداشته چون تا پایان عمر محمد یهودیانی در مدینه حضور داشتند.
6- محمد یاسین مظهر صدیقی، استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه علی گره هند استدلالهای عرفات و احمد را بسیار قانع کننده توصیف میکند.
7- اکرم ضیا العمری، استاد تاریخ اسلام از دانشگاه اسلامی مدینه در عربستان، از اینکه صدیقی استدلالهای عرفات و احمد را قانع کننده میابد ابراز تأسف کرده و میگوید که غلط خواندن وقایع تاریخی خدمتی به اسلام و مسلمانان نکرده، و چنین تلاشهایی زودگذر خواهد بود؛ یهودیان بخاطر خیانت بزرگی که به حکومت منطقه و تلاشی که برای کشتن شهروندانش و ساقط کردن حکومتش کردند محکوم به مرگ شدند.
محمد عیسی رحیمی 38/ 4/ 1390
با استفاده از دانشنامه آزاد ویکیپیدیا
و (سایت پرس و جو
http://www.porsojoo.com/fa/node/2292) و منابعی دیگر
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)