خضری می گوید: من امیر ارسلان خضری متولد 1368 اهل مهاباد کردستان دانشجو مهندسی IT با شغل: برنامه نویسی وب PHP هستم.
مهارتهایم برنامه نویسی و مدیریت و علایقم اسلام, آزادی، توسعه فرهنگی سیاسی و اقتصادی جامعه و نویسندگی است.
به اصلاحات بر مبنای اسلام و ملی مذهبی و به قرآن، کتاب های استاد عمرو خالد و نوشته های جبران خلیل جبران علاقمند می باشم.

دانشجو کیست؟

امیر ارسلان خضری
دانشجوی کرد از مهاباد

1- بارزترین ویژگی دانشجو، پرسشگری است.

سؤال کردن پایه‌ی تمام پیشرفت بشر است، تمدن بشری به واسطه‌ی سؤالاتی شکل گرفت که انسان‌های تأثیرگذار از خویش پرسیدند و همه‌ی تلاش خود را صرف پاسخ بدان‌ها کردند.

هر کجا پیشرفتی هست، هر کجا اختراعی هست، هر کجا که مفاهیم نوینی مطرح شده است، هر کجا که عمران و آبادانی هست، هر کجا که موفقیت و پیروزی نصیب عده‌ای شده است، هر کجا که ثروتی حاصل شده است، هر کجا که فرهنگ و هنر تجلی یافته و هر کجا که تمدنی شکل گرفته است، بدانیم که آنجا سؤالاتی مطرح بوده و عده‌ای عمر خود را صرف پاسخ به این سؤال‌ها نموده‌اند.

دانشجو در هر شرایطی پرسشگر و نقاد است، از عملکرد‌های گذشته، وضعیت حال و رویکرد‌های آینده، از ارتباط بین مطالبی که مطالعه کرده و...

دانشجو از سؤال کردن نمی‌هراسد، و از آن بیمی ندارد که مورد تمسخر پرسش‌شونده و یا دیگران قرار گیرد، بلکه تا زمانی که به پاسخ پرسش خویش نرسیده آرام نمی‌گیرد، از هرکسی که توانایی پاسخ دادن دارد می‌پرسد و هر کتابی که لازم باشد می‌خواند و مهمترین چیز برای او رسیدن به پاسخی است که قلب و روان او را آرام کند.

و در مقابل پرسش‌هایی که از او می‌شود، هرگز آن را تمسخر نمی‌کند و تا مطمئن نشود پرسشگر قانع شده بحث را خاتمه نمی‌دهد و اگر پاسخ را نمی‌دانست با شجاعت می‌گوید نمی‌دانم و او را با معرفی کتاب و یا شخصی که توانایی پاسخگویی دارد راهنمایی کند و خود نیز به دنبال پاسخ باشد.

دانشجو به نهادینه شدن فرهنگ پرسشگری کمک می‌کند و هیچگاه از تشویق دیگران به پرسش کردن خسته نمی‌شود.

2- اصلی‌ترین وظیفه‌ی دانشجو مطالعه است.

هیچ لذتی با لذت مطالعه برابری نمی‌کند، هر کتاب یک دانشگاه است و با به پایان رساندن آن شما فارغ‌التحصیل آن دانشگاه خواهید شد، مگر غیر از این است که نویسنده‌ی کتاب خواسته هرچه را که می‌داند در کتابش قرار دهد، پس اکنون شما به اندازه‌ی پژوهش نویسنده در این موضوع می‌دانید.

دوران دانشجویی بهترین فرصت برای مطالعه است، در اولین روزها پس از ورود به دانشگاه خود را به مسئول کتابخانه، معرفی کنید، و دوستی خود را با او از همان ابتدایی‌ترین روزها آغاز کنید، کاری کنید که نام شما روی سلول‌های خاکستریش حک شود و به شما اجازه بدهد خود وارد مخزن کتابخانه شوید و تا مناسبترین کتاب‌ها را جستجو کنیم.

کتاب بهترین منبع برای یافتن پرسش‌هایی است که برای شما پیش می‌آیند، مطالعات خود را به سه بخش عمومی، مهارتی و تخصصی تقسیم کنید. مطالعات تخصصی خود را فقط به استاد برای عموم مطرح می‌کند محدود نکنید، از استاد و یا دانشجویان بالاتر بخواهید که منابع بیشتر و جامعتری به شما معرفی کنند.

یادگیری مهارتهای تندخوانی می‌تواند علاقه‌ی شما را به مطالعه افزایش داده و در کمترین زمان، بیشترین اطلاعات را فرا بگیرید.

3- زمان برای دانشجو ارزشمندترین چیزهاست.

گویند زمان طلاست، اما از آن هم با ارزشتر است، زمان معادل عمر و زندگی انسان است. عمر آدمی و به‌خصوص بهار زندگانی (جوانی) و از آن خاصتر دوران دانشجویی بسیار گذرا و محدود است. پس ما باید در حد توان، موانعی که باعث بیهوده و نامفید شدن می‌شوند را کنار بزنیم.

4- دانشجو صاحب اندیشه و هدف است.

هدف براي جوان، همچون فانوس دريايي براي كشتي است كه مانع غرق شدنش در درياي زندگي مي‌شود.

انتخاب هدف در زندگی دانشجو، موجب تمرکز قوای فکری او می‌شود، به او قاطعیت و جدیت می‌بخشد، تردیدها و دو راهی‌ها را برای او حل می‌کند، مدیریت زمان را به او اهدا می‌کند؛ زیرا کسی که می‌داند هدف اعلای زندگی چیست، فرصت‌ها را می‌سازد و منتظر رسیدن فرصت‌ها نمی‌ماند، دانشجو با هدف بر اطرافیان خود تأثیر می‌گذارد و هدفداری به دانشجویان سرعت عمل، انتخاب مؤثر و قابلیت دفاع و صراحت خاصي مي‌بخشد.

دانشجو تفاوت بین هدف و آرزو را می‌داند، او می‌داند که هدف‌های یک انسان بیانگر شخصیت او هستند، دانشجو می‌داند چنانچه به هدف خود رسيد، بلافاصله هدف ديگري را جايگزين هدف پيشين كند و به هيچ وجه، اسير ابتذال و روزمرگي نمی‌شود، و چنانچه بر سر دوراهی ماند از هم‌اندیشی مشاوران استفاده می‌کند تا احتمال موفقیت خود را افزایش دهد، دانشجو می‌داند که هر انتخابی باید دلایل کافی داشته باشد، پس انتخاب هدف باید مستدل و قابل دفاع باشد.

5- دانشجو بر هویت خویش آگاهی کامل دارد.

هویت یعنی شاخص‌های ارزیابی هر ملت، این شاخص‌ها عبارت‌اند از: 1- دین 2- تاریخ 3- زبان و ادبیات

دانشجو یکایک این شاخص‌ها را پیرامون ملت خود می‌داند و مطالعه و پرسش پیرامون شناخت هویت از اولویت‌های او می‌باشد. دانشجو می‌داند که بحران هویت یعنی اینکه اکثریت و یا همه‌ی ملت از هویت خود اطلاعی نداشته باشند و ویژگی‌های برتری ملت خود را رها کرده و هویت بیگانه را به طور کامل جایگزین آن کنند.

الف) دانشجو باید بخواند و بداند که مردمان گذشته چه دینی داشته‌اند و بداند چه برتری‌ها و ویژگی‌هایی در دینش بوده که به آن گرویده‌اند. او باید نخبگان ملت خود را بشناسد و علت برگزیدن این راه توسط آنان را درک کند.
ب) او باید با ادبیات دوران متفاوت آگاهی بیابد و شاعران و ادیبان و سبک آنان را بشناسد. دانشجو باید بتواند به زبان مادری خود بنویسد و بخواند، شعرهایی را از شاعران سرزمین خود از حفظ داشته باشد،

دانشجو باید تاریخ ملت خود را باید بخواند و بداند و بر تاریخ یک نسل پیش خود (30 سال) نیز تسلط داشته باشد تا بتواند با نسل قبل از خود ارتباطی محکمتر برقرار نماید.

دانشجو نه تنها باید خود اینها را بداند و از صحت آنها مطمئن باشد بلکه به دیگران نیز یادآور اهمیت موضوع باشد و انحرافات در این زمینه را برای آنها شفاف کند و خود را آماده دفاع در مقابل تهاجم اندیشه‌های نو علیه هویت، اندیشه و آرمان‌های خود و ملت خود، سازد.

6- دانشجو مسؤولیت‌پذیر است.

قبول آگاهانه‌ی مسؤولیت‌ها و موفقیت در آنها نه تنها بر اعتماد به نفس شما می‌افزاید؛ بلکه شما را برای پذیرش مسؤولیتهایی بزرگتر آماده می‌سازد و اگر در درست انجام دادن آنها موفق نشدید آنرا به حساب بی‌تجربگی قرار دهید و بدانید که دنیای امروز، از نداشتن حس مسؤولیت‌پذیری در جوانان رنج می‌برد و پیرمردان امروز که این حس در آنها وجود دارد، توانایی انجام مسؤولیت‌ها را ندارند. و دانستن اینکه خداوند ناظر اعمال ماست باعث می‌شود که وجدان اخلاقی خود را برای انجام درست وظایف بیدار کنیم.

7- دانشجو بر مهارتهایی چون کار با کامپیوتر و اینترنت و استفاده از زبان انگلیسی تسلط دارد.

دانشجو باید بداند که همچنانکه‌ آلوین تافلر می‌گوید، تمدن بشری سه دوره را به خود دیده است. دوره‌ی اول جامعه‌ی کشاورزی، دوره‌ی صنعتی و دوره‌ای که اکنون در آن قرار داریم عصر اطلاعات است.

هر کدام از این دوره‌ها نیازمند مهارت‌ها و زیرساخت‌های خاص خود بوده‌اند. مهارت مورد نیاز در دوره‌ی اطلاعات تسلط بر استفاده از کامپیوتر و اینترنت می‌باشد.

همچنین لازم به ذکر است که بیش از 70 درصد حجم اطلاعاتی که در اینترنت موجود می‌باشد به زبان انگلیسی نوشته شده‌اند. پس تسلط بر زبان انگلیسی یکی از ضروریات دانشجو می‌باشد. دانشجو حداقل درحد یک مکالمه‌ی عمومی انگلیسی صحبت‌کردن بلد باشد و بر خواندن و نوشتن متون تخصصی خود تسلط کامل داشته باشد.

شرکت کردن در دوره‌ی مهارتهای هفتگانه‌ی(ICDL) که در دانشگاه‌ها هم برگزار می‌شود و همچنین حضور در یک یا دو دوره، کلاس‌های زبان خصوصی برای یادگیری روش‌های فراگیری زبان نیز می‌تواند سودبخش باشد.

8- دانشجو نسبت به اخبار آنچه که پیرامون او روی می‌دهد مطلع است و موضع خاصی دارد.

برای این منظور استفاده از خبرگزاری‌ها در اینترنت و روزنامه‌ها پیشنهاد می‌شود. برای صرفه‌جویی در زمان و همچنین پوشش کامل خبرها، دانشجو باید دو و یا چند خبرگزاری و روزنامه را که اخبارشان مکمل یکدیگر می‌باشد را پیگیری کند. پیشنهاد می‌شود که اخبار در تمام زمینه‌ها پیگیری شود؛ ولی دانشجو می‌تواند برحسب علاقه و ذوقیات خود خبرها را دنبال کند.

9- دانشجو در بطن جامعه قرار دارد.

تفاوت عمده‌ی بین دانشجو بودن در دانشگاه‌های مرکز و دانشگاه‌های حاشیه در این است که دانشجویان مرکز به مقتضای شرایطی که در آن قرار دارند سیاسی‌تر هستند و فعالیت‌های خود را در این حوزه، متمرکز می‌کنند؛ ولی دانشجویان حاشیه در حوزه‌ی مسائل اجتماعی فعالیت چشمگیرتری دارند. هردوی این حالات با توجه به شرایط محیطی قابل توجیه است.

دانشجو آداب و رسوم مردم شهر خود را می‌شناسد و با روش‌هایی نیکو به اصلاح و تجدد در آنها همت می‌گمارد. دانشجو بر مشکلات و معضلاتی که گریبانگیر مردم شهر است آگاهی دارد. همکاری با تشکلها و انجمن‌های اجتماعی یکی از اولویات دانشجو محسوب می‌شود.

10- دانشجو در حد وسع، قلمی توانا و سخنی شیوا دارد.

کاغذ و قلم ابزاری است که هیچگاه نباید از دانشجو دور بیفتند. دانشجو می‌تواند از هر وسیله‌ی دیگری که استفاده راحت تری نسبت به قلم و کاغذ دارد مانند موبایل و کامپیوترهای جیبی و ... استفاده نماید. او سؤالاتی که برایش پیش می‌آید را یاداشت می‌کند تا در اولین فرصت به دنبال پاسخ آنها باشد، او نکات مهمی را که از جلساتی که در آنها حضور دارد یاداشت می‌کند، لازم است دانشجو تاریخ هرکدام از یاداشت‌ها را در گوشه‌ی آن درج نماید.

دانشجو باید دفترچه‌ی یاداشت خاطرات روزانه داشته باشد، اگرچه هر روز در آن ننویسد، این خاطرات روزانه معادل تاریخ هزارساله است که در هویت و رفتارهای شخص تأثیر می‌گذارند و شاید روزی این نوشته‌ها بخشی از تاریخ یک ملت را تشکیل بدهند. ضرورت دارد که دانشجو تحلیل حوادث و رویدادهایی که پیرامون او رخ می‌دهد را یاداشت کند. هرچند که این تحلیل و نقد کاملاً مغایر با حقیقت باشد، ولی بیانگر یکی از احتمالاتی است که ممکن است روی بدهد. مشارکت در نشریات دانشجویی می‌تواند تمرین خوبی برای نوشتن باشد.

دانشجو باید مکان و زمان مناسب سخن گفتن را بداند و در مواقعی که باید سخن بگوید، سکوت نکند. دانشجو باید آماده‌ی پاسخگویی در مقابل سؤالات احتمالی که در حوزه‌ی فعالیتهای خویش از او می‌پرسند باشد. همچنین دانشجو باید توانایی دفاع از نظرات و عقاید و اهداف خود را داشته باشد.

11- پژوهشگری انتظاری است که از دانشجو می‌رود.

هرچند پژوهشگری تنها مختص دانشجویان نیست، اما دوران دانشجویی بهترین فرصت برای پژوهشگری می‌باشد. انتخاب موضوع پژوهش یکی از مهمترین دغدغه‌ها می‌باشد. برای این کار اولاً باید ذهنی خلاّق داشته باشیم، برای خلاّق شدن باید مانند کودکان اندیشید، ساده و بی‌تکلّف. ولی گاهی نیاز به یافتن موضوعی جدید هم نمی‌باشد، ما می‌توانیم با بازنگری و بررسی عملکردهای بسیاری از موضوعات پیشین و تطبیق دوباره‌ی آنها با علم روز و اصلاح آن کمکی به عرصه‌ی پژوهش نماییم.

برای اینکه پژوهشی عالی انجام دهیم باید از تمام امکانات کتابخانه و اینترنت و همچنین نظرات و تجربیات اساتید و پژوهشگران دیگر استفاده نماییم.

12- دانشجو در ایجاد ارتباط با دانشجویان دیگر و کمک به دانشجویان ورودی کوشاست.

همه‌ی ما اولین روزهایی را که وارد دانشگاه شدیم و هیچ نمی‌دانستیم، منتظر بودیم کسی ما را راهنمایی کند را به یاد داریم، پس در اولین فرصت خود را به دانشجویان جدید می‌رسانیم به سؤالاتشان پاسخ گفته و از همه مهمتر به آنان کمک می‌کنیم که از همان لحظه‌ی آغازین رسالت خود را بشناسد و از تمام ظرفیتهای خود استفاده بنماید.

13- دانشجو از سفر کردن نمی‌هراسد.

 سفر یکی از آن جایگاه‌هایی است که بهترین شرایط را برای آموختن و یادگیری تجربه در اختیار آدمی می‌گذارد.  خدا در قرآن می‌فرماید: «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ؛ بگو در زمين بگرديد و سپس بنگريد و دقّت كنيد [و از تاریخ عبرت بگیرید.]» در این راستا دانشجو از همایش‌ها و نمایشگاه‌هایی که در شهرهای دیگر برپا می‌شوند استقبال کرده و بر حسب اولویت در آنها حضور می‌یابد. او از مناطق اطراف شهر خود و شهرهای دیگر دیدن می‌کند که هم با آداب و رسوم مردمان آن، آشنا شود و همچنین در ارتباط خود با دیگران از آنها استفاده کند، خیر و تجربه‌ای که در سفر است را تا به سفر نروید نمی‌توانید آن را درک کنید.

لازم به ذکر است که دو شعار باید در ذهن دانشجو حک شود:

1- تغییر تنها راه پیشرفت است با این وجود بسیاری از آن سرباز می‌زنند.
2- جایزه‌ی نوبل را به همت‌ها و تلاش‌های بالا می‌دهند.

پس رسالت اصلی دانشجو ایجاد تغییر است و برای رسیدن به نتیجه باید صبر و همت زیادی را داشته باشد.

منبع: سایت اصلاح