عمرخیام در مسکو شهرِ شبهایِ باشکوه (28 اردیبهشت روز گرامیداشت عمر خیام)
بیبیسی فارسی 2012-03-09 ,13:24
مطلبی از جمال الدین موسوی، که بتازگی برای پوشش خبری انتخابات روسیه به این کشور سفر کرده بود:
می پرسم مگر روسها هم عمر خیام را می شناسند؟ ویدیویی از ولادیمیر پوتین نشانم می دهند. آقای پوتین می گوید که همسرش کتاب "رباعیات خیام" را به او هدیه کرده و او این کتاب را به همه توصیه می کند! می گویم رباعیات خیام به روسی ترجمه شده؟ سی جلد کتاب نشانم می دهند، ریز و درشت، همه چهار رنگ و با کاغذ گلاسه و مزین به مینیاتور. می گویند که این کتابها یا ترجمه رباعیات خیام است، یا درباره فلسفه او نوشته شده و یا درباره شرح حال و زندگی اوست. البته همه به زبان روسی. و بعد زن و شوهری هنرمند را می بینیم که درباره خیام فیلم ساخته اند و با حس و حالی باور نکردنی ترجمه روسی رباعیات خیام را می خوانند، آنهم از حفظ...
کسی عجله چندانی ندارد. انگار هنوز همه دارند برای دولت کار می کنند. کسی درباره سیاست سخن نمی گوید. آنکه انتخاب می شود معلوم است. همراهانم می گویند بیایید بروم"طربخانه"، آنهم طربخانه ای که به نام "خیام" است، دریکی از خیابانهای مرکزی شهر مسکو... وقتی از جلوی باغ الکساندر به طرف تئاتر بولشوی می رویم عبارتی که برای مسکو به ذهنم می رسد، شهر شبهای باشکوه است..
روسیه چند "ولادیمیر" نامدار را در تاریخ خود دیده است. اولی اش کسی است که بعد از تشکیل امپراتوری روسیه در قرن دهم، خواست روسها را متحد کند. از نظر او اتحاد روسها با ایمان آوردن همه آنها به یکی از ادیان آن روزگار عملی بود. روسها باید خدایی می داشتند که شانه به شانه در کنار هم برای او می جنگیدند. تا زمانی که آنها به دین خاصی اعتقاد نداشتند، اتحاد آنها عملی نمی شد. ولادیمیر کبیر، اول سراغ اسلام رفت. چون اسلام به مردان اجازه می داد که چهار همسر اختیار کنند، خیلی از اسلام خوشش آمد. ولی بعد گفت دینی که در آن شراب حرام است، رعایت دستواراتش برای مردم آسان نیست. این بود که رفت سراغ مسیحیت و غسل تعمید به جای آورد. بعد از آن روسها ملتی مسیحی شدند.
ولادیمیر بعدی، کسی نبود جز ولادیمیر ایلیچ لنین. او نظام سیاسی تزاری روسیه را با رهبری انقلاب اکتبر تغییر داد و ساختاری را با آموزه های مارکسیستی و باورهای شخصی خود بنا نهاد که هفت دهه ادعایی جهانی داشت. آن زمان امپراتوری های بزرگ میدان را به قدرتی رو به اوج که بعدا امپریالیسم توصیف شد باخته بودند. نظام تزاری روسیه و سیستم های سلطنتی اروپایی یا نفسهای آخر را کشیده بودند و یا در حال به حاشیه رفتن بودند. ولی روسیه نه تنها قلمرو تزارها را نباخت که با نظام نو کمونیستی، سرزمینهای بزرگی را به خاک خود ادغام کرد. اتحاد جماهیر شوروی با اندیشه ای نو وارد رقابت با قدرتهای نو ظهور شد، اگرچه زود هم سر به افول گذاشت. در میدان سرخ صدای سرودی مذهبی از کلیسای "سن باسیل" می آید ولی کسی دیگر بر آرامگاه لنین سرود نمی خواند.
و حالا ما سایه یک ولادیمیر دیگر را حس می کنیم. ولادیمیر پوتین که دو دوره رییس جمهوری بوده، یک دوره نخست وزیر و عامل اصلی پشت صحنه سیاست روسیه. آقای پوتین در این انتخابات برنده شد.
این ولادیمیر راه پیشینیانش را ادامه داده. باید روسیه قدرت را در میدان رقابت با مدعیان غربی به دست بیاورد و خود را به دیگران بقبولاند. مخالفانش او را بزرگترین سد دموکراسی در روسیه می دانند و کسی که برای کسب قدرت از نقض حقوق بشر ابایی ندارد. به همین دلیل وقتی که شنیدم در کنار ورزش اهل شعر است و رباعی خیام می خواند تعجب کردم.
"بوریس توکاروف" و" لودمیلا گلادنکو" را در طربخانه می بینم. زن و شوهری روس که عمری را به بازیگری و تهیه کنندگی و کارگردانی در سینمای روسیه گذرانده اند. تولید سریالی هشت قسمتی از زندگی خیام یکی از کارهای اخیر آنهاست. مجموعه ای تلویزیونی که آماده پخش در شبکه های روسیه است و بخشی از آن هم در ایران تولید شده است. در گزارشی که دراین باره در دست ساخت است خواهید دید که چطور شد که به خیام علاقمند شدند و چطور از عهده ساخت یک درامای تاریخی پر هزینه برآمده اند...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 6:57 توسط مولوی رحيمي
|
نظر یکی ازشما(بشیراحمد)